گروه فرهنگ و هنر: نمایش «کورش» این روزها در تالار اصلی تئاترشهر روی صحنه است و زندگی این پادشاه ایرانی را از تولد تا رسیدن به پادشاهی روایت میکند. نادر برهانیمرند در گفتوگو با ایسنا از انگیزه انتخاب این شخصیت، دشواریهای بازنمایی تاریخ باستان، محدودیتهای اقتصادی تولید تئاتر و نسبت گذشته با زندگی امروز میگوید.
در میان شخصیتها و شاهان ایران باستان، چرا کورش را انتخاب کردید؟
به نظرم انتخاب یک شخصیت تاریخی برای تئاتر، پیش از آنکه انتخاب موضوع باشد، انتخاب یک مسئله است. باید در آن شخصیت چیزی وجود داشته باشد که ذهن نمایشنامهنویس را درگیر کند و او را به نوشتن برساند. کورش برای من چنین امکانی داشت. جایگاه تاریخی و محبوبیت او تنها دلیل انتخابم نبود. بیشتر به لحظهای فکر میکردم که یک انسان از محدوده زندگی شخصی خود عبور میکند و سرنوشتش با سرنوشت یک جامعه پیوند میخورد. این لحظه از نظر دراماتیک اهمیت زیادی دارد، زیرا هنوز همه اتفاقها رخ ندادهاند، اما امکان شکلگیری یک سرنوشت بزرگ وجود دارد.
پرداختن به شخصیتی تا این اندازه محبوب چه چالشهایی داشت؟
وقتی سراغ شخصیتی میروید که در حافظه جمعی مردم جایگاه ویژهای دارد، با مسئولیت بیشتری روبهرو هستید. دیگر فقط درباره یک شخصیت تاریخی نمینویسید، بلکه با چهرهای مواجهید که مردم به او احساس تعلق دارند و ممکن است هرکدام تصویر متفاوتی از او در ذهن داشته باشند. با این حال، تئاتر نباید از ترس مواجهه با این تصویرها استقلال خود را کنار بگذارد. اگر قرار باشد آنچه مخاطب از پیش میداند روی صحنه تکرار شود، ضرورت خلق اثر نمایشی چیست؟
شما در آثار گذشته بیشتر به مسائل اجتماعی یا تاریخی معاصر پرداختهاید. ورود به دوره باستان و یافتن منابع تاریخی چه تجربهای بود؟
برای من که بخش مهمی از تجربه نمایشنامهنویسیام با مسائل اجتماعی و تاریخی معاصر شکل گرفته، ورود به جهان کورش تجربهای متفاوت و تا اندازهای چالشبرانگیز بود. در موضوعات معاصر، فاصله نویسنده با موضوع کمتر است و مناسبات اجتماعی، زبان و موقعیتهای انسانی را بهتر لمس میکنیم. اما در تاریخ باستان با جهانی روبهرو هستیم که بخشهایی از آن ناشناخته مانده و نمیتوان بهسادگی از تجربه زیسته امروز برای بازسازی آن استفاده کرد.
تخیل دراماتیک در مواجهه با تاریخ چه جایگاهی دارد؟
تخیل دراماتیک از نظر من به معنای جعل تاریخ نیست. منظور یافتن امکانی است که بتواند از دل دادههای تاریخی، موقعیتی زنده و انسانی خلق کند. تاریخ میگوید چه اتفاقی افتاده، اما درام میپرسد انسان در آن موقعیت چه تجربهای داشته، چه چیزی را از دست داده یا به دست آورده و با چه انتخابی روبهرو بوده است.
دغدغه دیگرم این بود که نمایش به بازسازی صرف یک دوره تاریخی محدود نشود. من تئاتر را موزه نمیدانم. قرار نیست فقط گذشته را نشان دهد، بلکه باید بتواند آن را به اکنون پیوند بزند. تجربه «کورش» برای من مواجهه با تاریخی دور بود، با این امید که از دل آن به مسئلهای انسانی و نزدیک برسیم.
نمایش شما پر بازیگر است. اجرای اثری با گروهی پرشمار در شرایط امروز تئاتر چه دشواریهایی دارد؟
نمایش پربازیگر در شرایط کنونی، پیش از هر چیز با مسئله اقتصاد روبهروست. هزینه تولید، دستمزد بازیگران، زمان تمرین و امکانات اجرایی، ساخت چنین آثاری را دشوار کرده است. با این حال، مسئله فقط تعداد بازیگران نیست. مهم این است که چگونه میتوان از حضور افراد متعدد، کلیتی زنده و یکپارچه ساخت. جمعیت بهخودیخود معنا تولید نمیکند؛ نسبت میان افراد و کلیتی که روی صحنه شکل میگیرد اهمیت دارد.
اجرای «کورش» با چند نمایش دیگر درباره اسطورهها و تاریخ ایران همزمان شده است. آیا این همزمانی حاصل یک پروژه مشترک بود؟
از اینکه این نمایشها حاصل اراده مشترک یا برنامهریزی واحدی بودهاند اطلاعی ندارم و نمیتوانم در این باره اظهارنظر کنم. اما شکلگیری و زمانبندی اجرای «کورش» کاملاً مستقل از آن آثار بوده است. از سال گذشته و با پیشنهاد مدیر تئاترشهر، مانند بسیاری از کارهای قبلیام، برای اجرا برنامهریزی و سالن رزرو کردم. نوبت اجرای نمایش در تابستان تعیین شده بود و این تصمیم پیش از مطرح شدن بحث همزمانی آثار گرفته شده بود.
