غده سرطانی اقتصاد متاستاز داده و اقتصاد را درگیر کرده است. معالجه ابن غده سرطاني کاری است کارستان که با بهکارگیری ابزارهاي کنونی در اختیار سیاستگذاران امکان بهبودی آن نمیرود . فقر و تبعیض و نابرابری تمام وجود و کالبد جامعه را فراگرفته است. توقف پیش افتادن تورم معیشتی ١٠٠ تا ١٢٠ درصدی ، از تورم رسمی بافاصله زياد افزایش ۳۰ درصدی حقوق و دستمزد، با بهکارگیری ابزارهای موجود سیاستهای مالی و پولی در ساختار معیوب اقتصادی امکانپذیر نیست . اعمال سیاستهای کمعمق و کوتاه برد، نهتنها از کارایی برخوردار نیست بلکه ناتوانی دولت در سیاستگذاریها نمایان و سرمایههای اجتماعی را به تحلیل میبرد. نارضایتی از تحقیر، تبعیض، فقر و فلاکت رخ نشان داده و گستره جغرافیای کشور را در برگرفته، اعمال سیاستهای بارنگ و بوي پوپولیستی نظیر شارژ۴میلیون تومان کارت الکترونیکی معیشتی بازار ۸۰ میلیون نفر، طی ۴ ماه که معادل روزی كم يا بيش، ۲۴ سنت ، برای هر نفر است آنهم در زمانی که اعتراضات کارگر، کارفرما، پرستار، معلم، راننده، بازاری و... از نهان به کف خیابان منتقل شدهاند، توهین به ملت بهمثابه مالکان اصلی این سرزمین کهن است .کوتهنظری و بیخردی مسئولان كه دشمني با انسان مدني در ذهنيت آنان دیده میشود آنان را از مرزهاي بیخردی گذرانده است.
*تصور میکنند اين بهاصطلاح امتیازدهی، در وجود رشد تورم معيشتي و كاهش ارزش پول ملي و تنزل قدرت خريد جامعه، از نارضاییها میکاهد و ميدان تظاهرات را كوچك و شرايط را براي برخورد با معترضان آسان میکند.
*بدون این بذل و بخشش خفت باری که درمجموع ۴ ماه کفاف خرید حتی یک کیسه برنج ۱۰ کیلویی را هم نمیدهد، در شرایط کنونی اگر معترضان ناچار به ترک خیابان شدند، اما مطالباتشان بیشازپیش انباشته خواهد شد .
*تصمیمات لحظهای با برد کوتاهمدت و وعده دولت در بهبود وضعيت اسفبار كنوني، پاسخ مطالبات انباشت شده مردم نیست . گرچه معیشت، اولویت نخستین جامعه است اما نیازهای عمومی مردم فراتر از معیشت است، مهمترین تکلیف و وظیفه دولتها تأمین امنیت، معیشت و تولید کالاهای عمومی است
*ناتوانی و شکست در انجام این وظائف به اعتراض مشروعیت میبخشد زیرا اقتصاد دولتی و دستوري است و بخش خصوصي منقبضشده تابع مقررات و دستورالعملهای دولتی است . و در محروميت منابع قادر به ادامه حيات نیست . وعده و وعیدهای دولتها نهتنها محقق نشده بلكه اقتصاد درحالتوسعه به اقتصادي در حال موت بدل شده ، فقر مطلق ، فقر نسبي و فقر چندبعدی بر جامعه مستولي شده و سیاستگذاران چنين فرايندي را كه اسباب بیهویت شدن پول ملي و سيگنال فروپاشی اقتصاد است را درك نکردهاند و هنوز با ادامه سیاستهای متوهمانه وعده و يارانه درماني ، در تلاشاند كه بحرانهای اقتصادي و اجتماعي كنوني را تخفيف دهند .
*حکومتهایی كه تاريخ را نمیخوانند و يا تاريخ را بر اساس باورهاي خود تحليل میکنند و به پرسشهای جامعه پاسخهای كهنه میدهند مجبور، به تكرار اشتباهات گذشتگان هستند . دلايل عمده فروپاشي حکومتهایی نظير روم شرقي، شوروي سابق، یوگسلاوی، تونس و ...، كه با عدمحمایت مردم از آنها به سرنگونی آنان منجر شد را نفهميدند، اما چين فهميد، ويتنام فهميد، كره جنوبي فهميد، اما ما نفهمیدیم، آنان اقتصاد را از سياست جدا كردند و بر دو بال شاهین توسعه یعنی آزادسازی اقتصادی و تجارت خارجی در داخل و استقرار روابط دیپلماتیک تعاملی با خارج از کشور بر اساس توازن مثبت سوار شدند .
*تولید ناخالص داخلی ویتنام از ۲۰ میلیارد دلار در دهه ۱۹۸۰ ، به ۴۶۹ میلیارد دلار در ٢٠٢٤ بنا بر گزارش بانك جهاني - كمي بيش از ايران-، رسيد ، و درآمد سرانه چين از ٢٠٠ دلار در ١٩٨٠ به ١٠٣٠٠ دلار در ٢٠٢٤ ارتقاء يافت ، و طی ١٠ سال حدود ٧٠٠ تا ٧٥٠ ميليون نفر را از خط فقر بالا كشيد. پرسش این است که پرسش این است که چه چيزي باعث وقوع اين تحولات مثبت توسعه گرایانه ، شد.؟
* اولویتبخشی به منافع ملی و تأمین رفاه و آسایش و امنیت خاطر جامعه ، هدف اصلی نظامهای سیاسی دموکراتیک است . دستیابی به این اهداف بدواً” مستلزم تأمین حقوق مالی ، جانی ، ایجاد عدالت و نظم و تخصیص بهینه منابع بین نیازهای واقعی جامعه است .تبعات عملکردی غیرازاین ، به عقب ماندن کشور از توسعه پایدار همهجانبه و گسترش فقر و فاقه منجر خواهد شد .
*علت بحران اقتصادی و اجتماعی که تعمیق آن، آستانه تحمل مردم را فرو کاست و مردم معترض را به خیابانها کشانید، نتیجه فقدان انگیزه توسعهگرایی سیاستگذاران و نادیده انگاشتن نیازهای اولیه وثانویه جامعه و ناکارآمدی و وادادگی دولتها در برابر معضلات و بحران در همه ابعاد جامعه و سرزمين بوده است .
*متأسفانه اقتصاد كشور از هرگونه ظرفيت اصلاحپذیری تهي شده و اينك كه كابوس جنگ احتمالی، روح جامعه را آزرده ساخته ، چه ديرهنگام است كه راهحلهای اقتصادي راه گشاي نجات كشور باشد. شايد هنوز با انعطافپذیری در سياست خارجي و پاسخگو كردن مدبرانه مسئولان نسبت به عملكردهای نابخردانه، بتوان از تلاطم سياسي، اقتصادي و اجتماعي، به سواحل آرامش و آسايش رسانيد .