ستاره صبح - الهام ابراهیمی: سیاست موضوع پیچیدهای است و کار هرکس نیست. سیاست را کسانی درک و میفهمند که یا تجربه کار در سیاست و یا در رشته علوم سیاسی، روابط بینالملل، حقوق، اقتصاد، جامعهشناسی و... درسخوانده باشند. اتفاقی که پس از انقلاب افتاد این بود که سکان سیاست به دکترها، مهندسها و... داده شد. کره فاقد دانش سیاسی آکادمیک و کلاسیک بودند.
*این دکترها و مهندسها به دلیل ناآشنا بودن بهنظام بینالملل و بازیگران اصلی آن و بهرهگیری از «فرصتها» و عبور از «تهدیدها» دچار خطای محاسباتی در «تصمیم سازی» و «تصمیم گیری» شدند، نتیجه این شد که بهجای توسعه، رشد، پیشرفت، رفاه، عدالت و... فقر، شکاف طبقاتی ، «فقیر شدن اکثریت» و «فربهشدن اقلیت» شد. این ضد عدالت است که وعده اش داده شده است.
*آنچه امروز شاهدش هستیم این است که سیاست خارجی گذشته و حال درست نبوده و مهمتر اینکه سیاست خارجی تهاجمی مثل غربستیزی، آمریکاستیزی، اسرائیل ستیزی نتیجهاش شده تحریم، کاهش ارزش پول ملی، کاهش قدرت خرید شهروندان و ... شده است.
* سقوط کیفیت زندگی از نبود رفاه گرفته تا آلودگی نتیجه این سیکل معیوب است که گروههایی از مردم را ناراضی و عصبانی و به خیابان کشانده است. پرسش این است که چه باید کرد؟ آیا امکان عبور از بحرانها و مشکلات وجود دارد یا خیر؟
*سیاست خارجی هر کشور ادامه سیاست داخلی همان است. اگر سیاست خارجی «منفعتگرا» باشد «رفاه» خلق میشود، برعکس اگر سیاست خارجی پرهزینه و نگاه به «برون» بهجای نگاه به «درون» باشد، مردم دچار مشکل میشوند و سطح رفاه و کیفیت زندگی پایین میآید. این پدیده اکنون در جامعه مشاهده میشود و هشدار میدهد که سیاست خارجی تهاجمی؛ مثلاینکه میزنیم و میکوبیم، ویران و... میکنیم اگر یکزمانی نتیجه میداد اکنون نتیجه نمیدهد، پس باید کنار گذاشته شود.
*بحرانها به سیاستمداران دیکته میکند که رویکرد سیاست خارجی را متناسب با شرایط تغییر دهند و به سیاست «توازن» در روابط خارجی که قاعده شناخته و پرفایده است تغییر کند.
*ستاره صبح در دو دهه گذشته این موضوع را بارها گوشزد کرد، اما گوش شنوایی وجود نداشت، درنتیجه بهجایی رسیدهایم که کشور در محاصره دیپلماتیک ، اقتصادی و حمله نظامی قرارگرفته است.
*علی لاریجانی دیرهنگام گفت کشور نیاز به « اصلاحات اساسی » دارد. او نگفته منظورش از اصلاحات اساسی چیست؟ حدس و گمان این است که ممکن است نظر او اصلاح قانون اساسی، برداشتن نظریه استصوابی، برگزاری انتخابات آزاد باشد تا او و دیگران در انتخابات رد صلاحیت نشوند. اینها اصلاحات داخلی هستند که انجام آنیک ضرورت و به کاهش بحران کمک میکند.
*سیاست خارجی تهاجمی و سیاست خارجی نگاه به روسیه، چین، ونزوئلا، سوریه، کوبا، کره شمالی... نهتنها نتیجه مثبت به بار نیاورده؛ بلکه خسارت هم داشته و باعث تحریم و ایجاد محدودیت درفروش نفت و انتقال پول آن به خزانه شده است. آیا منظور دبیر شورای عالی امنیت ملی این است که تغییر رویکرد در روابط خارجی هم صورت گیرد یا خیر؟ نباید همه تخممرغها را در سبدچین و روسیه گذاشت.
*دبیر شورای عالی امنیت ملی میداند که تحریم افت خسارت، نکبت، فلاکت، فقر و... به بار آورده است. پس تغییر رویه در سیاست خارجی و برداشتن تحریم بزرگترین اقدام و اصلاح است.
*اگر سیاست خارجی اصلاح نشود و رابطه ایران با غرب بهویژه ایالاتمتحده بهبود پیدا نکند امکان رشد و توسعه وجود ندارد. اصلاح اساسی که به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی باید در کشور انجام شود این است که رسانه ملی متعلق به همه است نه یک جناح و نحله فکری خاص، اصل 27 قانون اساسی در دهههای گذشته مغفول واقعشده است. باید شرایطی فراهم شود تا مردم بتوانند از این اصل و دیگر اصول قانون اساسی استفاده و اعتراض قانونی و مشروع انجام دهند.
*اگر آزادی بیان مطابق اصل 24 قانون اساسی تضمین شود رسانهها و کنشگران میتوانند آزادنه حرف، نقطهنظر و راهکارها را ارائه دهند. اگر اصلاحات در داخل و سیاست خارجی انجام شود بحران فروکش خواهد کردو مردم امیدوار میشوند.