گروه بین الملل: گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رهبر حزب «یشار»، در آستانه انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ به یکی از مهمترین رقبای بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است؛ چهرهای که با تکیه بر سابقه نظامی، تصویری متفاوت از رهبر باسابقه لیکود ارائه میدهد و همزمان میکوشد شکافهای قومی و طبقاتی در جامعه اسرائیل را به فرصتی سیاسی برای تغییر موازنه قدرت تبدیل کند.
از مراکش تا رقابت بر سر قدرت
آیزنکوت ۶۶ ساله، فرزند خانوادهای یهودی با ریشههای مراکشی و از جامعه مزراحی است؛ گروهی که تبار آنها عمدتاً به خاورمیانه و شمال آفریقا بازمیگردد. در مقابل، نتانیاهو به جامعه اشکنازی، یعنی یهودیان دارای ریشه اروپایی، تعلق دارد. این تفاوت در شرایطی اهمیت یافته که ترکیب قومی جامعه اسرائیل و نابرابریهای تاریخی میان گروههای مختلف، بار دیگر به موضوعی محوری در رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده است.
آیزنکوت از خانوادهای با پیشینه کارگری برخاسته و در مقایسه با نتانیاهو، چهرهای کمحرف، محتاط در مواجهه با رسانهها و دور از نمایشهای سیاسی شناخته میشود. او با تأسیس و رهبری حزب «یشار» تلاش دارد خود را سیاستمداری مستقیم، مسئولیتپذیر و قادر به ایجاد ارتباط با طیفهای مختلف جامعه معرفی کند.
هویت قومی؛ برگ برنده انتخاباتی
یکی از محورهای اصلی کارزار آیزنکوت، تأکید بر ریشههای مراکشی اوست. این رویکرد میتواند در میان رأیدهندگان مزراحی، بهویژه کسانی که احساس میکنند در ساختار قدرت سهم متناسبی ندارند، جذابیت ایجاد کند. در تاریخ سیاسی اسرائیل، نخبگان اشکنازی نقش پررنگی در شکلدهی به نهادهای حکومتی داشتهاند و بسیاری از یهودیان شرقی از نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی انتقاد کردهاند. در جریان کارزار انتخاباتی اخیر، اظهارات تحقیرآمیز یک مفسر نزدیک به جریان راست درباره تبار آیزنکوت، بحثهای گستردهای درباره تبعیض قومی برانگیخت. این جنجال، ناخواسته مسئله هویت مزراحی را در مرکز توجه قرار داد و به آیزنکوت امکان داد بر فاصله خود با ساختارهای سنتی قدرت تأکید کند. با این حال، تبار مشترک لزوماً به معنای حمایت انتخاباتی نیست. بخش مهمی از رأیدهندگان مزراحی همچنان به لیکود و جریان راست گرایش دارند و آیزنکوت برای جلب آرای آنان باید علاوه بر هویت قومی، برنامهای قانعکننده درباره امنیت، اقتصاد و مسائل اجتماعی ارائه کند.
ژنرال میانهرو یا فرماندهای جنگطلب؟
تصویر آیزنکوت بهعنوان جایگزینی متفاوت برای نتانیاهو، نباید به معنای صلحطلب بودن او تلقی شود. او سابقهای طولانی در ارتش اسرائیل دارد و در جنگ سال ۲۰۰۶ با حزبالله لبنان نقش نظامی مهمی ایفا کرد. همچنین، نام او با دکترین ضاحیه پیوند خورده است؛ رویکردی نظامی که بر استفاده گسترده از قدرت آتش علیه مناطق و زیرساختهای مرتبط با دشمن تأکید دارد و به دلیل پیامدهای آن برای غیرنظامیان، با انتقادهای جدی روبهرو شده است.
در قبال ایران نیز آیزنکوت مخالف اصل اقدام نظامی علیه تأسیسات هستهای نیست. او از فشار بر تهران و مقابله با توانمندیهای نظامی ایران حمایت کرده، اما تغییر حکومت ایران را هدفی غیرواقعبینانه برای عملیات نظامی دانسته است. بنابراین، تفاوت او با نتانیاهو بیشتر در ارزیابی اهداف، شیوه اجرا و مدیریت پیامدهای جنگ دیده میشود تا مخالفت با سیاست فشار نظامی.
مسئولیتپذیری؛ محور حمله به نتانیاهو
کشتهشدن گال، پسر آیزنکوت، و دو تن از بستگان نزدیکش در جنگ غزه، تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشته است. این تجربه، در کنار سابقه نظامیاش، به او امکان داده است تا بحث مسئولیتپذیری رهبران را به یکی از محورهای انتقاد از نتانیاهو تبدیل کند.
آیزنکوت، دولت نتانیاهو را به ناتوانی در پیشگیری از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و مدیریت پیامدهای جنگ متهم میکند. او همچنین در موضوعاتی مانند اصلاحات قضایی و نفوذ جریانهای راست افراطی، خواهان تغییر رویکرد است.
با این همه، مسیر او برای رسیدن به نخستوزیری آسان نیست. نظام پارلمانی اسرائیل تشکیل دولت را به کسب حمایت کافی در کنست و توافق میان احزاب وابسته میکند. ازاینرو، حتی موفقیت انتخاباتی آیزنکوت نیز بدون ائتلافسازی دشوار خواهد بود.
رقابت او با نتانیاهو فقط نبرد دو سیاستمدار نیست؛ آزمونی برای سنجش ظرفیت جامعه اسرائیل در بازنگری در مناسبات قومی، مسئولیت سیاسی و راهبردهای امنیتی است. نتیجه این رقابت میتواند بر آینده ائتلافهای داخلی و رویکرد اسرائیل در قبال ایران و منطقه تأثیر بگذارد.
برگرفته از: خبرآنلاین