مغز و بدن ارتباطی دائمی با یکدیگر دارند و استرس، احساسات و برداشت ما از اتفاقات می تواند روی واکنش های فیزیولوژیک بدن اثر بگذارد. به همین دلیل، در سال های اخیر توجه بیشتری به نقش خودگویی، تنظیم احساسات و ارتباط ذهن و بدن شده است. پژوهش ها نشان داده اند که کاهش استرس و ایجاد احساس امنیت و آرامش می تواند بر عملکرد سیستم عصبی و برخی فرایندهای بدن تاثیر بگذارد.
خودگویی مثبت چیست؟
خودگویی همان گفت و گوی درونی ما با خودمان است؛ صدایی که هنگام تصمیم گیری، مواجهه با شکست، نگرانی از آینده یا حتی انجام کارهای روزمره در ذهنمان شنیده می شود. این گفت و گو همیشه مثبت نیست و گاهی می تواند به چرخه ای از سرزنش، نگرانی و بدترین سازی شرایط تبدیل شود.
به عنوان نمونه، کسی که در یک جلسه کاری نتوانسته به چند پرسش پاسخ دهد، ممکن است با خودش بگوید: «من برای این کار ساخته نشده ام و همیشه خراب می کنم.» اما همین اتفاق را می توان واقع بینانه تر دید: «به بعضی پرسش ها جواب خوبی ندادم، اما می توانم برای جلسه بعد آماده تر باشم.»
هدف خودگویی مثبت این نیست که مشکلات را نادیده بگیریم یا به خودمان بقبولانیم که همه چیز عالی است. مسئله اصلی، تغییر شیوه تفسیر اتفاقات و جلوگیری از تبدیل یک تجربه ناخوشایند به قضاوتی کلی درباره خودمان است.
استرس
استرس یکی از مهم ترین حلقه های ارتباط میان ذهن و بدن است. هنگام احساس خطر یا فشار شدید، سیستم عصبی بدن را وارد حالت آماده باش می کند. ضربان قلب و تنفس می توانند افزایش پیدا کنند و هورمون هایی مانند کورتیزول در واکنش به استرس ترشح شوند.
اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، می تواند روی بخش های مختلف زندگی از جمله خواب، گوارش و احساس آرامش تاثیر بگذارد. در مقابل، آرام شدن ذهن و کاهش استرس به بدن اجازه می دهد از حالت آماده باش فاصله بگیرد و به وضعیت استراحت و بازیابی نزدیک شود.
یک گفت و گوی درونی سرزنشگر می تواند نگرانی را تشدید کند، در حالی که برخورد آرام تر و حمایتگرانه ممکن است به فرد کمک کند شرایط را تهدیدکننده تر از واقعیت نبیند.
درد
تجربه درد تنها به وجود یک محرک فیزیکی محدود نمی شود. مغز دائما اطلاعات مربوط به بدن را دریافت و تفسیر می کند و میزان تهدیدی که برای یک وضعیت احساس می شود می تواند بر شدت تجربه درد اثر بگذارد.
به همین دلیل، ترس و اضطراب گاهی می توانند تجربه درد را شدیدتر کنند. از سوی دیگر، آرامش و احساس امنیت ممکن است در برخی شرایط به کاهش شدت این تجربه کمک کند. البته این موضوع به معنای آن نیست که درد واقعی فقط حاصل افکار است؛ آسیب، التهاب و بیماری های مختلف همچنان علت های مهم درد هستند و نباید علائم جسمی جدی را صرفا به مسائل ذهنی نسبت داد.
چطور با خودمان بهتر صحبت کنیم؟
تغییر خودگویی منفی نیاز به تمرین دارد و معمولا با یک تصمیم ناگهانی اتفاق نمی افتد. یکی از ساده ترین راه ها این است که هر بار متوجه یک فکر منفی می شویم، لحظه ای مکث کنیم و ببینیم آیا این فکر واقعا با واقعیت مطابقت دارد یا نه.
مثلا به جای «من همیشه شکست می خورم» می توان گفت «این بار نتیجه ای که می خواستم نگرفتم و می توانم ببینم چه چیزی را باید تغییر بدهم.»
قرار دادن جملات کوتاه و واقع بینانه در محیط کار یا خانه می تواند یادآوری ساده ای برای تغییر مسیر افکار باشد. تمرین های آرام سازی، تنفس عمیق و توجه آگاهانه به احساسات نیز می توانند در همین مسیر کمک کننده باشند.
روش های مدیریت استرس
خودگویی مثبت تنها یکی از روش هایی است که می تواند در مدیریت استرس و تنظیم احساسات مورد استفاده قرار گیرد. روش هایی مانند ذهن آگاهی، تنفس عمیق و تمرین های آرام سازی نیز با هدف کاهش تنش و ایجاد آرامش بیشتر به کار می روند.
درمان
شاید مهم ترین نکته این باشد که تاثیر ذهن و خودگویی بر بدن به معنای بی نیازی از پزشکی نیست. اگر فردی بیماری، درد مداوم، اختلال خواب یا هر علامت نگران کننده دیگری دارد، نباید صرفا با تغییر افکار خود تلاش کند مشکل را برطرف کند.
خودگویی مثبت را بهتر است بخشی از مجموعه ای گسترده تر برای مراقبت از سلامت بدانیم؛ مجموعه ای که خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، مدیریت استرس، روابط اجتماعی سالم و در صورت نیاز دریافت خدمات پزشکی را نیز شامل می شود. باید یاد بگیریم با خودمان واقع بینانه، آرام و حمایتگرانه صحبت کنیم.