لوگو
1404 پنج‌شنبه 23 بهمن
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1404/11/11 - شماره 2683
نسخه چاپی
پری ثابت - روزنامه نگار

هنر ایستادن وقتی زمین می‌لرزد

زندگی مدرن پر از موقعیت‌هایی است که ذهن و روان انسان را در معرض فشار شدید قرار می‌دهد: بحران‌های اقتصادی، تعارض‌های شغلی، بیماری، بی‌ثباتی اجتماعی یا حتی حجم بی‌پایان اخبار منفی. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هوش، استعداد یا حتی شانس به کار می‌آید، استقامت ذهنی و روانی است؛ توانایی‌ای که به فرد اجازه می‌دهد نه‌تنها فرو نریزد، بلکه مسیر خود را آگاهانه ادامه دهد.

استقامت ذهنی چیست؟
استقامت ذهنی به معنای سرکوب احساسات یا «قوی‌نمایی» نیست. برعکس، این مفهوم به توانایی درک واقع‌بینانه فشار، پذیرش احساسات دشوار و مدیریت پاسخ‌های ذهنی اشاره دارد. فردی با استقامت ذهنی می‌داند که اضطراب، ترس یا خشم طبیعی‌اند، اما اجازه نمی‌دهد این هیجانات تصمیم‌گیری او را به‌طور کامل در دست بگیرند. چنین فردی میان «آنچه احساس می‌کند» و «آنچه انجام می‌دهد» فاصله‌ای سالم ایجاد می‌کند.

تفاوت استقامت با تحمل صرف
تحمل صرف یعنی دوام آوردن با دندان روی جگر گذاشتن؛ اما استقامت روانی یعنی انعطاف‌پذیری فعال. کسی که فقط تحمل می‌کند، پس از پایان فشار اغلب فرسوده و خالی است. اما فردی که استقامت دارد، حتی در دل بحران چیزی می‌آموزد، معنا می‌سازد و منابع درونی خود را تقویت می‌کند. استقامت، ایستادن خشک و بی‌حرکت نیست؛ شبیه بیدی است که با باد خم می‌شود اما نمی‌شکند.

نقش معنا در تاب‌آوری روانی
یکی از مهم‌ترین ستون‌های استقامت ذهنی، معنای شخصی است. تحقیقات روان‌شناسی نشان می‌دهد افرادی که برای رنج خود معنایی هرچند کوچک پیدا می‌کنند، فشار را بهتر مدیریت می‌کنند. معنا الزاماً فلسفی یا بزرگ نیست؛ گاهی مسئولیت نسبت به خانواده، گاهی رشد فردی، و گاهی فقط این باور که «این دوره هم خواهد گذشت». معنا به رنج چارچوب می‌دهد و آن را از یک درد بی‌هدف به تجربه‌ای قابل‌تحمل تبدیل می‌کند.

خودگویی ذهنی؛ دشمن یا متحد
در شرایط پرتنش، ذهن انسان بی‌وقفه با خودش حرف می‌زند. این خودگویی درونی می‌تواند استقامت را تقویت یا نابود کند. جملاتی مثل «من از پسش برنمیام» یا «همه‌چیز تمومه» ذهن را به بن‌بست می‌کشاند. در مقابل، خودگویی‌های واقع‌بینانه و مهربانانه مانند «سخته، اما من قبلاً هم از موقعیت‌های سخت رد شدم» یا «لازم نیست کامل باشم، فقط قدم بعدی را بردارم» به ذهن فضای تنفس می‌دهند.

تنظیم هیجان، نه حذف آن
افراد مقاوم از نظر روانی احساسات منفی را حذف نمی‌کنند؛ آن‌ها تنظیم هیجان بلدند. این مهارت شامل شناسایی احساس، نام‌گذاری آن و انتخاب واکنش مناسب است. مثلاً فرد می‌پذیرد که عصبانی است، اما تصمیم می‌گیرد پاسخ خود را به تعویق بیندازد. همین فاصله‌ی کوتاه میان احساس و واکنش، یکی از مهم‌ترین ابزارهای بقا در شرایط پرتنش است.

بدن؛ شریک خاموش استقامت ذهنی
استقامت روانی فقط در ذهن شکل نمی‌گیرد. خواب کافی، تغذیه منظم، حرکت بدنی و حتی تنفس عمیق، مستقیماً بر توان ذهنی اثر می‌گذارند. بدن خسته، ذهن را بدبین و شکننده می‌کند. مراقبت‌های ساده‌ی جسمی، اگرچه گاهی بدیهی به نظر می‌رسند، در بحران‌ها نقش حیاتی دارند و ظرفیت روانی فرد را چند برابر می‌کنند.

ارتباط انسانی به‌عنوان سپر روانی
هیچ‌کس قرار نیست به‌تنهایی قهرمان باشد. ارتباط امن با دیگران«دوست، خانواده یا حتی یک همکار همدل»یکی از قوی‌ترین عوامل استقامت ذهنی است. حرف زدن، شنیده شدن و دیده شدن، فشار روانی را تقسیم می‌کند. استقامت به معنای تنها جنگیدن نیست؛ گاهی شجاعانه‌ترین کار، درخواست کمک است.

جمع‌بندی
استقامت ذهنی و روانی مهارتی ذاتی و ثابت نیست؛ قابلیتی است که با آگاهی، تمرین و مراقبت رشد می‌کند. در شرایط پرتنش، انسان‌های مقاوم کسانی نیستند که درد را احساس نمی‌کنند، بلکه کسانی‌اند که با وجود درد، انتخاب می‌کنند چگونه ادامه دهند. استقامت یعنی ایستادن در دل طوفان، نه با انکار آن، بلکه با چشمانی باز و قدم‌هایی هرچند کوچک، اما آگاهانه رو به جلو.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • اهدای سند مالکیت کاخ «آپادانا»
  • پیشنهاد به بنزما
  • هنر ایستادن وقتی زمین می‌لرزد
  • عادتی برای جوان شدن مغز
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.