سالهاست که کالبد اقتصاد در ساختاری معیوب گرفتارشده و برای بقاء دستوپا میزند. اقتصاد در آستانه بحران و رکود قرارگرفته است. مرگ اقتصاد یکشبه اتفاق نمیافتد بلكه در يك فرايند طولاني از عملكرد سیاستگذاران متوهم و مديران چرخشي پايدار نالايقي حادث میشود كه بازده آن تورم مزمن دورقمی، فساد، هدر رفت منابع، كسری بودجه است که ضربه به زیرساختهای اقتصادي، كاهش توليد ناخالص داخلي، افزايش بيكاري، اختلال در بازارهای پولی و مالی زده است و باعث افزایش نرخ دلار و سقوط آزاد ارزش پول ملی شده است. اين علائم در اقتصاد ايران بهتدریج آشکارشده، بهویژه در سال جاري آشفتگي به اوج خود رسيده و دولت را در شرايط اقتصادي و سياسي دشوار و ناپايدار و تنگناي ارزي و ريالي قرار داده است. بهطوریکه دولت به ناتواني در اداره امور كشور إذعان كرده است.
*رئیسجمهور نيك میداند كه فاقد قدرت اجرائی است و درواقع بازوی اجرائی حاکمیت است. در شرایطی که برای پرداخت حقوق کارکنان احساس عجز میکند.
*دولت ردیفهای بودجه نهادهای فرادولتی، شبهدولتی، نظامی، امنیتی و تبلیغاتی را افزایش میدهد. این در حالی است که انبوه مردم به زیرخط فقر فرومیافتند.
*قرار است در سال آینده مالیات بر ارزشافزوده را که بار اصلی آن بر دوش مصرفکننده نهایی در زمان خرید کالا یا خدمات نهاده میشود به ۱۲ درصد برسانند و درمجموع منابع مالیاتی ۵۰درصد نسبت به سال جاری در سال آینده افزایش دهند که منجر رکود تورمی خواهد شد.
*درآمدهای نفتی که حتی تحتفشارهای تحریمی میتواند معضل کمبود هزینههای جاري و ارائه خدمات عمومی که متعهد به تأمین آن است را تا حدود قابلتوجهی تعدیل و تلطیف کند از دسترس دولت خارج است، چراکه تأمین معیشت، دارو و نیازهای عمومی نظیر آب، برق، گاز، بنزین و بسیاری از وعدههای انتخاباتی رئیسجمهور بازار پرهیاهوی سیاست خارجی در اولویت نخست قرار ندارند.
*دکترین سیاسی- نظامی جمهوری اسلامی مبتنی بر اهداف ایدئولوژیک، است این در حالی است که اصلیترین هدف دولت باید ایجاد توسعه همهجانبه و پایدار و تأمین رفاه و آسایش جامعه باشد که در محاق فروبرده است. آقای رئیسجمهور حتی از انتخاب گروه دلخواه خود در دولت محروم بوده است.
*آقای پزشکیان چطور در آن زمان این سیگنال را نگرفتید كه به شما دیکته میکنند و شما باید اجرا کنید؟ کدامین وعده را محقق کردید؟ در شهرکرد در ۱۱ دیماه اعتراف کردید موردقبول مردم نیستید. جان لاک فیلسوف و پزشک شهیر انگلیسی قرن ۱۷ میلادی در فلسفه سياسي خود بيان میکند: مردم برای حفاظت از حقوق طبیعی خود وارد یک قرارداد اجتماعی میشوند، مشروعیت حکومت از رضایت شهروندان ناشی میشود و آنان در صورت نقض حقوق خود توسط حکومت حق شورش را برای خود محفوظ میدارند. امروز بهجایی رسیدهایم كه واکنش به نابسامانیها، مرز باریکی با شورش دارد.
* حقوق شهروندان در زمان ریاست شما نقض شده، اما گرچه شما حق اعتراض مردم را بهموجب اصل ۲۷ قانون اساسی، محترم میشمارید، اما در عمل حمايت نمیکنید زیرا معیشت مردم را قربانی قدرت کردهاید.
*اگر با سخنان خود قصد برائت جویی دارید و معضلات داخلي و خارجي و نا ترازیها را ناشی از عملكرد اسلاف خود میدانید، خوب آگاهيد با وعده مهار همين معضلات ازجمله رفع تحریمها، مبارزه با فساد، مهار تورم و تضمین رفع فيلترينگ و …. به پاستور راه يافتيد اما از همان ابتدا با ادبیاتی با بار منفي نظير نمیتوانم، پول نيست، ديگران نمیگذارند، مردم كمك كنيد، رأیدهندگان خود را مأيوس كرديد. با ابراز ناتواني به سبب سنگاندازیهای مافياهاي قدرت و ادامه سیاستهای دیکته شده، گرههای كور جامعه همچنان وجود دارد. مردم از گراني، فقر، نداري، گرسنگي و تبعیض، رنجور و عصباني هستند. در چنين وضعيتي مبادرت به سیاست خطرناك حذف ارز ترجيحي و اجازه واردات با ارز آزاد را میدهید كه فشار تورمي و گراني بر مردم را افزايش میدهد!
*وقتي اقتصاد، فلج است. يعني چيزي سر جاي خود نيست. يعني عدالت قرباني شده است. حكومت مردمي معيشت جامعه را قرباني نمیکند. چراكه بزرگترین سرمايه اجتماعي يعني اعتماد مردم را از دست میدهد. بازسازی اعتماد اجتماعی مستلزم تغییر شناخت از پنداره حقیقتی است که مستقل از واقعیت در ذهن خود پروردهاید. اعتراضات انباشت شده مردم ناشی از تبعیض و فساد و گراني و گرسنگي و محرومیتهاست.
شارژ کالابرگهای الكترونيكي ٤ ميليوني باهدف تلطیف اعتراضات که کمتر از یک دلار در روز است، ره بهجایی نمیبرد. برای مهار اعتراضات باید در کنار مردم ایستاد و با آنان همراه بود بهویژه که تحولات در آمریکای لاتین، خاورمیانه و شرق را در موقعيت خطيري قرار داده و خواهد داد.