مقاله آسلی آیدینتاسباس استدلال میکند که پروژه ژئوپلیتیکی رجب طیب اردوغان بر ایدهای ساده اما بلندپروازانه بنا شده است: تبدیل ترکیه از یک قدرت متوسط به رهبر «خاورمیانه بزرگ». اردوغان این چشمانداز را با ارجاع مداوم به میراث عثمانی، گسترش حضور نظامی و دیپلماتیک، و ایفای نقش فعال در بحرانهای منطقهای دنبال کرده است. با این حال، نویسنده نشان میدهد که میان ظرفیت واقعی ترکیه و جاهطلبیهای امپراتورمآبانه اردوغان شکافی عمیق وجود دارد؛ شکافی که از مشکلات داخلی، ضعف نهادی، محدودیتهای اقتصادی و رقابتهای منطقهای ناشی میشود.
اردوغان در سالهای اخیر تلاش کرده است خود را بهعنوان بازیگری تعیینکننده در معادلات خاورمیانه معرفی کند. دیدار با دونالد ترامپ و حضور نمادین ترکیه در مذاکرات آتشبس غزه، برای هواداران او نشانه «بازگشت ترکیه» به مرکز سیاست منطقهای بود. اردوغان این لحظات را در چارچوب روایتی تاریخی عرضه میکند: احیای نقش عثمانیها پس از یک قرن افول. اما مقاله تأکید میکند که این نمادگرایی بیش از آنکه بر توان پایدار استوار باشد، بر نمایش سیاسی تکیه دارد.
در سطح راهبردی، اردوغان معتقد است ترکیه «بزرگتر از مرزهایش» است و باید از قفقاز تا شام و آفریقا نقش ثباتبخش ایفا کند. این نگاه با تبلیغات داخلی «قرن ترکیه» تقویت شده و عثمانیگرایی فرهنگی از سریالهای تلویزیونی تا گفتمان رسمی به آن مشروعیت نمادین داده است. همزمان، تمرکز قدرت در ریاستجمهوری و همسویی نهادهای امنیتی با این چشمانداز، امکان اقدام نظامی و مداخله خارجی را افزایش داده است. ترکیه با امضای توافقهای دفاعی متعدد، توسعه صنعت تسلیحاتی (بهویژه پهپادها) و حضور میدانی در سوریه، لیبی و قفقاز، دامنه نفوذ خود را گسترش داده است.
با این حال، نویسنده نشان میدهد که این نفوذ بیشتر «سخت» و مقطعی است تا نهادی و پایدار. سیاست خارجی کنونی ترکیه برخلاف دکترین پیشین «مشکل صفر با همسایگان»، دیگر داعیه اصلاحات دموکراتیک یا الگو بودن ندارد و عمدتاً بر معاملهگری، قدرت نظامی و همسویی با رژیمهای غیرلیبرال سنی استوار است. این تغییر، هرچند هزینههای ایدئولوژیک را کاهش داده، اما جذابیت نرم ترکیه را نیز تضعیف کرده است.
سوریه به «میدان آزمایش» جاهطلبیهای اردوغان تبدیل شده است. ترکیه در شمال سوریه نفوذ گستردهای دارد، از دولت جدید دمشق حمایت میکند و برای لغو تحریمها لابی کرده است. این وضعیت به آنکارا امکان داده روند صلح با کردها را هم در سوریه و هم در داخل احیا کند و ایده اتحاد ترک-کرد-عرب را بهعنوان بنیان ثبات منطقهای تبلیغ کند. اردوغان از این مسیر میکوشد هم تهدید امنیتی کردها را مهار کند و هم روایتی چندقومیتی اما غیرلیبرال از نظم منطقهای ارائه دهد. با این حال، مقاله هشدار میدهد که شکست مذاکرات با کردها میتواند کل پروژه را متزلزل کند و ترکیه را دوباره درگیر هزینههای امنیتی سنگین سازد.
مهمترین مانع تحقق رؤیای اردوغان، وضعیت داخلی ترکیه است. اقتصاد شکننده، تورم بالا، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و محدودیتهای مالی، توان آنکارا برای تأمین هزینههای بازسازی سوریه یا پیشبرد پروژههای منطقهای بزرگ را محدود کرده است. دولت فوقمتمرکز نیز از فرسایش نهادی رنج میبرد؛ پاکسازیها و انتصابهای مبتنی بر وفاداری، ظرفیت بوروکراسی را تضعیف کرده و تصمیمگیری را به حلقهای کوچک محدود ساخته است. در چنین شرایطی، ترکیه ابزار نهادی لازم برای مدیریت بلندمدت نفوذ منطقهای از دیپلماسی اقتصادی تا گذارهای سیاسی را ندارد.
از نظر سیاسی، پایگاه اردوغان رو به کاهش است. شکست حزب حاکم در انتخابات شهرداریها، برخوردهای قضایی با مخالفان و نااطمینانی نسبت به جانشینی، اعتبار تعهدات خارجی ترکیه را تضعیف میکند. رهبری منطقهای نیازمند تداوم و پیشبینیپذیری است؛ امری که در فضای سیاسی کنونی ترکیه دشوار به نظر میرسد.
در سطح منطقهای، رقابت فزاینده با اسرائیل سقف تازهای بر جاهطلبیهای ترکیه تحمیل کرده است. پس از تحولات اخیر، اسرائیل بهعنوان هژمون نظامی منطقهای ظاهر شده و بهشدت با گسترش نفوذ ترکیه در سوریه مخالف است. اختلاف بر سر آینده سوریه دولت متمرکز مورد نظر آنکارا در برابر ترجیح اسرائیل به سوریهای غیرمتمرکز خطر رویارویی غیرمستقیم را افزایش داده و منابع ترکیه را به سمت مهار اسرائیل منحرف میکند.
نقش ترامپ نیز دوگانه است. هرچند دولت او به ترکیه میدان بیشتری داده و اردوغان را بهعنوان شریک امنیتی پذیرفته، این حمایت متغیر و شخصی است و تضمین پایداری ندارد. علاوه بر این، پادشاهیهای خلیج فارس نسبت به جاهطلبیهای ترکیه محتاطاند و میتوانند با اهرمهای مالی، پروژه آنکارا را محدود کنند.
جمعبندی مقاله روشن است: میل اردوغان به «صلح ترکی» و نظم منطقهای به رهبری آنکارا پابرجاست، اما پایههای آن شکنندهاند. شکاف میان جاهطلبی و توانایی اقتصادی، نهادی و سیاسی میتواند به جای نمایش احیای ترکیه، محدودیتهای آن را عیان کند. ترکیه همچنان بازیگری مهم و اثرگذار، بهویژه در سوریه، باقی خواهد ماند؛ اما بازگشت به دوران سلطه بلامنازع عثمانی نه ممکن است و نه با واقعیتهای ترکیه مدرن سازگار.
برگرفته از: دیپلماسی ایرانی