احمد محمدتبریزی: سریال «بامداد خمار» یکی از تازهترین اقتباسهای تلویزیونی از ادبیات ایران است که با انتظارات زیادی روبهرو شد. این سریال با اقتباس از رمان محبوب فتانه حاج سیدجوادی، به کارگردانی نرگس آبیار ساخته شده و بعد از پایان فصل اول خود، نقدهای زیادی در مورد کیفیت و تطابق آن با کتاب منتشر شد. با وجود اینکه سریال توانسته برخی از جنبههای مثبت رمان را به تصویر بکشد، اما در عین حال، ضعفهای زیادی هم دارد که باعث میشود نتوان آن را از رمان اصلی بهتر دانست.
تفاوتهای اساسی در ساختار و زبان
یکی از مهمترین تغییرات سریال نسبت به کتاب، دستاورد فیلمنامهنویسی حسین کیانی است که با تخصص خود در نمایشهای آئینی و سنتی، به سریال «بامداد خمار» ارزش افزودهای داده است. کیانی تلاش کرده تا زبان و اصطلاحات دوره قاجار را در دیالوگها جاری کند، چیزی که در رمان حاج سیدجوادی تقریباً غایب است. در رمان، زبان به هیچ عنوان ساختارمند نیست و نویسنده نتواسته به درستی به فرهنگ و آئینهای دوره قاجار بپردازد. اما در سریال، این ویژگیها به خوبی به نمایش درآمده است. اصطلاحات عامیانه و ویژگیهای زبانی دوره قاجار به سریال عمق خاصی داده و یکی از نقاط قوت آن به شمار میرود.
ریتم کند و کشدار سریال
یکی از بزرگترین مشکلات «بامداد خمار» در برابر رمان، ریتم کند و کشدار آن است. در حالی که رمان حاج سیدجوادی با سرعت بالا و اتفاقات دراماتیک فراوان پیش میرود، در سریال این روند به شدت کند و ملالآور است. به عنوان مثال، در حالی که در رمان، داستان خیلی زود به دل ماجرا وارد میشود و علاقهمندیها و رقابتهای عاشقانه محبوبه و رحیم نجار به سرعت شکل میگیرد، در سریال شاهد تکرار موقعیتها و دیالوگهای طولانی هستیم که موجب خستگی مخاطب میشود. این مسأله باعث میشود تا بیننده در طول فصل اول با مشکل مواجه شود و در انتها همچنان سوالات زیادی در ذهن او باقی بماند.
ضرر طولانی شدن سریال
با وجود این که «بامداد خمار» به راحتی میتوانست در همان فصل اول به پایان برسد، تصمیم کارگردان به کش دادن داستان تا فصل دوم، نتایج خوبی به همراه نداشته است. این حرکت بیشتر به اصرار برای حفظ جنبه تجاری و پخش بیشتر قسمتها مربوط است. در حالی که سریالهای موفق خارجی معمولاً با تکیه بر گرهافکنیهای متعدد و حفظ تنشهای داستانی، مخاطب را درگیر میکنند، در سریال «بامداد خمار»، تکرار موقعیتها و کندی ریتم باعث میشود مخاطب احساس خستگی کند.
کمجرأتی در اقتباس
نرگس آبیار در اقتباس «بامداد خمار» همچنان به شیوههای متعارف و وفادار به کتاب عمل کرده و نمیتواند جهان خود را به طور کامل در داستان وارد کند. برخلاف برخی از کارگردانان خلاق که توانستهاند اقتباسهای خود را با خلاقیت و ابتکار تغییر دهند، آبیار در این سریال از چارچوبهای اصلی رمان چندان فراتر نرفته است. این در حالی است که کارگردانانی مثل آلفرد هیچکاک در اقتباسهای خود، با پیروی از یک شیوه آزادتر، توانستهاند آثار متفاوت و حتی شاخصی خلق کنند.
نقطه ضعف در مقایسه با تولیدات جهانی
در مقایسه با سریالهای جهانی که در آنها اقتباسها به شکل خلاقانه و با سرعت مناسب روایت میشوند، سریال «بامداد خمار» به دلیل ضعفهای ساختاری و ریتم کند، نمیتواند با نمونههای خارجی رقابت کند. امروز، مخاطب جهانی به تماشای سریالهایی عادت کرده است که در هر قسمت به پیشبرد داستان کمک میکنند و از هرگونه کشدار شدن اجتناب میشود. در حالی که در سریالهای ایرانی، اغلب شاهد داستانهای کند و پر از موقعیتهای تکراری هستیم که کمتر جذابیت دارد.
آیا سریال بهتر از کتاب است؟
با وجود نقاط قوتی چون زبان غنی و دقیق و تلاش برای حفظ فضای تاریخی و فرهنگی دوران قاجار، سریال «بامداد خمار» به دلیل مشکلاتی چون ریتم کند و کشدار، ضعف در اقتباس و عدم توانایی در پیشبرد سریع و مؤثر داستان، نمیتواند به طور قطعی از رمان اصلی بهتر باشد. اگر کارگردانان ایرانی به درک درستی از نیازهای مخاطب امروز دست یابند و از کش دادن بیمورد داستانها اجتناب کنند، میتوانند در آینده سریالهای به مراتب بهتری تولید کنند. همچنین، آبیار باید جسارت بیشتری در اقتباسهای خود به خرج دهد و به جای پیروی دقیق از کتاب، جهانی خلاقانه و متفاوت بسازد.
برگرفته از: ایبنا