فولاد مبارکه در دوره اختلالات ناشی از جنگ و محدودیتهای اقتصادی، همزمان دو مسیر را دنبال کرده است: پوشش تقاضای مؤثر صنایع پاییندستی باعرضه بیش از ۱.۶ میلیون تن محصول در بهابازار کالا، کاهش قیمت پایه محصولات در بورس کالا و حفظ صادرات برای جلوگیری از انباشت مازاد تولید و تداوم ارزآوری. این راهبرد دوگانه، ضمن پشتیبانی از جریان تولید در داخل، امکان تأمین بخشی از منابع ارزی موردنیاز برای بازسازی زیرساختها و حفظ حضور در بازارهای منطقهای را فراهم کرده است. شوکهای ژئوپلیتیک و اختلال در زیرساختهای تولید، فولادسازان را با یک تصمیم راهبردی روبهرو میکند: تمرکز بر بازار داخلی، به بهای تضعیف حضور در بازارهای صادراتی؛ یا حفظ جریان صادرات، با خطر تشدید فشار بر صنایع پاییندست. تجربه فولادسازان بزرگ جهان نشان میدهد عبور پایدار از بحران، نه در انتخاب یکی از این دو مسیر، بلکه در برقراری توازن میان آنهاست؛ بهگونهای که ابتدا تقاضای مؤثر داخلی تأمین و سپس مازاد تولید به بازارهای صادراتی هدایت شود.
دادههای بورس کالا و گزارشهای رسمی نشان میدهد فولاد مبارکه در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵، راهبردی نزدیک به این الگو در پیشگرفته است. این شرکت همزمان با بازسازی خطوط و زیرساختهای تولید، مازاد محصول داخلی را صادر کرده و عرضه به صنایع پاییندست را نیز ادامه داده است. همزمانی این دو روند را میتوان نشانهای از تلاش برای حفظ تعادل میان پایداری زنجیره ارزش داخلی و تداوم حضور در بازارهای جهانی دانست؛ تعادلی که در دوره اختلال تولید، بخشی از تابآوری عملیاتی و تجاری شرکت را نمایان میکند و البته باعث شده که قیمت عرضه در بورس کالا کاهش یابد و مصرفکنندگان از اثرات تورمی، مشکلات واردات در محاصره اقتصادی و جهش نرخ ارز مصون بمانند.
سنگر اول: خانه را امن نگهدار
در صنایع زنجیرهای، حفظ جریان مواد اولیه برای مشتریان داخلی یکی از پیششرطهای پایداری تولید است. بااینحال، اولویت دادن به بازار داخل زمانی معنای اقتصادی پیدا میکند که بر مبنای تقاضای مؤثر باشد؛ زیرا نگهداری محصول مازاد، منابع مالی تولیدکننده را منجمد میکند و امکان ارزآوری را کاهش میدهد. از این منظر، دادههای معاملاتی بورس کالا نشان میدهد فولاد مبارکه در این دوره کوشیده است ابتدا ظرفیت تقاضای داخلی را باقیمت مناسب پوشش دهد و برای مازاد عرضه، مسیرهای صادراتی را فعال نگه دارد. از ابتدای سال تا اوایل شهریور ۱۴۰۵، فولاد مبارکه در ۴۴ نوبت معاملاتی، بیش از ۱.۶۳ میلیون تن محصول در بورس کالا عرضه کرده است. از این میزان، حدود ۱.۲۵ میلیون تن انواع ورقهای مسطح در اختیار صنایع پاییندستی، از خودروسازی و لوازمخانگی تا واحدهای نوردی، قرارگرفته و نزدیک به ۳۸۰ هزار تن از عرضهها بدون تقاضای متناظر باقیمانده است. این فاصله میان عرضه و تقاضای ثبتشده، نشان میدهد محدود کردن صادرات لزوماً به افزایش فروش داخلی منجر نمیشود؛ زیرا بخشی از ظرفیت عرضه، در مقطع موردبررسی، با تقاضای مؤثر در بازار داخل روبهرو نبوده است. این سبد محصول منعطف ــ شامل ورقهای تخصصی خودرو تا ورقهای قلعه و عریض ــ همچون یک ضربهگیر عمل کرده و مانع از فلج شدن خطوط تولید داخلی در روزهای ملتهب اقتصاد شده است. درروش فولاد مبارکه، صادرات تنها زمانی روی میز قرار میگیرد که اشتهای واقعی بازار داخل کاملاً تأمینشده باشد.
بر این اساس، الگوی «تأمین تقاضای مؤثر داخلی و صادرات مازاد» میتواند میان دو ضرورت مکمل تعادل برقرار کند: حفظ جریان تولید در صنایع پاییندستی و تأمین بخشی از منابع لازم برای بازسازی و نوسازی زیرساختهای بالادست. پایداری این الگو البته به شفافیت عرضه، بازگشت ارز صادراتی و تخصیص هدفمند منابع به پروژههای توسعهای وابسته است. در چنین چارچوبی، صادرات نه رقیب بازار داخلی، بلکه مکمل آن و یکی از ابزارهای تقویت تابآوری زنجیره فولاد خواهد بود