رضا دستجردی: «یک ساعت همدلی؛ ارتباطی در اینجا و اکنون» بهقلم اروین د. یالوم روانپزشک آمریکایی با ترجمه نازی اکبری مشاور و رواندرمانگر از تازههای انتشارات ققنوس است. کتاب، روایتی صمیمی و درخشان از واپسین سالهای فعالیت اروین د. یالوم است. وی در این کتاب، با نگاهی عمیق و انسانی به مسائل اگزیستانسیالیسم، تنهایی، سوگ، عشق، و جستوجوی معنا میپردازد. آنچه در پی میآید، ماحصل گفتوگوی ایبنا با نازی اکبری است که «روانشناسی دموکراسی»، «انسان؛ موجودی یکروزه» و «مسئله بودن و نبودن» دیگر آثار او هستند.
مطالب این کتاب مشتمل بر داستانهای واقعی بیماران از فرهنگهای مختلف است. چگونه تنوع فرهنگی بر رویکرد درمانی موجود در کتاب تأثیر گذاشته است؟
بهنظر من، تنوع فرهنگی در این کتاب اصلاً تزئینی و حاشیهای نیست، بلکه بخشی از خود درمان است. یالوم با افرادی از فرهنگها، سنین، پیشینهها و جهانبینیهای مختلف روبهرو میشود. ولی نکته مهم این است که وی در اینجا سعی نمیکند همه را با یک نسخه از پیش تعیینشده درمان کند. برعکس، رویکردش این است که اول بفهمد یک فرد با فرهنگ و تجربه زیسته خود، دردش را چطور میفهمد و بیان میکند. برای مثال، در برخی فرهنگها، حرف زدن از احساسات یا آسیبپذیری اصلاً راحت نیست، یا مفهوم صمیمیت، خودافشایی یا خوداظهاری معنای متفاوتی دارد. یالوم این تفاوتها را نه اصلاح و نه قضاوت میکند، بلکه با آنها کار میکند، یعنی بهجای اینکه بگوید درستش این است که اینطور فکر کنی یا حرف بزنی، میپرسد در دنیای خودت با این مسئله چطور کنار میآیی و زندگی میکنی؟ از طرف دیگر هم تنوع فرهنگی باعث میشود یک امر بسیار مهم خیلی پررنگتر شود، اینکه با وجود همه تفاوتها، دغدغههای عمیق انسانی همه شبیه یکدیگرند. تنهایی، ترس از مرگ، نیاز به دیده شدن و حسرت روابط همه مثل هم هستند. یالوم نشون میدهد فرهنگ در واقع شکل بروز این دردها را عوض میکند ولی خود دردها همگی جهانشمولاند. من در یادداشت مترجم به این نکته اشاره کردهام که این جلسات بیش از اینکه یک مداخله درمانی باشد، مواجههای انسانی است. شاید بتوان گفت مواجهات انسانی اصیل و واقعی که خود یالوم به آن اشاره میکند، جایی است که درمانگر خودش را بالاتر از فرهنگ یا تجربه طرف مقابل نمیگذارد و مثل یک همسفر کنارش مینشیند. پس میتوان گفت که تنوع فرهنگی در این کتاب، رویکرد درمانی را انسانیتر میکند، نه پیچیدهتر. یالوم به جای تکنیک، بر شنیدن احترام و حضور واقعی تکیه میکند و همین باعث میشود هر جلسه متناسب با همان فرد و همان جهان خاص خود آن فرد شکل بگیرد، نه طبق یک قالب ثابت.
پیام اصلی کتاب برای خوانندگان چیست و چگونه میتوان اصول ارتباط در «اینجا و اکنون» را در زندگی روزمره اعمال کرد؟
پیام اصلی این کتاب برای خوانندهها این است که انسان بودن پیش از هر چیز در ارتباط واقعی و نه نمایشی معنا پیدا میکند. این کتاب به هیچ عنوان فقط برای روانشناسان نوشته نشده است. اتفاقاً بهنظرم، حرفش با همه ما انسانهاست، با هر کسی که در رابطهها، تنهایی یا گفتوگوهایش، بهنوعی مسائلی ناتمام دارد. شاید بهتر است بگویم که در مسائل ناتمام زندگیاش گیر کرده است. یالوم میگوید که خیلی وقتها درد اصلی ما این نیست که یک مشکل روانی پیچیده داریم، بلکه این است که دیده و شنیده نمیشویم یا خودمان جرئت دیده شدن نداریم، و اینجاست که از ارتباط «اینجا و اکنون» سخن میگوید. ارتباط «اینجا و اکنون» یعنی به جای اینکه مدام درگیر گذشته یا نگران آینده باشیم، همین لحظهای که با یک فرد روبهرو هستیم را جدی بگیریم. این نگاه در زندگی روزمره خیلی ساده ولی خب خیلی هم عمیق است. مثلاً خیلی خوب است از خودمان بپرسیم وقتی داریم با کسی حرف میزنیم آیا واقعاً حضور داریم یا فقط منتظریم نوبت حرف زدنمان شود؟ آیا جرأت داریم بگوییم مثلاً من الان ناراحت یا گیجم؟ میتوانیم بدون نصیحت کردن گوش دهیم؟ یالوم در این کتاب نشان میدهد که حتی در یک ساعت، اگر دو نفر نقابهایشان را کنار بزنند و صادقانه در لحظه حضور داشته باشند، اتفاق انسانی بسیار مهمی میافتد. بهنظر من، یالوم همین اصل را که در رابطه با حضور با دیگری مطرح میکند را میتوان در روابط با همسر، دوست، بچهها، فرزند و همکارمان تمرین کنیم. بهنظر من، شاید مهمترین پیام کتاب برای خوانندهها این است که لازم نیست همیشه قوی، صحیح یا بینقص باشیم. گاهی فقط کافیست حقیقی و خودمان باشیم.