حمله اخیر ایالات متحده به ونزوئلا، به یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیک آغاز سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است. این اقدام که با هدف فشار بر دولت نیکولاس مادورو صورت گرفت، نه تنها موجی از اعتراضات داخلی در ونزوئلا را برانگیخت، بلکه حتی متحدان نزدیک واشنگتن را نیز در وضعیت دشواری قرار داد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این حمله بیش از آنکه دستاوردی برای آمریکا داشته باشد، به تضعیف مشروعیت بینالمللی آن منجر شده است و پیامدهای گستردهای برای نظم جهانی خواهد داشت.
در داخل ونزوئلا، دولت مادورو این حمله را نقض آشکار حاکمیت ملی دانست و آن را نمونهای از سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا معرفی کرد. مردم کاراکاس و دیگر شهرهای بزرگ با برگزاری تجمعات اعتراضی، حمایت خود را از دولت نشان دادند. رسانههای محلی گزارش دادند که موجی از همبستگی اجتماعی در برابر فشار خارجی شکل گرفته است. این واکنشها نشان میدهد که جامعه ونزوئلا، علیرغم مشکلات اقتصادی و فشارهای خارجی، همچنان در برابر مداخلات خارجی مقاومت میکند.
کشورهای عضو اتحادیه بولیواری و برخی دولتهای آمریکای لاتین نیز این اقدام را محکوم کردند و آن را تهدیدی علیه ثبات نیمکره غربی دانستند. در سطح بینالمللی، روسیه و چین بهعنوان دو قدرت بزرگ جهانی، حمایت خود را از ونزوئلا اعلام کردند. این حمایتها نشان میدهد که بحران ونزوئلا به صحنهای برای رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شده است و هرگونه اقدام نظامی در این کشور میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای آن داشته باشد.
آنچه این حمله را متفاوت کرده، واکنش متحدان سنتی واشنگتن است. برخی کشورهای اروپایی که معمولاً در سیاستهای آمریکا همراهی میکنند، این بار با احتیاط و حتی انتقاد به اقدام نظامی علیه ونزوئلا واکنش نشان دادند. در نشستهای غیررسمی اتحادیه اروپا، بسیاری از دیپلماتها این حمله را «غیرقابل توجیه» خواندهاند. حتی برخی متحدان منطقهای آمریکا در آمریکای مرکزی و جنوبی نیز از پیامدهای این اقدام ابراز نگرانی کردهاند. این واکنشها نشان میدهد که حتی نزدیکترین شرکای آمریکا نیز نسبت به سیاستهای تهاجمی واشنگتن در آمریکای لاتین دچار تردید شدهاند.
تحلیلگران معتقدند که این حمله بخشی از راهبرد گستردهتر واشنگتن برای بازتعریف نظم در نیمکره غربی است. آمریکا با استناد به اتهاماتی درباره ارتباط دولت مادورو با کارتلهای مواد مخدر، تلاش کرده است اقدام خود را مشروع جلوه دهد. اما بسیاری از ناظران این ادعاها را بیاساس دانسته و آن را بهانهای برای مداخله نظامی قلمداد کردهاند. این وضعیت نشان میدهد که واشنگتن همچنان به دنبال تثبیت هژمونی خود در منطقه است، حتی اگر این اقدام به قیمت بیثباتی گسترده و افزایش نفوذ رقبای جهانی تمام شود.
حمله آمریکا به ونزوئلا پیامدهای اقتصادی فوری نیز به همراه داشت. قیمت جهانی نفت در پی نگرانی از اختلال در صادرات ونزوئلا افزایش یافت و بازارهای مالی با نوسان شدید روبهرو شدند. در داخل ونزوئلا، دولت اعلام کرد که برنامههای اضطراری برای حفظ ثبات اقتصادی و تأمین نیازهای اساسی مردم در دستور کار قرار گرفته است. کارشناسان هشدار دادهاند که ادامه فشارهای خارجی میتواند بحران انسانی در این کشور را تشدید کند و موج جدیدی از مهاجرت را به سمت کشورهای همسایه و حتی ایالات متحده به راه اندازد. سؤال اصلی این است که آینده بحران ونزوئلا به کدام سمت خواهد رفت. برخی تحلیلگران بر این باورند که آمریکا با این اقدام وارد مرحلهای پرریسک شده است؛ مرحلهای که میتواند به افزایش نفوذ روسیه و چین در آمریکای لاتین منجر شود. در مقابل، اگر دولت مادورو بتواند انسجام داخلی را حفظ کند و حمایت متحدان بینالمللی را تقویت نماید، این حمله ممکن است به فرصتی برای تثبیت جایگاه ونزوئلا در نظم نوین جهانی تبدیل شود. در جمعبندی، حمله آمریکا به ونزوئلا نه تنها یک بحران منطقهای، بلکه نشانهای از تغییرات بزرگتر در نظم بینالمللی است. واکنش منفی متحدان واشنگتن نشان میدهد که سیاستهای مداخلهجویانه دیگر بهراحتی قابل توجیه نیستند. این تحول بار دیگر اهمیت آمریکای لاتین را در معادلات جهانی برجسته کرده و نشان داده است که هرگونه اقدام نظامی در این منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای آن داشته باشد. آینده این بحران به میزان مقاومت مردم ونزوئلا، انسجام سیاسی داخلی و حمایت متحدان جهانی بستگی دارد؛ عواملی که میتوانند مسیر تحولات را به سمت تثبیت یا بیثباتی بیشتر هدایت کنند.