گروه بین الملل: دونالد ترامپ در ماههای منتهی به انتخابات میاندورهای نوامبر با چالشی روبهروست که میتواند بر آینده سیاسی او و حزب جمهوریخواه تأثیر بگذارد. مسئله، فروپاشی حمایت جمهوریخواهان از رئیسجمهور آمریکا نیست؛ بلکه کاهش تدریجی شور و اطمینان بخشی از پایگاه سنتی ترامپ است. اقتصادی که یکی از عوامل اصلی بازگشت او به کاخ سفید بود، اکنون به یکی از مهمترین نگرانیهای رأیدهندگان تبدیل شده و افزایش قیمتها، هزینه سوخت، تعرفههای تجاری، بدهی عمومی و هزینه جنگ با ایران، فاصله میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد دولتش را آشکارتر کرده است. نیویورکتایمز در گزارشی به قلم تونی روم نوشته است که اقتصاد آمریکا طی دو سال گذشته تحت فشارهای متعددی قرار گرفته است. جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۴ با وعده مهار تورم، کاهش هزینههای زندگی و کوچککردن دولت به قدرت بازگشتند، اما اکنون بخشی از سیاستهای دولت ترامپ تحقق همین وعدهها را دشوار کرده است.
تورم و افزایش هزینه زندگی
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، تورم در ماه ژوئیه به ۳.۷ درصد رسید؛ همان میزان ثبتشده در ژوئن. این رقم همچنان فاصله زیادی با سطح هدف فدرال رزرو دارد و نشان میدهد فشار قیمتها از میان نرفته است. یکی از اقتصاددانان ارشد فیتچ وضعیت اقتصادی را به «مرگ با هزار زخم» تشبیه کرده؛ مجموعهای از فشارها که در کنار یکدیگر بر اقتصاد اثر میگذارند. جنگ، تعرفههای تجاری و سایر شوکهای سیاستمحور، از مهمترین عوامل این فشارها معرفی شدهاند. جنگ با ایران نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد. ادامه جنگ برای ششمین ماه، قیمت انرژی را بالا نگه داشته و میانگین قیمت بنزین در آمریکا را به بیش از چهار دلار در هر گالن رسانده است؛ حدود یک دلار بیشتر از سال گذشته. افزایش قیمت انرژی به گازوئیل و سوخت هواپیما نیز سرایت کرده و هزینه حملونقل، باربری و سفر را افزایش داده است.
تعرفهها و بدهی سنگین
ترامپ همچنین جنگ تجاری با کانادا را با اعمال تعرفههای جدید و تهدید به افزایش عوارض در بخش خودرو تشدید کرده است. او تعرفهها را ابزاری برای حمایت از کارگران و تولیدکنندگان آمریکایی میداند، اما برآورد آزمایشگاه بودجه دانشگاه ییل نشان میدهد مجموعه تعرفههای جدید میتواند بهطور متوسط سالانه حدود ۱۱۰۰ دلار هزینه اضافی بر خانوارهای آمریکایی تحمیل کند.
در کنار این فشارها، بدهی عمومی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و هزینه خدماتدهی به بدهی به یکی از اقلام مهم مخارج دولت تبدیل شده است. جمهوریخواهان با وجود در اختیار داشتن کاخ سفید و کنگره، هنوز نتوانستهاند کاهش عمیق هزینههای دولتی را که وعده داده بودند، عملی کنند.
کاهش شور حامیان ترامپ
در همین حال، نظرسنجیهای رویترز و ایپسوس که نیوزویک به آنها استناد کرده، نشانههایی از تغییر در پایگاه جمهوریخواهان نشان میدهد. میزان جمهوریخواهانی که عملکرد ترامپ را بهشدت تأیید میکنند، از ۴۹ درصد در ژانویه به ۳۵ درصد در اوت کاهش یافته است. در مقابل، تأیید «تا حدی» از ۳۷ به ۴۷ درصد افزایش یافته است.
این آمار به معنای رها کردن ترامپ از سوی جمهوریخواهان نیست؛ تأیید کلی او در حزب همچنان ۸۲ درصد است. با این حال، کاهش حمایت شدید اهمیت سیاسی زیادی دارد، زیرا قدرت ترامپ تا حد زیادی به توانایی او در بسیج حامیانش وابسته است. اگر حامیان پرشور به رأیدهندگانی کمانگیزه تبدیل شوند، مشارکت انتخاباتی جمهوریخواهان نیز ممکن است آسیب ببیند.
شکاف میان وعدهها و واقعیت
ساندیتایمز نیز مشکل ترامپ را در فاصله میان وعدههای انتخاباتی و نتایج عملکرد او میبیند. ترامپ وعده داده بود قیمتها را کاهش دهد، تورم را مهار کند، از کارگران آمریکایی در برابر تجارت خارجی حمایت کند و به جای آغاز جنگ، به جنگها پایان دهد. با این حال، جنگ ایران، افزایش قیمت انرژی و تداوم جنگ اوکراین با این وعدهها در تضاد قرار گرفتهاند. البته اقتصاد آمریکا کاملاً در وضعیت نامطلوب قرار ندارد. رشد اقتصادی ادامه دارد، تولید بهبود یافته، بازار کار تا حدی باثبات مانده و سرمایهگذاری در هوش مصنوعی به رونق بازارهای مالی کمک کرده است. دولت ترامپ نیز تأکید دارد آثار کامل سیاستهای اقتصادی آن هنوز نمایان نشده است. با این حال، انتخابات میاندورهای بیش از وعدههای آینده، تحت تأثیر تجربه روزمره مردم قرار میگیرد. اگر افزایش هزینه زندگی، قیمت سوخت، تعرفهها و هزینه جنگ ادامه یابد، نقطه قوت ترامپ یعنی پایگاه وفادار جمهوریخواه، میتواند به نقطه ضعف او تبدیل شود؛ نه به دلیل فروپاشی این پایگاه، بلکه به دلیل کاهش شور و انگیزه آن.