گمانهزنیها درباره احتمال عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شرایط نه جنگ ونه صلح جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. وضعیت، فعالیتهای اقتصادی و حرفهای را به تعویق انداخته و زندگی را مختل کرده است؛
نگرانی درباره آینده طبیعی است؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که احتمال بحران جای واقعیت را میگیرد و جامعه پیش از وقوع حادثه هزینهها میپردازد
از نگرانی تا فلج انتظاری
آمادگی برای مقابله با بحران اقدامی عقلانی است؛ اما تعلیق زندگی میتواند منشأ خسارت شود. هنگامی که پزشک، وکیل، صاحب کسبوکار یا ارائهدهنده خدمات، فعالیت خود را نه بر اساس شرایط واقعی و الزامات ایمنی، تاروشن شدن آینده به تعویق میاندازد، زندگی به رویدادی وابسته میشود که زمان وقوع آن قطعی نیست.
این رفتار میتواند به کاهش فعالیتهای اقتصادی، تأخیر در ارائه خدمات، اختلال در اجرای قراردادها و از دست رفتن درآمدها بینجامد.
این وضعیت را میتوان «فلج انتظاری» نامید؛ وضعیتی بخشی از خسارتها را پیش از وقوع حادثه به جامعه تحمیل میکند.
این پدیده تنها ناشی از ترس نیست؛ دشواری تصمیمگیری در شرایط نااطمینانی در شکلگیری آن نقش دارد. هنگامی که توقف فعالیت دیگران نشانه از خطر تلقی شود، اضطراب گسترش مییابد و افراد به جمع منتظران میپیوندند.
.
تجارت اضطراب؛
در فضای آکنده از نااطمینانی، گاهی اضطراب به ابزاری برای جلب توجه، کسب نفوذ یا پیشبرد اهداف شخصی و جناحی تبدیل میشود. برخی افراد با تکیه بر عناوینی چون دکتر، استاد یا تحلیلگر، گروه و محافل تشکیل میدهند و با انتشار پیشبینیهای تأییدنشده، روایتها جهتدار و توهمپراکنی، بر نگرانی جامعه میافزایند.
در چنین فضایی، مرز میان آگاهیبخشی و کسب شهرت یا پیشبرد اهداف سیاسی و شخصی کمرنگ میشود. این رفتار معنایی اجتماعی و رسانهای «توهمفروشی» است : القای تصویری از آینده بهگونهای که گویی گوینده به اطلاعات ویژه یا دانشی قطعی درباره رویدادهای نامعلوم دسترسی دارد، بیآنکه ادعاهایش از پشتوانه کافی برخوردار باشد. در این وضعیت، مخاطب بهجای تحلیل مستند، با اطمینانفروشی مواجه میشود؛ اطمینانی ظاهری میتواند تصمیم واقعی را تحت تأثیر قرار دهد
نگرانی نباید به سرمایهای برای کسب شهرت، نفوذ یا منافع جناحی تبدیل شود. جامعه در شرایط حساس، به تحلیل مستند، بیان محدودیتهای اطلاعاتی و تفکیک واقعیت از گمانهزنی است .
مسئولیت رسانهها
وظیفه رسانهها نه انکار تهدیدهای برای آرام کردن مردم است و نه بازتاب بیمحابای پیشبینیهای هیجانانگیز؛ بلکه باید میان خبر معتبر، تحلیل کارشناسی باشد وقتی اطلاعرسانی رسمی بهموقع و قابلاعتماد نباشد، زمینه برای مراجعه به منابع غیررسمی و انتشار روایتهای متناقض فراهم میشود. بااینحال، مسئولان، تحلیلگران و کاربران شبکههای اجتماعی باید بدانند که بازنشر ادعاهای تأییدنشده یا تبدیل احتمال به خبر قطعی، میتواند بر تصمیم اقتصادی، شغلی و روزمره مردم اثر بگذارد
آرامش عمومی نه با پنهانکاری حاصل میشود و نه با اطمینانبخشی بیپشتوانه؛ بلکه به صداقت، شفافیت و اطلاعرسانی مسئولانه نیاز دارد .
آمادگی بدون تعطیلی
زندگی راه مقابله با فلج انتظاری، انکار خطر یا خوشبینی
بیپشتوانه نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان آمادگی برای شرایط دشوار و استمرار زندگی عادی است. مسئولان باید اطلاعات روشن و منسجم ارائه دهند،
تصمیمگیری معقول در شرایط نااطمینانی مستلزم سنجیدن گزینهها، توجه به هزینههای تعویق و آمادگی برای اصلاح تصمیمهاست؛ نه انتظار برای اطمینان کامل از آینده. ادامه فعالیتهای حرفهای، ارائه خدمات ضروری و انجام تعهدات روزمره، تا جایی که شرایط و الزامات ایمنی اجازه میدهد، به پایداری جامعه کمک میکند.