شگفتانگیز است که عوامل اسرائیل به مذاکرهکنندگان آمریکا و عوامل پایداری به مذاکرهکنندگان ایرانی حمله کرده و برای بدنام کردن آنها دریغ نمیکنند. پرسش این است که این هماهنگی ناخواسته است ؟ ونس مرکز عملیات برای شکست مذاکرات را اسرائیل معرفی میکند. این نشاندهنده نارضایتی اسرائیل از هرگونه تفاهمی با ایران است. اگر چنین است، تلاش برای شکل نگرفتن توافق، خواست اسرائیل است. پرسش این است که چرا برخی نیروها و اشخاص، بدون توجه به این واقعیت مهم، برای شکل نگرفتن توافق و برخورد با مذاکرهکنندگان فرصتی را از دست نمیدهند؟
فرصت سوزی
هنگامیکه شعار جای تدبیر نشست و توهم میداندار شد، هر فرصتی میسوزد و هر امکانی به تهدید تبدیل میشود. جنگ در خلیجفارس و نوار ساحلی، پیامدهای ناگواری دارد. تفاهمنامه ایران و آمریکا امتیازهای بزرگی برای ایران داشت که با بیتدبیری و استفاده نکردن از فرصت، به فنا رفت. روشن بگویم؛ هنگامیکه آمریکا به ایران حمله میکند، ایران به پایگاههای آمریکایی در کشورهای جنوبی خلیجفارس پاسخ میدهد و این راه را برای دامن زدن به دشمنی بین این کشورها و ایران هموار میکند. آمریکا آشکارا میگوید بنا دارد جزیره خارک را تصرف کند. برای تصرف جزیره خارک، نیاز به دستاندازی به سایر جزایر نزدیک تنگه هرمز و بخشی از نوار ساحلی دارد. حملات برنامهریزیشده برای زدن زیرساختها باهدف هموار کردن این مسیر است. درست است که آمریکا پایبند پیمان نیست و هم جنگ میکند و هم جنایتجنگی، ولی ایران هم هزینه پرداخته است. از بین رفتن زیرساختها که حالا پلهای ارتباطی را دربر گرفته است، نشانه خوبی نیست. هرچند توان ضربه زدن ایران به زیرساختهای کشورهای منطقه کم نیست، ولی پاسداری از زیرساختهای کشور از هر مقولهای مهمتر است. پیش از آنکه خیلی دیر شود، بایستی برای صلح شرافتمندانه همه توان را به کار گرفت. اسرائیل برای درهم شکستن توافق، همه توان خود را به کار بسته است. مجله تایم گزارشی در این باره داده و جیدی ونس هم بر آن تأکید کرده است. توافق ایران و آمریکا کابوس اسرائیل است. شگفتانگیز است که در ایران چرا برخی مدعیان اینچنین همسو عمل میکنند. به ناگزیر باید راه ویرانی کشور را با تفاهم بست. امتیاز دادن و امتیاز گرفتن مبنای گفتوگو است. باید در کشور ارادهای محکم برای توافق شکل بگیرد و اجرایی شود. آینده با شعار ساخته نمیشود، با تدبیر شکل میگیرد.
زدن پلها
ترامپ بامداد جمعه پلها را زد، رادارها و برجهای مخابراتی و دیدبانی را درهم شکست. آنچه او فرو ریخت، حاصل سالها هزینه، سختی و سازندگی بود. راههای دسترسی به بندرعباس را دشوار کرد و خوی ویرانگری خود را آشکار ساخت. کاهش پشتیبانی از جزایر ایران از هدفهای احتمالی ترامپ است. ایران پایگاههای آمریکایی در کشورهای همسایه را مورد هجوم قرار داد. ادامه جنگ جز ویرانی و نابودی چیزی به همراه ندارد. در کنار دفاع مشروع، یافتن راهی برای پایان جنگ باید اولویت حکمرانی باشد. نه رجزخوانی راهحل است و نه گناهکار دانستن دیگری. جنگ اوج خشم و خشونت است و گفتوگو، تدبیر و آیندهنگری. ترامپ هدفهای خود را پل، نیروگاه و انرژی خوانده است. او برای دست پُرتر داشتن در میز مذاکره، به هر اقدامی دست میزند. وی زدن زیرساختها را از پلهای جنوب آغاز کرده است. بازیها و توان ترامپ و آمریکا را دستکم گرفتن به سود کشور نیست. برخی خواهند گفت که این نوشتهها حاصل ترس است. ترس همیشه بد نیست؛ گاهی نشانه تجربه و آگاهی است. آگاهی از قدرت نظامی آمریکا و خطراتی که برای کشور در پیش است، اسباب ترس و نگرانی میشود. من از ادعای شجاع بودن بیش از ترسو خوانده شدن میترسم.