حسین علایی میگوید آمریکا و اسرائیل از ابتدا با هدف امضای تفاهمنامه وارد جنگ نشدند، بلکه قصد اصلی آنان تغییر نظام جمهوری اسلامی و ایجاد شرایط برای فروپاشی داخلی ایران بود. به گفته او، واشنگتن و تلآویو تصور میکردند فشار ناشی از تحریمها و حملات گسترده نظامی، مردم را به اعتراض وادار خواهد کرد، اما این برآورد محقق نشد و جامعه ایران برخلاف انتظار آنان، در حمایت از کشور انسجام خود را حفظ کرد.
به اعتقاد علایی، آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر هزاران هدف را مورد حمله قرار دادند و خسارتهای گستردهای به زیرساختها و مراکز غیرنظامی وارد کردند، اما در نهایت نتوانستند به اهداف سیاسی خود دست یابند. از نگاه او، تخریب و خسارت الزاماً به معنای پیروزی نیست و شکست در تحقق اهداف راهبردی، نشان میدهد که نتیجه جنگ مطابق خواست طراحان آن پیش نرفته است.
تفاهمنامه؛ فرصتی برای پایان جنگ
فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه، تفاهمنامه ۱۴ بندی را در مجموع به سود ایران ارزیابی میکند. او میگوید ایران در این توافق امتیاز راهبردی تازهای واگذار نکرده و تنها بر ادامه گفتوگو درباره موضوع هستهای تأکید کرده است؛ موضوعی که به گفته او، همواره در سیاست رسمی جمهوری اسلامی بر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای استوار بوده است. علایی معتقد است مهمترین دستاورد این تفاهم، پایان جنگ و جلوگیری از تداوم درگیری در ایران و لبنان است. به باور او، رفع محدودیتهای صادرات نفت و محصولات پتروشیمی، آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران و فراهم شدن امکان جذب سرمایهگذاری خارجی نیز از دیگر مزایای این توافق به شمار میرود.
بیاعتمادی به آمریکا، اما حمایت از اجرای توافق
علایی تأکید میکند که نگرانی بسیاری از منتقدان نه متن تفاهمنامه، بلکه سابقه بدعهدی آمریکا در توافقهای پیشین مانند بیانیه الجزایر و برجام است. او این نگرانی را قابل درک میداند، اما معتقد است این موضوع نباید مانع تلاش برای اجرای توافق شود.
به گفته او، اگر اجرای تفاهمنامه در مجموع به سود ایران باشد، باید همه نهادهای سیاسی و اجرایی کشور برای تحقق آن تلاش کنند و همزمان با هوشیاری، مانع سوءاستفاده احتمالی آمریکا و اسرائیل شوند. علایی همچنین معتقد است اسرائیل بیشترین مخالفت را با اجرای این تفاهم دارد، زیرا کاهش تنش و پایان جنگ، برخلاف منافع راهبردی تلآویو است.
تعریف تازهای از پیروزی
بخش مهمی از سخنان علایی به مفهوم «پیروزی» اختصاص دارد. او میگوید پیروزی واقعی در آن نیست که صرفاً خسارت بیشتری به طرف مقابل وارد شود، بلکه موفقیت زمانی معنا پیدا میکند که مردم در امنیت و آرامش زندگی کنند و کشور فرصت توسعه اقتصادی، علمی و اجتماعی داشته باشد. به اعتقاد او، جنگ همواره هزینههای سنگینی بر اقتصاد، زیرساختها، سرمایهگذاری و زندگی مردم تحمیل میکند. از این رو، اگر نتیجه یک توافق، کاهش تهدید نظامی و فراهم شدن بستر رشد و پیشرفت کشور باشد، باید آن را یک دستاورد مهم تلقی کرد.
جایگاه راهبردی تنگه هرمز
علایی با اشاره به موقعیت جغرافیایی و حقوقی تنگه هرمز میگوید ایران از ظرفیتهای قابل توجهی برای مدیریت این آبراه برخوردار است و جنگ اخیر نشان داد اهمیت این گذرگاه بیش از گذشته آشکار شده است. او معتقد است ایران میتواند در چارچوب حقوق بینالملل از ظرفیتهای موجود برای مدیریت عبور و مرور، حفاظت از محیط زیست و ارائه خدمات دریایی استفاده کند. وی همچنین تأکید میکند حضور پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه نهتنها امنیت همسایگان را تضمین نکرد، بلکه آنان را نیز در معرض پیامدهای جنگ قرار داد. به گفته او، ایران در جریان درگیریها تلاش کرد دامنه تنش به کشورهای منطقه کشیده نشود.
صلح، زمینهساز توسعه
علایی در پایان تأکید میکند که مهمترین دستاورد برای ایران، برقراری صلح و ایجاد شرایط مناسب برای توسعه همهجانبه کشور است. او معتقد است اگر تفاهمنامه بتواند از بازگشت جنگ جلوگیری کند و فضای لازم برای رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و بهبود معیشت مردم را فراهم سازد، باید از آن حمایت کرد. از نگاه نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه، پیروزی واقعی نه در ادامه جنگ، بلکه در حفظ امنیت، آرامش و استمرار توسعه و پیشرفت ایران معنا پیدا میکند. برگرفته از:خبرآنلاین