سفر مسعود پزشکیان به مسکو در شرایطی در دستور صورت گرفته که نظام بینالملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی در یکی از حساسترین و پرالتهابترین پیچهای تاریخی خود قرار دارد.
این سفر که در امتداد رایزنیهای دیپلماتیک و بهویژه پس از سفر پرمعنای سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه به تهران شکل میگیرد، قبل از آنکه نمایانگر رابطه راهبردی تهران- مسکو باشد، بیشتر بازتابدهندهی ضرورتهای مقطعی، مدیریت بحران و تلاش تهران برای مهار پیامدهای ژئوپلیتیک معامله پشتپرده قدرتهای بزرگ است.
*برای درک چرایی و اهداف این سفر، باید نگاهی به پازل چندلایه تحولات هفتههای گذشته انداخت؛ جایی که سرگئی لاوروف پیش از ورود به تهران، در منامه و در جریان نهمین نشست مشترک همکاری های روسیه با کشورهای حوزه خلیج فارس حضور داشت و حامل پیامهای نگرانکنندهای از سوی کشورهای منطقه درباره تبعات تنشهای فرساینده بود تا نگرانیهای اعراب را به تهران منتقل کند.اما این تنها مأموریت لاوروف نبود، بلکه پازل اصلی در مسکو و در ارتباط با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت شکل گرفته بود.
*شواهد و تحلیل میدانی نشان میدهد که ترامپ در رویکرد جدید خود به بحران اوکراین، به دنبال یک صلح بدون زلنسکی است و اعتنایی به فرمول صلح پیشنهادی کییف ک رئیس جمهوری ولادیمیر زلنسکی ندارد. در این میان ترامپ و پوتین وارد یک دادوستد ژئوپلیتیک خاموش شدهاند.
ترامپ با لغو برخی تحریمهای انرژی علیه روسیه تلاش کرد راه را برای نزدیکسازی مسکو هموار کند تا در یک سناریوی سودجویانه اوکراین را با ایران تاخت بزند. به بیان روشنتر، واشنگتن آماده است در پرونده اوکراین به روسیه امتیاز بدهد تا در مقابل، مسکو در پرونده منطقهای ایران و مهار نفوذ آن به آمریکا و متحدانش امتیاز بدهد؛ معاملهای که متأسفانه کرملین نیز با گشادهدستی نسبت به آن ابراز تمایل نشان داده است.
* لاوروف پس از همین توافقات و دادوستدهای پشتپرده با واشنگتن راهی تهران شد و مأموریت او برای کاهش تنشهای منطقهای به دلیل ماهیت ابزاری و منافع متغیر مسکو، خروجی ملموس و تضمینکنندهای برای امنیت ملی ایران نداشت. حال در چنین فضایی است که کرملینی که همزمان با آمریکا بر سر منافع کلان معامله میکند، میزبان رئیسجمهوری ایران است.
* سفر مسعود پزشکیان و تیم دیپلماسی دولت چهاردهم به مسکو به دنبال شفافسازی و راستیآزمایی سطح تعهدات واقعی مسکو، مدیریت تنش منطقهای و اقتصادی برای جلوگیری از انزوا و همچنین تلاش برای موازنه بخشی در غیاب یک توازن منطقی با غرب می باشند. مسئله این است که وقتی ترامپ توانسته در معامله ایران و اوکراین به روسیه امتیاز دهد، آیا در مقابل روسیه می تواند از ترامپ برای ایران امتیاز بگیرد؟ و آیا مقامات کرملین و در راس همه آنها ولادیمیر پوتین حاضر به نقش آفرینی برای رفع تنش و بر کنار زدن ابرها و سایه جنگ بر منطقه و ایران خواهند بود؟
* واقعیت تلخ رفتاری مقامات مسکو در قبال ایران نشان داده است که روابط تهران و مسکو همواره در غبار هیجانات دیپلماتیک پنهان مانده است. مهمتر از همه نکته این است که رابطه تهران و مسکو استراتژیک نبوده، بلکه ماهیتی ابزاری داشته است.
*روسیه در طول تاریخ روابط خود با ایران، بارها ثابت کرده است که هر زمان منافع کلانش در تقابل با غرب ایجاب کرده، به راحتی از کارت ایران به عنوان ابزاری برای امتیازگیری استفاده نموده است . نمونه بارز آن همراهی مسکو با قطعنامههای تحریم شورای امنیت در دهههای گذشته و بازی پشتپرده فعلی با دکترین معاملهگری ترامپ است.
* تکرار خطای راهبردی گذشته و گذاشتن تمامی تخممرغها در سبد روسیه، درست نیست و نگاه سادهانگارانه به مسکو به عنوان یک متحد استراتژیک دائم با واقعیتهای رئالپلیتیک نظام بینالملل در تضاد است.
* سفر پزشکیان به مسکو اگر با شناخت دقیق از ماهیت منفعتطلبانه و غیرقابل اتکای شرکای شرقی همراه باشد، میتواند گامی در جهت مدیریت بحران و کاهش تنش تلقی شود، اما تبدیل و دل بستن به مسکو برای حل معضلات کلان سیاست خارجی خطایی جبرانناپذیر است. چرا که ایران برای خروج از مخمصه کنونی بیش از هر چیز نیازمند تنوعبخشی به سیاست خارجی، بازتعریف توازن میان شرق و غرب و تکیه بر منافع ملی مستقل است تا در بازی ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ، قربانی معاملات پشتپرده نشود.