اهداف و شکلگیری
از سال 1374 که صندوق تشکیل شد اهدافی را مد نظر داشت که به صورت خلاصه عبارتند از:
* پشتیبانی مالی و رفاهی برای شاغلین و بازنشستهها
* تجمیع سرمایههای خرد و تبدیل آن به سرمایه کلان برای سودآوری
* تقویت عدالت بین فرهنگیان و اقشار و گروههای دیگر که از امکانات بیشتری نسبت به آموزش و پرورش برخوردارند.
اما نحوه شکلگیری صندوق نقطه آغاز انحراف بود. به جای آن که مسئولان ذیربط وقت مدل «شرکت سهامی عام» را مبنای کار قرار دهند از قالب «مؤسسه» که ماهیتاً غیرانتفاعی است، استفاده کردند. منظور از غیرانتفاعی یعنی آن که موضوع تقسیم سود سالانه در آن پیشبینی نشده است.
شرکت سهامی تحت نظارت بورس و قانون تجارت است اما موسسه تحت نظر وزارتخانه است و وزیر، فارغ از اینکه وزیر چه کسی باشد و اینکه اصلاً اهلیت ورود به مسائل اقتصادی را دارد یا خیر عملاً نقش وکیل و قائممقام کل فرهنگیان عضو را داراست و از طرف آنها هیات امناء، هیات مدیره و مدیرعامل را تعیین میکند!
نکته قابل تأمل آن که این قالب و روش در بطن خود فسادزاست. وقتی امکانات و اختیارات و سرمایه را به فرد یا افرادی بدهید که امکان نظارت بر آنها را ندارید و آنها ملزم به پاسخگویی نیستند نتیجۀ آن جز فساد نیست!
انحراف دیگر مساله بازنشستههاست. اما صندوق برای این دوران چه طرحی داشت؟ تقریباً هیچ ! حتی بدترین کار ممکن را هم انجام داد. به محض بازنشسته شدن فرد، او دیگر ارتباطی با صندوق نداشت و عملاً همان طور که از کارش کنار رفته بود از صندوق نیز به کنار نهاده شد و این در همه این سالها اتفاق افتاد و جز افراد معدودی که از نزدیکان وزیر و مدیران بوده و میتوانستند در شرکتهای اقماری صندوق جای امنی برای خود دست و پا کنند و سالیان دراز بعد از بازنشستگی هم از کیسه فرهنگیان نیازمند ارتزاق کنند، جایی برای فرهنگیان نبود و بدین گونه شد که صندوق ذخیره در واقع «حیاط خلوت» برخی از وزرا و معدودی از مدیران ستادی وزارتخانه شد!
لازم به ذکر است که سهام در واقع دو نوع سود را به فرد فرهنگی یا هر صاحب سهم میرساند: اول سود قابل تقسیم سالیانه به تصویب مجمع که در واقع از خود سهامداران هستند و دوم قیمت هر سهم در بازار که در حقیقت قیمت بازار سهم میباشد (Market Price) و معمولاً هر سهمی در بازار رشد میکند که جای بحث آن اینجا نیست.
چه باید کرد؟
هر طرح پیشنهادی باید این ویژگیها را داشته باشد.
* شامل کلیه اعضا اعم از شاغل و بازنشسته بشود.
دلایل آن هم روشن است زیرا آنچه که امروز asset و سرمایه صندوق است ماحصل کسر از حقوق فرهنگی و سهمی که دولت در حقیقت به او هبه کرده است، میباشد. یعنی سهم دولت به ازای هر فرد اکنون مال و حق آن فرهنگی است که طی این سالها فراهم آمده است و این البته قابل اجراست که در ادامه به آن خواهم پرداخت.
* ساختار مالکیت باید شفاف باشد. شرکت سهامی و تبدیل موسسه به شرکت که اصولاً نیازمند بودجه اضافی نیست و صرفاً نیازمند مصوباتی در حد تشکیل مجمع عمومی فوقالعاده برای تغییر اساسنامه و حداکثر مصوبه هیات دولت میباشد.
* سود پایدار و مداوم باید شامل همه اعضا گردد.
در این قسمت لازم است تأملی بکنیم. شرکتهای سرمایهگذاری هر کدام زیرمجموعههایی را دارا میباشند که اصطلاحاً هلدینگ (Holding) نامیده میشوند.
هر هلدینگ شامل چندین شرکت زیرمجموعه است که هر کدام از این شرکتها میتوانند خود بورسی و سهامیعام باشند اما مهم آن است که همه شرکتها تحت نظارت قانون تجارت از یکسو و شرکتهای حسابرسی تعیین شده از سوی دیگر قرار میگیرند. و در مجموع سود حاصله از شرکتها با روش حسابداری ترکیبی و تلفیقی در صورتهای مالی شرکت سرمایهگذاری خواهد نشست.
برای عملیاتی کردن این طرح لازم است:
1ـ سرمایه صندوق اعم از سرمایه محسوس و نامحسوس محاسبه و ارزیابی مجدد شود. یعنی کلیه ابنیه و سهام و وجوه نقد و اوراق بهادار و ... و حتی ارزش برند با استفاده از کارشناسان رسمی ارزیابی و تقویم گردد تا معلوم شود asset و سرمایه فعلی شرکت «چند همت» میباشد.
2 ـ طی یک فرآیند حقوقی برای تبدیل «موسسه» به یک «شرکت سرمایهگذاری (سهامی عام)» اقدام گردد که این نیازمند بودجه نیست.
3 ـ با یک سیستم حسابداری بر مبنای صورتهای مالی هر ساله صندوق، میتوان محاسبه نمود که هر فردی ولو آن که مثلاً 20 سال پیش بازنشسته شده باشد به چه میزان در این حق مالکانه سهیم است و بر مبنای قیمت تعیین شده اسمی هر سهم، او واجد دریافت چه مقدار سهم خواهد شد.
بدین ترتیب روال غلط صندوق که افراد بازنشسته صرفاً از سود سالیانه، به بدترین شکل ممکن و به صورت چند قسط مبلغ ناچیزی گرفتهاند اصلاح و آنها نیز از حق و حقوق خود برخوردار میشوند.
4 ـ برای عملیاتی نمودن این طرح نیازمند تشکیل کمیسیون ویژهای با حضور نمایندگان فرهنگیان، وزارتخانه و سازمان بورس و با شرکتهایی که در این زمینه برای تبدیل شرکت به یک شرکتی بورسی صاحبنظرند میباشیم تا امکان بهرهمندی فرهنگیان از حقوق خود به وجود آید. بدیهی است که جزئیات طرح در حین اجرای کار روشن خواهد شد.