سرمایه اجتماعی تحت تأثیر سه مولفه مشارکت، اعتماد عمومی و شفافیت در وضعیت نگرانکننده است
«علیرضا شریفی یزدی» جامعهشناس، روانشناس اجتماعی و عضو فرهنگستان علوم پزشکی به تحلیل خود از اعتراضات اخیر پرداخت و گفت: به دلیل ناتمام ماندن مطالباتی که قبلاً در جامعه وجود داشت و متأسفانه دولت نتوانسته در جای خود به طور مناسب به آنها پاسخگو باشد، شروع این حرکت اعتراضی، اقتصادی بود، ولی پایههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم داشت. ما با دولتی روبرو هستیم که بودجهاش نشتی زیادی دارد و برخی نهادهای فرهنگی که به نظر من فرهنگی نیستند، بودجههای کلان دارند.
توقف ماشین چاپ اسکناس
شریفی یزدی افزود: اگر دولت میخواهد به مردم کمک کند باید ماشین چاپ اسکناس خود را خاموش کند و از افزایش قیمت ارز که هر بار برای جبران کسری به آن متوسل میشود، پرهیز کند. با توجه به تورم رسمی ۴۰ تا ۵۰ درصدی، مبالغ اندک کالابرگ نمیتواند نیاز مردم را برطرف کند. این احساس ناامیدی و بیاعتمادی به دولت به دلیل تجارب قبلی و شعارزدگیهای مسئولان، موجب افزایش نارضایتی میشود. اگرچه دولت ارائه کالابرگ یا یارانه را به مردم دنبال میکند، اما از عهده آن برنمیآید و دوباره به بانک مرکزی و به استقراض و برداشت از صندوق توسعه ملی متوسل میشود. همچنین، چاپ اسکناس بدون پشتوانه را نیز به این مسائل اضافه کنید، که میتواند وضعیت را حتی بدتر کند.هسته مرکزی اعتراضات اقتصادی است و مطالبات سیاسی هم دارند.
فقر و بیکاری در شهرستانها
این روانشناس اجتماعی ادامه داد: وضعیت معیشتی در مناطق کوچک نشاندهنده این است که برخلاف ادعای اینکه میگویند قیمتها در کلانشهرها گرانتر است، در واقعیت اینطور نیست و در شهرهای کوچک هم شرایط نامناسب است. بیکاری و شرایط اشتغال در این مناطق بدتر است و مردم اکثراً بیکار هستند. این شرایط باعث شد که مردم به سطح خیابانها بیایند، زیرا درآمدی ندارند و هزینهها بالا رفته است. در کلانشهرها، مطالبات مسائل اجتماعی و سیاسی است، درحالیکه در شهرهای دورافتاده، تمرکز بیشتر بر روی مشکلات اقتصادی و معیشتی است.
طبقه فرودست تحتفشار
این جامعهشناس بابیان اینکه حرکتها و ناآرامیها ازنظر قشربندی اجتماعی قابلتحلیل هستند، گفت: رخدادهای سال ۱۴۰۱ که تحت عنوان جنبش مهسا شناخته میشود، بیشتر مربوط به کلانشهرها و طبقه متوسط بود و مطالبات آنها بیشتر حول محور سبک زندگی و لایف استایل میچرخید. هرچند که مسائل اقتصادی نیز در کنار آنها وجود داشت، اما حرکت اخیر بیشتر مربوط به لایههای پایین جامعه و طبقه فرودست است. حرکت فعلی به بقای زندگی و معیشت مربوط میشود. این موضوع به این برمیگردد که آیا فرد میتواند هزینههای زندگی را از ابتدای ماه تا پایان آن تأمین کند یا نه. کمک کالابرگ نمیتواند مشکلات ساختاری و عمیق اقتصاد معیوب را برطرف کنند.
سرمایه اجتماعی حدود 20 درصد
وی در خصوص گفتههای رئیس سازمان امور اجتماعی که اعلام کرده بود، میزان سرمایه اجتماعی تا پایان آبان ماه به ۲۵ درصد کاهش یافت و این پایینترین آمار در ده سال اخیر بود، گفت: آمار خوشبینانه اعلام کردهاند که میزان سرمایه اجتماعی در کشور ۲۵ درصد است. به نظر میرسد که عدد واقعی پایینتر از این میزان است. واقعیت این است که سرمایه اجتماعی تحت تأثیر مشارکت مردم، اعتماد عمومی و شفافیت قرار دارد و وضعیت کنونی هر سه این مولفهها در ایران نگرانکننده است. میزان پایین مشارکت در انتخابات و رایدهی، نشاندهنده نارضایتی مردم بهنظام سیاسی است. این امر موجب میشود که نمایندگانی با آرای بسیار کم در مجلس حضورداشته باشند و این نمایندگان نتوانند بهخوبی نماینده منافع عمومی باشند. اکثر تصمیمگیریها در پشت پرده انجام میشود درحالیکه در کشورهای دیگر این مسائل به شکل شفاف و قابلدسترس مطرح میشود.
کاهش اعتماد به نهادهای دولتی
این روانشناس اجتماعی با تأکید بر اینکه اعتماد به نهادهای دولتی کاهشیافته است، افزود: ناکارآمدی در اجرای وعدههای مسئولان باعث میشود مردم بهسختی به دولت و نهادهای رسمی اعتماد کنند. این وضعیت نهتنها موجب بیاعتمادی میشود، بلکه میتواند به بیتفاوتی اجتماعی و کاهش مشارکت در آینده منجر گردد. تصمیمگیریهای پشت پرده و عدم شفافیت در فرآیندهای سیاسی و اقتصادی به کاهش اعتماد و مشارکت دامن میزند. در کشورهای دیگر، شفافیت بهعنوان یکی از اصول بنیادین مدیریت و حکمرانی شناخته میشود و عدم وجود آن میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی بینجامد.