۸ دی۱۳۷۱: صبح دستاندرکاران بازسازی مناطق زلزلهزده استانهای گیلان و زنجان آمدند. آقای غیوری، نماینده ولیفقیه در سازمان هلال احمر و آقای غلامرضا فروزش، وزیر جهادسازندگی گزارش کار دادند و من صحبتهای تشویقآمیز و تحسینآمیز نمودم.
هیأت آذربایجانی به ریاست معاون اول رییسجمهور آمدند. گفتند که تصمیم گرفتهاند اولویت روابط خود را به ایران بدهند و خواستار توسعه روابط شدند. ضمن استقبال از همکاری، از موضع بینیازی و استغناء برخورد کردم. ملاقات خصوصی خواستند و گفتند که اعتماد به ترکیه و آمریکا ندارند و نمیخواهند از آنها کمک نظامی بگیرند و میخواهند از ما بگیرند.
اصل کمک را پذیرفتم، ولی نوع و شیوه کار را به بررسی موکول کردم و گفتم به نفعشان نیست که کمک ما فاش بشود و آمریکا نخواهد گذاشت که ارمنستان شکست بخورد، ولی آنها معتقدند بهزودی ارمنستان را شکست میدهند. خواستند بدون معطلی، تعداد زیادی اتوبوس و مینیبوس تحویلشان بدهیم. گفتم تسریع بشود.
آقایان محمد عبایی خراسانی، محمد جعفری گیلانی و محمدعلی ایازی از دفتر تبلیغات اسلامی قم آمدند. گله داشتند که در قم از مرکز آنها بازدید نکردم و برای کارهایشان کمک بیشتر خواستند. هیأت امنای کتابخانه ملی جلسه داشت. برای بالا آوردن سطح معاونان آن و نیازهای دیگر تصمیمگیری شد.
دیشب شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه و چند مصوبه داشت. آقای بیژن نامدار زنگنه، وزیر نیرو، تلفنی از وزارت نفت شکایت کرد که سوخت نیروگاهها را نرسانده و نیروگاه خاموش شده است.
پیشنهاد نخست وزیر شدن
از سوی شاه به بختیار و صدیقی
29 دسامبر سال 1978 دكتر غلامحسين صديقي جامعه شناس، استاد دانشگاه تهران و آخرين وزير كشور در حكومت دكتر مصدق كه پس از 28 امرداد مدتي را در زندان بسر برده بود به شاه كه به او پيشنهاد كرده بود نخست وزير شود اطلاع داد كه نمي تواند اين پيشنهاد را بپذيرد و شاه همان روز از شاپور بختيار يكي ديگر از همكاران پيشين دكتر مصدق خواست كه كابينه غير نظامي تشكيل دهد. پيشنهاد شاه هنگامي به دکتر صديقي داده شده بود که ژنرال ازهاري نخست وزير وقت ظاهرا كناره گيري كرده بود. اوضاع بسيار ناآرام بود؛ تظاهرات ضد شاه لحظه اي قطع نمي شد، صدور نفت تقريبا به صفر رسيده بود، روزنامه ها در حال اعتصاب بودند، بانكها بسته بود، خارجيان با عجله ايران را ترك مي گفتند و .... از دکتر صدیقی نقل شده است که گفته بود شاه با دعوت از او می خواست که آرامش نسبی برقرار شود تا بتواند دوباره دیکتاتوری کند و او قبول دعوت شاه را خیانت به ملت ـ ملتی که بپاخاسته بود می دانست. طبق همین نقل قول، صدیقی به فرستاده شاه گفته بود که با تغییر این و آن مردم آرام نخواهند گرفت، آنان خواهان تغییرات ریشه ای هستند (یعنی که او باید برود).
قتل عام سرخپوستان توسط سفید پوستان آمریکا
29 دسامبر 1890 واحد هفتم سواره نظام آمريكا يك اردوگاه سرخپوستان قبيله «سو Sioux» در ايالت داكوتاي جنوبي در كنار نهر «ووندد ني Wounded Knee» را مورد حمله قرارداد. در اين حمله که با شليك توپ همراه بود «بيگ فوت Bigfoot» رئيس قبيله و شماري ديگر از زن و مرد و كودك بومی (اصطلاحا؛ سرخپوست) كشته شدند. پاره اي از گزارشها شمار كشته شدگان را 153 تن سرخپوست و 25 نظامي و برخی دیگر 300 سرخپوست نشان مي دهد. اين حمله متعاقب قتل «سيتينگ بول Sitting Bull» و يازده تن ديگر از سران قبيله «سو» صورت گرفت كه دو هفته پيش از آن در 15 دسامبر روي داده بود.