گروه بین الملل: جنگ ایران و آمریکا در حالی وارد ششمین ماه خود شده که برخلاف برآوردهای اولیه دونالد ترامپ، درگیری که قرار بود در چند هفته پایان یابد، طولانی شده و یه بحران پرهزینه ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. اکنون که دکترین نظامی تغییر کرده و فشار اقتصادی و محاصره دریایی جای آن را گرفته است ،محور تقابل تهران و واشنگتن جنگ اقتصادی است ، نه جنگ نظامی.
ترامپ در ابتدای جنگ از پایان سریع درگیری سخن گفته بود و حتی مدت آن را حدود چهار تا شش هفته پیشبینی کرده بود. اما گذشت شش ماه نشان داده است که معادلات جنگ بسیار پیچیدهتر از برآوردهای اولیه بوده است.
گزارشهای رسانههای بینالمللی حاکی از آن است که دولت آمریکا اکنون در برابر یک انتخاب دشوار قرار گرفته است: ادامه فشار برای دستیابی به امتیازات بیشتر از ایران یا حرکت به سمت مسیر دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ.
فشار اقتصادی به جای جنگ
یکی از مهمترین تحولات ماههای اخیر، تغییر وزن ابزارهای مورد استفاده آمریکا در برابر ایران است. در حالی که حملات نظامی در ماههای نخست نقش اصلی را داشت، اکنون تحریمهای اقتصادی و فشار بر شبکه تجارت و صادرات نفت ایران به بخش مهمی از راهبرد واشنگتن تبدیل شده است.
وزارت خارجه ایران تحریمهای تازه آمریکا را بهشدت محکوم کرده و آن را «تروریسم اقتصادی» خوانده است. تهران از سایر کشورها خواسته است در اجرای این تحریمها با واشنگتن همراهی نکنند و تأکید کرده که فشار اقتصادی نمیتواند ایران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند.
در مقابل، دولت ترامپ همچنان بر این موضع تأکید دارد که تهران باید پیش از هرگونه توافق، امتیازات قابل توجهی ارائه کند. گزارشها نشان میدهد مذاکرات مستقیم میان دو کشور همچنان متوقف است و هر در کشور فعلاً تمایلی به گفتوگوی بدون دریافت امتیاز نشان نمیدهند.
هرمز؛ مهمترین اهرم فشار ایران
در ششمین ماه جنگ، تنگه هرمز به یکی از اصلیترین محورهای بحران تبدیل شده است. این آبراه پیش از آغاز جنگ مسیر عبور حدود یکپنجم محمولههای نفت جهان بود و اختلال در رفتوآمد کشتیها پیامدهایی فراتر از منطقه داشته است. کاهش تردد کشتیها، افزایش هزینه حملونقل و نگرانی درباره عرضه انرژی، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
با این حال، بازگشایی کامل هرمز همچنان به یک مسئله سیاسی گره خورده است. ایران خواهان تغییر شرایط تحریمی و امنیتی است، در حالی که آمریکا بازگشت کامل آزادی کشتیرانی را از اولویتهای خود میداند.
جنگی که پایان آن مشخص نیست
شش ماه پس از آغاز جنگ، نه ایران از مواضعش عقب نشسته است و نه آمریکا توانسته است اهداف خود را بهطور کامل محقق کند. گزارش رویترز نیز جنگ را به یک بنبست طولانی و پرهزینه توصیف کرده و تأکید دارد که درگیری علاوه بر خسارات انسانی و اقتصادی، موقعیت آمریکا در منطقه و ثبات بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، آینده جنگ بیش از هر زمان دیگری به دیپلماسی وابسته شده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، تأکید کرده که بازگشت به مسیر دیپلماسی غیرممکن نیست، اما این روند به درک این موضوع از سوی آمریکا وابسته است که «فشار» راهحل اختلافات میان دو کشور نیست.
اکنون پرسش این است که آیا ششمین ماه جنگ میتواند آغاز مسیر پایان بحران باشد یا درگیری وارد مرحلهای طولانیتر خواهد شد؟ تحرکات دیپلماتیک بر سر تنگه هرمز، فشار اقتصادی آمریکا و مواضع متقابل تهران و واشنگتن نشان میدهد که هنوز پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد. آنچه روشن است، این است که جنگی که قرار بود کوتاه باشد، اکنون به بحرانی چندلایه تبدیل شده که آینده امنیت خاورمیانه و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.