دکتر تقی آزاد ارمکی، استاد دانشگاه تهران و جامعهشناس، در گفتگو با اقتصادنیوز نسبت به پیامدهای بیاعتنایی به این نسل هشدار میدهد و معتقد است جوانان امروز نه نسلی ویرانگر، بلکه سرمایهای بزرگ برای آینده ایران هستند؛ سرمایهای که اگر به رسمیت شناخته نشود و با خواستههایش برخوردی همراهانه صورت نگیرد، ممکن است به نسلی معترض تبدیل شود و زمینه نابسامانیهای اجتماعی را فراهم کند. در ادامه گزیده نظرات وی را می خوانید:
جامعه دچار تغییرات بنیادی شده است؛ تغییراتی که در کسبوکار، اشتغال، اقتصاد و مهارتهای اجتماعی رخداده است. این نسل نیز آموزشها، اطلاعات و توانمندیهای کافی را در این زمینهها به دست آورده است. این نسل به سمت مشاغل جدید گرایش دارد و این مسئله طبیعی است. آنها بهروز هستند و مهارتهایی دارند که کاربردی و بهدردبخور است. این وضعیت برای کشور نیز یک فرصت محسوب میشود؛ زیرا با نسلی مواجه هستیم که بخشی از مسیر آگاهی و مهارتآموزی را از پیش طی کرده است.
هویت جدید نسل جدید
شرایط ناآرام و بحرانی موجب شده است که زندگی این نسل نیز دچار بحران شود.اما این بحران ناشی از آن پرسشها و انتخابهایی نیست که نسل جدید مطرح میکند. شما با نسلی مواجه هستید که به سطحی از آگاهی رسیده، پرسشهایی را مطرح کرده، روشها و شیوههای جدیدی پیداکرده و به دنبال وضعیت اجتماعی تازهای است. این نسل در حال ساختن هویت جدیدی برای خودش است.
اکنون این نسل در یک موقعیت بحرانی گرفتارشده است. اگر این وضعیت اضطراری برطرف شود، احتمالاً به همان موقعیتی بازمیگردد که پیشازاین در آن قرار داشت یا در موقعیتی قرار میگیرد که خودش انتخاب میکند.
وقتی فضای کسبوکار مجازی تعطیل میشود، طبیعی است که افراد این نسل دچار گیجی و سردرگمی شوند. آنها با بلاتکلیفی، نافرجامی فعالیتها، اعتراض و مسائل متعدد دیگری مواجه میشوند.
باید اجازه داد این شرایط بحرانی و اضطراری برطرف شود. پسازآن میتوان درباره وضعیت این نسل صحبت کرد و بررسی کرد که آیا واقعاً توانایی انطباق با موقعیتهای متعارف را دارد یا ندارد.
توانایی انطباق با شرایط متعارف در این نسل، حتی بیشتر از نسلهای دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ است. این نسل ظرفیت بزرگی دارد؛ ظرفیتی که هنوز بهدرستی شناختهنشده است.
آینده ایران متعلق به نسل زد است
این ظرفیت بزرگ باید شناخته شود و این نسل را باید به رسمیت شناخت. ما هنوز این نسل را آنطور که باید نمیشناسیم و تصور میکنیم باید راهی برای مواجهه با آن پیدا کنیم، درحالیکه مسئله اصلی، به رسمیت شناختن این نسل است.
ایران متعلق به اینهاست. آینده متعلق به این نسل است. این نسل است که میخواهد آینده ایران را بسازد. بنابراین، باید با آن همراهی کرد.
نباید شرایط بهگونهای باشد که این نسل فقط به نجواهای غربی یا شرقی و امثال آن توجه کند. لازم است نیروهای مستقل اندیشه و فرهنگ در ایران فعال شوند.این نیروهای فکری و فرهنگی مستقل که در ایران حضور دارند، باید شروع به نواخوانی کنند و درباره ایران دیروز، ایران فردا و تحولات اجتماعی سخن بگویند.
ایران یکبار دیگر سرمایه یا امکان بزرگی برای ساختن خودش پیداکرده است. این سرمایه بزرگ، وجود نسلی است که در این سرزمین مانده است؛ نسلی که معترض نیست، ویرانگر نیست، غیراخلاقی نیست و میخواهد در زمانه خودش زندگی کند.
اینیک فرصت طلایی برای ایران است؛ فرصتی که میتواند در مسیر ساختن آینده ایران موردتوجه قرار گیرد.