گروه بینالملل: تحلیل فارنپالیسی از جنگ ایران و آمریکا، تصویری متفاوت از دلایل ناکامی واشنگتن ارائه میدهد. برخلاف روایتهایی که کمبود مهمات، ضعف پدافند در برابر پهپادها یا مشکلات لجستیکی را عامل اصلی شکست میدانند، این نشریه معتقد است ریشه بحران در سطحی بالاتر قرار دارد؛ جایی که دولت دونالد ترامپ اهدافی را برای ارتش آمریکا تعریف کرد که حتی با برتری نظامی این کشور نیز دستیابی به آنها بسیار دشوار یا ناممکن بود.
برتری نظامی، بدون نتیجه راهبردی
به نوشته فارنپالیسی، ارتش آمریکا در جریان جنگ توانمندیهای کمنظیری را به نمایش گذاشت. واشنگتن توانست هزاران کیلومتر دورتر از خاک خود قدرت نظامی اعمال کند و در بخشهایی از جنگ به برتری هوایی دست یابد. با این حال، این توانمندیها نتوانست اهداف اصلی دولت ترامپ را محقق کند.
دستکم ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۶۰۰ نفر زخمی شدند؛ اما مسئله مهمتر، هزینههای اقتصادی و راهبردی جنگ است که همچنان ادامه دارد. از نگاه نویسنده، افزایش ذخایر مهمات، تعداد بیشتر رهگیرها یا آمادهسازی بهتر برای مقابله با اختلال در صادرات نفت، شاید توان آمریکا برای ادامه جنگ را افزایش میداد، اما تضمینی برای دستیابی به نتیجه سیاسی مورد نظر وجود نداشت.
سه مأموریت دشوار برای ارتش آمریکا
فارنپالیسی معتقد است دولت ترامپ سه مأموریت بسیار دشوار را بر عهده ارتش گذاشت. نخست، تغییر حکومت ایران بدون استفاده از نیروی زمینی بود. تجربه جنگهای گذشته نشان داده است که بمباران هوایی، حتی اگر خسارت سنگینی به یک کشور وارد کند، لزوماً به سقوط حکومت آن کشور منجر نمیشود.
از جنگ جهانی دوم تا ویتنام و سپس عملیات ناتو علیه صربستان، نمونههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد قدرت هوایی بهتنهایی نمیتواند یک ساختار سیاسی را مجبور به فروپاشی کند.
هدف دوم، نابودی توان موشکی و پهپادی ایران بود. این مأموریت نیز به دلیل ماهیت سامانههای متحرک بسیار دشوار است. موشکها و پهپادها میتوانند از نقاط پنهان شلیک شوند و پیش از شناسایی جابهجا شوند. تجربه آمریکا در برابر موشکهای اسکاد عراق و همچنین تلاشهای طولانی اسرائیل برای متوقف کردن حملات موشکی گروههای منطقهای نشان داده است که نابودی کامل این توانمندیها از طریق حملات هوایی تقریباً ناممکن است.
پدافند در برابر حملات ارزان
سومین چالش، حفاظت از پایگاهها و زیرساختهای متحدان آمریکا در خلیج فارس بود. افزایش سامانههای پدافندی میتوانست بخشی از حملات را دفع کند، اما مشکل اصلی، نابرابری هزینههاست. یک پهپاد نسبتاً ارزان میتواند سامانه دفاعی بسیار گرانقیمتی را برای رهگیری به کار بیندازد.
در نتیجه، حتی افزایش تعداد سامانههای دفاعی نیز در برابر حملات گسترده میتواند آمریکا را با مسئله «اشباع پدافندی» روبهرو کند.
شکست در کاخ سفید
مهمترین نتیجه گزارش فارنپالیسی این است که ناکامی اصلی جنگ را نباید در پنتاگون جستوجو کرد. مشکل از جایی آغاز شد که در کاخ سفید اهدافی برای ارتش تعیین شد که ابزار نظامی توان تحقق آنها را نداشت.
این گزارش همچنین از عملکرد پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، انتقاد میکند و معتقد است فضای حاکم بر پنتاگون امکان طرح دیدگاههای مخالف و هشدار درباره دشواری اهداف جنگ را محدود کرده بود. به نوشته این نشریه، دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز تلاشهایی برای بیان دشواریهای عملیات داشت، اما این هشدارها در فضای سیاسی دولت ترامپ چندان شنیده نشد.
درس واقعی جنگ
اکنون پرسش اصلی برای واشنگتن این است که آیا از این جنگ درس راهبردی خواهد گرفت یا بار دیگر تمام توجه خود را به اصلاح تجهیزات و تاکتیکها معطوف خواهد کرد. فارنپالیسی تأکید میکند مشکل آمریکا صرفاً کمبود موشک رهگیر، مهمات یا شناورهای مینروب نیست. اگر اهداف سیاسی از ابتدا با واقعیتهای قدرت نظامی هماهنگ نباشند، حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز نمیتواند نتیجه مطلوب را تضمین کند. در واقع، پیام اصلی این جنگ برای واشنگتن ساده است: ارتش میتواند یک میدان نبرد را ببرد، اما نمیتواند با قدرت نظامی بهتنهایی یک راهبرد نادرست را به موفقیت تبدیل کند.
برگرفته از: فارنپالیسی