علی صالحآبادی
ترامپ در اظهارنظری معنادار گفته است که «ایران ۱۰ تا ۱۵ روز فرصت دارد تا توافق کند؛ در غیر این صورت اتفاق بدی خواهد افتاد.» این دیپلماسی نظامی است، نه تمایل به توافق. در چنین شرایط در هم تنیده ای باید نگران وقوع جنگ بود.
امیر سعید ایروانی، سفیر دائم ایران در سازمان ملل، در واکنش به اظهارات ترامپ با ارسال نامهای به این نهاد، خواستار پایان دادن به تهدیدهای آمریکا علیه ایران شد. در این نامه آمده است که در صورت وقوع جنگ، همه داراییها و پایگاههای آمریکا در منطقه هدف مشروع ایران خواهند بود.
* ترامپ تحت فشار سناتورها، آیپک (لابی اسرائیل در نیویورک)، جمهوریخواهان، اسرائیل و... است تا به ایران حمله کند. به همین دلیل ترامپ سخنان متناقضی میگوید و در عین حال از مصالحه هم سخن میگوید تا در دام جنگ نیفتد.
* یک کشتی نفتی ایران در سواحل دانمارک، در همسویی با آمریکا، توقیف شد. این احتمال وجود دارد که دیگر کشورها نیز کشتیهای نفتی ایران را در آبهای بینالمللی متوقف کنند و جلوی فروش نفت ایران را بگیرند.
* حال تخاصم بین ایران و آمریکا بر بازارهای جهانی اثر گذاشته و ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده است. شاخص بورس در بسیاری از کشورها سقوط کرد و قیمت نفت تحت تأثیر این تهدیدها رکورد زد و به ۷۱ دلار در هر بشکه رسید؛ رقمی که در شش ماه گذشته سابقه نداشته است.
* آمریکا پیشرفتهترین جنگافزارهای خود را با هدف حمله احتمالی به ایران به منطقه ارسال کرده است. این اقدام نشان میدهد که خطر جنگ جدی است، مگر آنکه تحول سیاسی مهمی رخ دهد.
* ایران و روسیه در غیاب چین رزمایش دریایی برگزار کردند. به این رزمایش نمی توان دل بست چون روسیه درجنگ 12 روزه ایران را تنها گذاشت. برخی نمایندگان مجلس از غرق کردن ناوهای آمریکایی سخن گفتهاند، در حالی که غرق کردن ناوهای پیشرفته با موشک و تجهیزات متعارف ممکن نیست. برخی فرماندهان نظامی نیز اعلام کردهاند که در صورت وقوع جنگ، این ترامپ خواهد بود که شکست میخورد، نه جمهوری اسلامی. مهمتر این که وزیر خارجه هم گفته است: تجمع نظامی در اطراف کشورمان غیرضروری و بیفایده است. این حرف ها پیش از جنگ 12 روزه هم از سوی مقامات سیاسی و نظامی زده می شد. این بار باید تهدیدات ترامپ را جدی گرفت نه این که بگوییم بی فایده است.
خواستههای آمریکا از ایران شامل «غنیسازی صفر»، خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد و بالاتر، عدم حمایت از حزبالله لبنان، حماس و دیگر گروهها و همچنین کاهش برد موشکهای بالستیک است. از آنجا که ایران زیر بار این خواسته ها نمی رود بنابراین جنگ محتمل است. انگار خواستهها را نتانیاهو به ترامپ دیکته کرده تا در مذاکرات با ایران روی میز بگذارد.
شواهد میدانی نشان میدهد که هرچند روزنه مذاکره و توافق بسته نشده و ممکن است در دقیقه ۹۰ یا حتی وقت اضافه توافق صورت گیرد، اما وقوع جنگ بیش از توافق است. نگارنده زمانی که ترامپ دوباره به کاخ سفید بازگشت، در گفتار و نوشتار یادآور شد که سه گزینه تسلیم، مقاومت و سازش پیش رو است.
تسلیم گزینه مطلوبی نیست؛ مقاومت نیز در عمل نتیجه مطلوبی نداشته است. گزینه سوم، سازش است؛ سازش نه تسلیم است و نه مقاومت، بلکه عبور از بحرانها و مخمصههایی است که کشور گرفتار آن است.
واقعیت این است که اکثریت مردم مخالف جنگ و مخالف مداخله خارجی هستند. بیشتر مردم تمایلی به مناقشه میان ایران، آمریکا و اسرائیل ندارند و میخواهند مانند دیگر کشورهای منطقه و جهان زندگی کنند. آنان زیست در بحران را نمیپسندند و به آن «نه» میگویند.
به همین دلیل و به خاطر مردم، باید تهدید ترامپ را جدی گرفت و دانست که هزینه سازش کمتر از هزینه تسلیم یا مقاومت است.
«ما آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتیم
تو خواه پند گیر و خواه ملال» (سعدی)