اقتصاد جهانی در حال تغییر است و مفهوم قدرت اقتصادی نیز دیگر تنها با میزان تولید، منابع طبیعی، ذخایر ارزی یا حجم صادرات سنجیده نمیشود. در اقتصاد امروز، دسترسی پایدار به فناوری، سرمایه، داده، خدمات ابری، نرمافزار، تجهیزات، نظام پرداخت و زنجیرههای تأمین جهانی به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت تبدیل شده است. از این منظر، مسئله فقط این نیست که چه کشوری فناوری تولید میکند؛ بلکه این است که چه کشوری میتواند تعیین کند چه کسی به چه چیزی، با چه هزینه و تحت چه شرایطی دسترسی داشته باشد.
ایران یکی از نمونههای مهم این تحول است؛ کشوری که همزمان با محدودیتهای خارجی و برخی محدودیتهای داخلی در حوزه دسترسی مواجه است.
تحریم از کالا به اکوسیستم
تحریمهای جدید دیگر صرفاً فهرستی از کالاها و شرکتهای ممنوعه نیستند، بلکه حوزههای مالی، فناوری، حملونقل، بیمه و زیرساختهای دیجیتال را نیز دربرمیگیرند. در چنین شرایطی، اگر یک شرکت بتواند محصولی تولید کند اما نتواند قطعات، نرمافزار، بیمه، خدمات پس از فروش یا شبکه پرداخت مورد نیاز خود را تأمین کند، مشکل تنها تحریم یک کالا نیست؛ بلکه دسترسی به یک اکوسیستم اقتصادی محدود شده است.
این وضعیت نشان میدهد «دسترسی» به تدریج از یک موضوع فنی به یک ابزار قدرت تبدیل شده است. جنگ و تحریم نیز این واقعیت را آشکارتر کردهاند؛ زیرا هرگونه اختلال در جریان سرمایه، فناوری، داده، انرژی و ارتباطات میتواند مستقیماً بر ظرفیت اقتصادی کشورها اثر بگذارد.
ایران و تناقض اقتصاد دیجیتال
ایران از یک سو جامعهای با میلیونها کاربر اینترنت و استفاده گسترده از فناوریهای دیجیتال دارد و از سوی دیگر، در برخی لایههای زیرساختی و اتصال بینالمللی با محدودیت مواجه است. بنابراین داشتن کاربر و مصرفکننده فناوری الزاماً به معنای برخورداری از قدرت فناورانه نیست.
قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که یک کشور بتواند در بخشهایی مانند مراکز داده، تجهیزات مخابراتی، نرمافزار، خدمات ابری، امنیت سایبری، استانداردها و اتصال بینالمللی ظرفیت ایجاد کند.
از سوی دیگر، مشکلات فناوری ایران را نمیتوان صرفاً با تحریم توضیح داد. تحریم یک محدودیت ساختاری مهم است، اما سیاستگذاری داخلی نیز در میزان دسترسی کشور به اقتصاد جهانی نقش دارد. محدودیتهای ارتباطی و اینترنتی، در شرایطی که اقتصاد آینده بیش از گذشته به داده و اتصال وابسته است، میتواند هزینههای اقتصادی داشته باشد.
خودکفایی یا تابآوری؟
یکی از پرسشهای اساسی برای ایران، نحوه مواجهه با وابستگی خارجی است. خودکفایی کامل در همه حوزهها، بهویژه در اقتصاد دیجیتال، عملاً دشوار است؛ زیرا حتی قدرتهای بزرگ نیز به زنجیرههای جهانی فناوری وابستهاند.
راهکار دیگر، تنوعبخشی و افزایش تابآوری است؛ یعنی اگر یک تأمینکننده، مسیر مالی، بازار یا زیرساخت از دسترس خارج شد، جایگزین دیگری وجود داشته باشد. تفاوت مهمی میان «خودکفایی» و «تابآوری» وجود دارد. خودکفایی بر تولید همه چیز در داخل تأکید میکند، اما تابآوری بر جلوگیری از وابستگی به یک مسیر یا یک منبع واحد متمرکز است.
جنگ اخیر نیز نشان داد که زیرساخت دیجیتال بخشی از جغرافیای قدرت است. آسیبپذیری مراکز داده، شبکههای ارتباطی و خدمات ابری در منطقه نشان داد حتی اقتصادهای ثروتمند و متصل نیز به زیرساختهای جایگزین نیاز دارند.
میدان جدید رقابت
در چنین شرایطی، صرفاً دور زدن تحریمها نمیتواند جایگزین ایجاد ظرفیتهای پایدار شود. واسطهها، مسیرهای غیررسمی و ابزارهای مالی جدید ممکن است در کوتاهمدت برخی گلوگاهها را کاهش دهند، اما قدرت ساختاری زمانی ایجاد میشود که کشور بتواند زیرساختهای متنوع و قابل اتکایی برای تجارت، فناوری، ارتباطات و سرمایه داشته باشد.
از این منظر، مسئله اصلی ایران فقط تحریم نیست؛ بلکه «آسیبپذیری دسترسی» است. راهبرد آینده باید مشخص کند کدام فناوریها و زیرساختها برای کشور حیاتیاند، در کدام حوزهها باید ظرفیت داخلی ایجاد شود و در کدام بخشها تنوع منابع و مسیرها اهمیت بیشتری دارد.
در جهان جدید، قدرت فقط به معنای داشتن منابع نیست؛ بلکه توان حفظ دسترسی به منابع حیاتی در شرایط بحران نیز بخشی از قدرت ملی است. از همین رو، نبرد آینده تنها بر سر تولید فناوری نیست؛ بر سر دسترسی به فناوری، سرمایه، داده، بازار و زیرساختهای حیاتی است.
برگرفته از: دیپلماسی ایرانی