لوگو
1404 دوشنبه 4 اسفند
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1404/12/03 - شماره 2697
نسخه چاپی
به مناسبت نود و یکمین سالروز تولد اسماعیل فصیح

راوی تنهاییِ طبقه متوسط ایران

مرضیه نگهبان مروی:  دوم اسفند، سالروز تولد نویسنده‌ای است که ادبیات را نه در برج عاج روشنفکری، بلکه در کوچه‌های خاک‌خورده تهران و سکوهای نفتی جنوب جست‌وجو می‌کرد. اسماعیل فصیح، زاده ۱۳۱۳ در محله درخونگاه، از همان آغاز زندگی با فقدان و تنهایی آشنا شد؛ تجربه‌ای که بعدها به یکی از ریشه‌های اصلی جهان داستانی‌اش بدل شد. او از دل طبقه متوسط شهری برخاست و بی‌آنکه در دام زبان‌آرایی‌های پیچیده بیفتد، روایتگر دردها، تردیدها و سرگشتگی‌های نسلی شد که میان سنت و مدرنیته معلق مانده بود.

از درخونگاه تا مونتانا
فصیح پس از سال‌ها تدریس و کار، راهی آمریکا شد و در دانشگاه مونتانا به تحصیل شیمی و ادبیات انگلیسی پرداخت. روایت دیدارش با Ernest Hemingway به یکی از بخش‌های افسانه‌گون زندگی‌اش بدل شده است؛ دیداری کوتاه که به او جسارت نوشتن بخشید. ایجاز، صراحت و حذف زوائد، ویژگی‌هایی بود که فصیح از همینگوی آموخت و در نثر فارسی به کار بست. او به‌جای توصیف‌های مطول، با جملاتی تراش‌خورده و دقیق، به دل ماجرا می‌زد و واقعیت را بی‌پرده نشان می‌داد. اما غربت برای او تنها فرصت آموختن نبود؛ مرگ همسر نخستش، آنابل کمبل، زخمی عمیق بر جانش گذاشت. این فقدان، بعدها در رمان‌هایی چون «درد سیاوش» به سوگواره‌ای ماندگار برای عشق و تنهایی تبدیل شد. در جهان فصیح، انسان همواره در برابر زنجیره‌ای از علت و معلول‌های بی‌رحم ایستاده است.

«شراب خام» و تولد یک صدا
در سال ۱۳۴۷ با انتشار رمان «شراب خام»، نام فصیح در ادبیات معاصر تثبیت شد. این اثر که با همراهی و ویراستاری دقیق کریم امامی در انتشارات فرانکلین منتشر شد، نمونه‌ای از رمان حرفه‌ای و مدرن فارسی بود. «شراب خام» نه‌تنها داستانی جذاب، بلکه تصویری از زندگی کارمندان، روشنفکران و طبقه متوسط شهری ارائه می‌داد؛ طبقاتی که پیش از آن کمتر به شکل جدی وارد ادبیات داستانی شده بودند. نثر پیراسته، روایت خطی اما چندلایه و توجه به جزئیات اجتماعی، «شراب خام» را به نقطه عطفی در داستان‌نویسی بدل کرد. فصیح نشان داد می‌توان از میگساری‌های شبانه، بحران‌های عاطفی و پوچی زندگی مدرن نوشت و همچنان مخاطب عام را با خود همراه ساخت.

جلال آریان؛ همزاد نسل سرگشته
اگر فصیح را به یک نام گره بزنیم، بی‌تردید آن نام «جلال آریان» است. این شخصیت تکرارشونده که در آثاری چون «شراب خام»، «ثریا در اغما» و شاهکارش «زمستان ۶۲» حضور دارد، به نوعی «منِ دیگر» نویسنده است. آریان کارمندی تحصیل‌کرده، باده‌نوش و ناظری دقیق است که فروپاشی ارزش‌ها و تحولات اجتماعی را ثبت می‌کند.
در «زمستان ۶۲»، آریان در میانه جنگ و ویرانی جنوب، به دنبال نشانی از انسانیت می‌گردد. فصیح که خود در دانشکده نفت آبادان تدریس می‌کرد و خانه‌اش را در بمباران‌ها از دست داده بود، جنگ را نه از زاویه شعار، بلکه از منظر رنج خانواده‌ها و اضطراب روزمره روایت کرد. این رمان یکی از صادقانه‌ترین تصویرهای ادبی از جنگ ایران و عراق به‌شمار می‌رود.
آریان آینه نسلی است که نه می‌تواند به گذشته بازگردد و نه در مدرنیته وارداتی آرام می‌گیرد. او شکست می‌خورد، دچار تردید می‌شود، اما هرگز از مشاهده و ثبت حقیقت دست نمی‌کشد. همین ویژگی، او را به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های ادبیات ایران بدل کرده است.

ناتورالیسم و زنجیره علت‌ها
جهان‌بینی فصیح ریشه در نوعی ناتورالیسم اجتماعی دارد. او باور داشت سرنوشت انسان محصول وراثت و محیط است؛ زنجیره‌ای از رخدادهای کوچک که پیامدهای بزرگ می‌آفرینند. نگاه علمی‌اش، که از تحصیل در رشته شیمی می‌آمد، به داستان‌هایش ساختاری تحلیلی می‌بخشید. شخصیت‌های او قربانی تقدیر مبهم نیستند، بلکه درگیر سازوکارهای اجتماعی و تاریخی‌اند.
فصیح بی‌پروا از اعتیاد، فحشا، فساد اداری و بحران اخلاقی نوشت، اما هدفش سیاه‌نمایی نبود؛ او می‌خواست نشان دهد چگونه جامعه، فرد را در تنگنا قرار می‌دهد. داستان‌هایش هم‌زمان روایتی جذاب و سندی اجتماعی‌اند. مترجم، روایتگر و صدای ماندگار کارنامه فصیح به رمان محدود نمی‌شود. او با ترجمه آثاری چون «ماندن در وضعیت آخر» از Eric Berne کوشید مفاهیم روان‌شناسی را به مخاطب ایرانی معرفی کند. دغدغه شناخت «بالغ» درون انسان، در بسیاری از شخصیت‌های داستانی‌اش نیز بازتاب یافته است. همچنین علاقه‌اش به ادبیات پلیسی، رگه‌هایی معمایی و پرکشش به برخی آثارش بخشید. فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ چشم از جهان فروبست، اما صدایش خاموش نشد. امروز، در نود و یکمین سالروز تولدش، جلال آریان همچنان در کوچه‌های درخونگاه قدم می‌زند و در زمستان‌های تاریخ، به دنبال معنای انسان بودن می‌گردد. 
برگرفته از: ایبنا

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • جامعه ایرانی در پیچ تاریخی دیگر
  • برنامه‌های نوروز ۱۴۰۵
  • مستندساز حقیقت
  • راوی تنهاییِ طبقه متوسط ایران
  • نوشتن در زمان بحران فکری
  • آناتومی گری: تا آخر مبارزه کنید
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.