جهان امروز در حال تجربه گذاری تاریخی از نظم تکقطبی بهسوی فضایی چندپاره و آشوبزده است؛ گذاری که نه با یک جنگ کلاسیک، بلکه با پدیدهای موسوم به «جنگ جهانی پراکنده» همراه شده است . در این الگو، مرزهای سنتی میان جنگ و صلح، امنیت و اقتصاد و داخلی و بینالمللی مخدوش شدهاند.
بحران ونزوئلا تنها یک فاجعه انسانی نیست، بلکه صحنه نبرد نیابتی آمریکا، روسیه و چین است .مانورهای نظامی پکن در دریای چین جنوبی، صرفاً یک نمایش قدرت نیست، بلکه بخشی از نبرد بزرگتر برای تسلط بر گلوگاههای تجاری آینده جهان است .
در خاورمیانه، رقابت سهجانبه ایران، عربستان و ترکیه با معمای پیچیده نقشآفرینی امارات متحده عربی که همپیمان اسرائیل است و هم رقیب عربستان و تلاش غرب برای حذف تدریجی محور مقاومت درهمتنیده شده است. این پراکندگی، تصادفی نیست؛ نشانهای از یک استراتژی کلان برای فرسایش بازیگران مستقل از طریق فشار همزمان اقتصادی، جنگ روانی، ناامنی مرزی و جنگ نیابتی است.
تحلیل این تحولات در قالب منازعات مجزا، ما را از درک تصویر بزرگ بازمیدارد؛ گره خوردن سرنوشت کاراکاس، تهران، دمشق و پکن، خبر از تولد نظمی نوین میدهد که در آن قدرت، بیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، در میدانهای اقتصاد، اطلاعات و تابآوری اجتماعی رقم میخورد. در این معادله نوین، موقعیت ایران از حساسیت راهبردی بینظیری برخوردار است.
ایران امروز نه یک تماشاگر که یکی از کانونهای اصلی این «جنگ پراکنده» است. فشار حداکثری اقتصادی، تحریک ناآرامیهای داخلی، فعالسازی گروهکهای مرزی و تلاش برای انزوای منطقهای، همه وجوه مختلف یک استراتژی یکپارچه فرسایشی هستند.
بااینحال، هر نقطه آسیبپذیری، در صورت مدیریت هوشمند، میتواند به نقطه قوت تبدیل شود. کلید موفقیت ایران در این دوران، نه در تقلید از الگوهای کهنه اتحاد یا تقابل، بلکه در خلق الگویی مبتنی بر «تابآوری فعال» است. این الگو بر سهپایه استوار است: اول، تقویت بنیانهای اقتصادی و اجتماعی برای کاهش آسیبپذیری در برابر جنگ اقتصادی. دوم، دیپلماسی چابک و غیر دوقطبی که بتواند در شکافهای بین قدرتهای رقیب مانور دهد و ائتلافهای موقعیتی و موضوعی ایجاد کند. سوم، سرمایهگذاری روی قدرت نرم و روایت سازی مؤثر برای خنثیسازی جنگ روانی.
آینده از آن ملتی است که بتواند در امواج خروشان این گذار آشوبزده، نهتنها پایداری کند، بلکه با درک منطق نوین قدرت، نقش خود را بهعنوان بازیگری سازنده در شکلدهی به نظم در حال ظهور تثبیت کند .
گذار تاریخی از نظم تکقطبی به «جنگ جهانی پراکنده» نشان میدهد که دیگر نمیتوان تحولات بینالمللی را در قالب منازعات مجزا تحلیل کرد. بحران ونزوئلا، مانورهای چین در دریای جنوبی، رقابتهای چندلایه در خاورمیانه و فشارهای اقتصادی و روانی علیه ایران، همگی اجزای یک پازل بزرگتر هستند که خبر از تولد نظمی نوین میدهند؛ نظمی که در آن قدرت نه صرفاً در میدان نبرد نظامی، بلکه در عرصه اقتصاد، اطلاعات و تابآوری اجتماعی تعیین میشود. ایران در این معادله، بهعنوان یکی از کانونهای اصلی این جنگ پراکنده، با فشارهای چندوجهی مواجه است اما همین فشارها میتوانند در صورت مدیریت هوشمندانه به فرصتهای راهبردی بدل شوند.
به نقل از دیپلماسی ایرانی