هزینههای بالای تولید باعث شده برخی گروهها از ایدههای طراحی صحنه و لباس صرفنظر کنند. شما نیز با چنین محدودیتی روبهرو بودید؟
اقتصاد در تئاتر امروز به مسئلهای جدی و ساختاری تبدیل شده است. هزینههای تولید آنقدر افزایش یافته که گروهها گاهی پیش از فکر کردن به امکان هنری یک ایده، ناچارند بررسی کنند که اساساً توان اجرای آن را دارند یا نه. این وضعیت در نمایشهای تاریخی دشوارتر است، زیرا تصور عمومی از چنین آثاری معمولاً با صحنههای بزرگ، لباسهای متعدد و بازسازی یک دوره تاریخی همراه است.
اما تئاتر الزاماً به این عناصر وابسته نیست. طراحی صحنه و لباس زمانی اهمیت دارد که در شکلگیری جهان نمایش نقش داشته باشد. طراحی خوب فقط بازسازی ظاهر یک دوره نیست، بلکه میتواند بخشی از زبان اجرایی اثر باشد. البته این حرف به معنای بیاهمیت بودن امکانات نیست. هنرمند باید امکان انتخاب داشته باشد. اینکه گروهی به دلیل کمبود بودجه از ایدهای صرفنظر کند با اینکه از ابتدا به راهحلی خلاقانه و متناسب با جهان اثر برسد، دو وضعیت متفاوت است.
در شرایط امروز باید میان ایدهآلهای هنری و امکانات موجود نسبتی برقرار کرد، اما نباید کیفیت و جهان زیباییشناختی اثر قربانی شود. هنرمند باید همچنان به امکان خلق فکر کند. در عین حال، برای ادامه حیات تئاتر و تولید آثار بزرگتر، حمایت جدیتر و زیرساختهای مناسب ضروری است.
نمایش زندگی کورش را از تولد تا رسیدن به پادشاهی روایت میکند. چرا دوران پادشاهی او را نیز دربرنگرفتید؟
زندگی یک شخصیت تاریخی را میتوان از منظرهای گوناگون روایت کرد، اما درام بیش از تعداد وقایع به انتخاب یک موقعیت و کشف معنای آن وابسته است. در «کورش»، مسئله اصلی برای من مسیر شکلگیری شخصیت و رسیدن او به نقطه پادشاهی بود. این لحظه از نظر دراماتیک اهمیت دارد، چون هم پایان مسیری است و هم آغاز مرحلهای تازه.
رسیدن به پادشاهی فقط یک واقعه تاریخی نیست. میتوان آن را نقطهای دانست که تجربههای پیشین شخصیت به موقعیتی تازه منتهی میشود. پرداختن به دوران پادشاهی کورش، ساختار دراماتیک دیگری میطلبد؛ زیرا آن دوره با قدرت، تصمیمهای سیاسی و مسئولیتهای گستردهتر پیوند دارد و برای روایتش باید منطق مستقل نمایشی پیدا کرد.
پس محدود کردن داستان به تولد تا پادشاهی به معنای نادیده گرفتن ادامه زندگی کورش نیست. هر اثر باید بداند از کجا آغاز میشود و کجا پایان میگیرد. پایان نمایش الزاماً پایان زندگی شخصیت نیست. گاهی نمایش در لحظهای تمام میشود که زندگی قهرمان وارد مرحلهای تازه شده است. چنین پایانی میتواند مخاطب را با پرسشهای بیشتری از سالن بیرون بفرستد.
در پایان، چه نکتهای را میخواهید درباره نسبت ما با تاریخ مطرح کنید؟
فکر میکنم باید در نسبت خود با تاریخ تجدیدنظر کنیم. گاهی تصور میکنیم بازگشت به تاریخ یعنی بازگشت به گذشتهای باشکوه. اما اگر تاریخ فقط ابزاری برای افتخار کردن باشد، بخش مهمی از ظرفیت آن را از دست دادهایم. تاریخ زمانی برای من اهمیت دارد که بتواند ما را به پرسش وادارد: انسان در موقعیتهای دشوار چه انتخابهایی میکند؟ قدرت چه نسبتی با مسئولیت دارد؟ یک فرد چگونه بر سرنوشت جمعی اثر میگذارد و چه چیزی از یک شخصیت تاریخی در حافظه نسلهای بعد باقی میماند؟ این پرسشها فقط به گذشته تعلق ندارند و ما امروز نیز با آنها روبهرو هستیم. تئاتر این امکان را فراهم میکند که به گذشته نگاه کنیم، اما در واقع درباره اکنون خود بیندیشیم. «کورش» نیز تلاشی در همین مسیر است؛ مواجهه با یک شخصیت تاریخی، بدون تبدیل کردن او به تصویری تثبیتشده. امیدوارم تماشاگر پس از دیدن نمایش فقط با اطلاعات بیشتری درباره کورش از سالن خارج نشود، بلکه با پرسشهایی تازه درباره انسان، تاریخ و مسئولیت روبهرو شود. به نظرم تاریخ زمانی از موضوعی صرفاً مطالعاتی به تجربهای زنده تبدیل میشود که بتواند چنین پرسشهایی ایجاد کند. نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانیمرند، با بازی حمیدرضا آذرنگ، محمودرضا رحیمی، مرتضی اسماعیلکاشی، امین میری، روزبه حصاری، باران نیکراه و گروهی دیگر از بازیگران، هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه میرود. همچنین امیدوارم این اثر نشان دهد که پرداختن به گذشته فقط بازگویی نامها و رویدادها نیست، بلکه راهی برای فهم پیچیدگیهای انسان در زمانه ماست. اگر تماشاگر پس از اجرا درباره انتخابها، پیامدهای قدرت و مسئولیت فرد در برابر جامعه بیشتر فکر کند، نمایش به هدف خود نزدیک شده است.