کد خبر : 697134 تاریخ : ۱۴۰۳/۱۲/۹ - 12:03
رقابت شدید قطر، امارات و عربستان برای میانجیگری‌ بین ایران و غرب هنگامی که رهبران جهان در مونیخ، آلمان، برای بزرگ‌ترین کنفرانس سالانه امنیتی اروپا گرد هم آمدند، آرام کردن، راضی نگه داشتن و مدیریت رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در صدر دستور کار قرار داشت.

اندیشکده هندی «Observer Research Foundation» نوشت: هنگامی که رهبران جهان در مونیخ، آلمان، برای بزرگ‌ترین کنفرانس سالانه امنیتی اروپا گرد هم آمدند، آرام کردن، راضی نگه داشتن و مدیریت رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در صدر دستور کار قرار داشت.

در ادامه این مطلب آمده است: تماس تلفنی ترامپ با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، سخنرانی برهم‌زننده جو از سوی معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی. دی. ونس، که اروپا و به‌طور کلی ماهیت ائتلاف‌های فراآتلانتیکی را به چالش کشید، و همچنین درخواست‌ها برای پایان دادن به جنگ اوکراین، منجر به یک رقابت شتاب‌زده برای میزبانی چنین فرایندی در خلیج فارس شده است. با وجود اینکه درگیری در غزه همچنان یک نقطه بحران جهانی مهم است، شاید سؤالی که بلافاصله به ذهن می‌رسد این باشد که چرا؟

دیدار بین روبیو و لاوروف

روسیه و آمریکا در حال آماده‌سازی برای آغاز مشورت‌های اولیه درباره اوکراین هستند، پس از آنکه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در نشستی در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، دیداری یخ‌شکن داشتند. برای عربستان سعودی و ولیعهد قدرتمند آن، محمد بن سلمان، این لحظه‌ای تعیین‌کننده در سطح منطقه‌ای و جهانی است. قدرت‌های خلیج‌فارس مدتی است که در حال تغییر موقعیت و بازتعریف استراتژی‌های ژئوپلیتیکی خود هستند. این روند مدت‌ها پیش از بازگشت ترامپ به کاخ سفید آغاز شده بود—و حتی می‌توان گفت پیش از جنگ روسیه علیه اوکراین.

ریشه‌های این تغییر در دو واقعیت اصلی نهفته است. نخست، تحول در ساختار رقابت جهانی قدرت، یعنی رقابت دو‌قطبی میان ایالات متحده و چین و در عین حال درخواست برای چندقطبی شدن از سوی مجموعه‌ای از قدرت‌های میانی که به دنبال تأمین منافع خود هستند و نمی‌خواهند درگیر دینامیک‌های واشنگتن-پکن شوند. دومین واقعیت به این ایده کلی مربوط می‌شود که ایالات متحده به‌طور فزاینده‌ای تمایلی به استفاده از نیروی نظامی برای حفاظت از متحدانش ندارد.

بازنگری در نقش آمریکا

قدرت‌های منطقه‌ای مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی (UAE) در حال ارزیابی بنیان‌های اساسی هژمونی چند دهه‌ای آمریکا هستند که برای منطقه نوعی پوشش امنیتی فراهم کرده است. این وضعیت همچنین به آنها فرصت می‌دهد تا خود را به‌عنوان قدرت‌های میانی با نقش مستقل معرفی کنند، به‌جای آنکه همچنان به‌عنوان کشور‌های وابسته دیده شوند—برچسبی که دهه‌ها آنها را تحت تأثیر قرار داده است.

امارات نیز برای ایفای نقش وارد میدان شده است، چنان‌که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، تنها چند ساعت پس از آنکه روسیه و آمریکا تلویحاً از کنار گذاشتن کی‌یف از مذاکرات درباره آینده اوکراین سخن گفتند، وارد ابوظبی شد (زلنسکی بعداً سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به عربستان را لغو کرد). در حالی که این موضع‌گیری دولت ترامپ شوک‌هایی را به پایتخت‌های اروپایی وارد کرد، هم‌زمان فضای رقابتی بین ریاض و ابوظبی برای نفوذ منطقه‌ای را نیز تشدید کرده است؛ و در این میان، دیپلماسی صلح و میانجی‌گری، به ترند روز تبدیل شده است.

با این حال، رقابت شدید برای میزبانی مذاکرات اوکراین، بیش از آنکه ریشه در رقابت‌های بین‌المللی داشته باشد، در رقابت‌های منطقه‌ای ریشه دارد. عمان مدت‌هاست که خود را به‌عنوان اصلی‌ترین میانجی منطقه معرفی کرده و نقشی شبیه به «سوئیس خاورمیانه» ایفا کرده است؛ جایی که مسقط ظاهراً اولویت را به بی‌طرفی می‌دهد و بستری مشترک برای گفت‌وگوی طرف‌های درگیر، مانند عربستان سعودی و شبه‌نظامیان حوثی یمن، یا حتی ایالات متحده و ایران، فراهم می‌کند.

مسئله قطر

عربستان سعودی و امارات متحده عربی بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ قطر را تحت محاصره قرار دادند، زیرا دوحه را متهم می‌کردند که از سیاست‌های آنها تبعیت نکرده و فراتر از وزن ژئوپلیتیکی خود عمل کرده است، به‌ویژه از طریق حمایت از اسلام سیاسی. اما رهبری قطر برگ برنده‌ای برای افزایش نفوذ خود در اختیار داشت. در فوریه ۲۰۲۰، در دوران نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، طالبان و ایالات متحده توافقی تاریخی برای خروج آمریکا از جنگی دو دهه‌ای در افغانستان امضا کردند. دوحه میزبان دفتر سیاسی طالبان بود و روند مدیریت کابل را بر عهده داشت تا این توافق را به رئیس‌جمهوری که بیش از هر چیز به معاملات علاقه دارد، تحویل دهد. این «موفقیت» باعث شد قطر به اولین و ترجیحی‌ترین «متحد عمده غیر ناتو» آمریکا در منطقه تبدیل شود. امروزه قطر همچنین میزبان بزرگ‌ترین پایگاه نظامی ایالات متحده در خاورمیانه است.

برای برخی کشور‌ها مانند امارات، افزایش چشمگیر نفوذ قطر در واشنگتن یک چالش محسوب می‌شد. در داخل ابوظبی، دیپلمات‌های اماراتی در آمریکا با این پرسش مواجه بودند که چرا دفتر طالبان به جای دوحه در ابوظبی یا دبی مستقر نشد؟

اهداف بزرگ‌تر عربستان و امارات

برای عربستان سعودی، با وجود روابط کارآمد آن با روسیه و چین، حفظ رابطه امنیتی با ایالات متحده همچنان اولویت دارد. همین هدف استراتژیک برای امارات نیز صادق است، کشوری که یکی از معدود دولت‌های عربی بود که تحت توافقات ابراهیم، که با میانجی‌گری ترامپ انجام شد، روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرد و همچنان روابطی کاربردی با ایران دارد.

با وجود فشار‌های مداوم بر عربستان و امارات برای کمک به یافتن راه‌حلی پایدار برای بحران اسرائیل و فلسطین و جنگ اسرائیل و حماس، این دو کشور اهداف بلندمدت‌تری در چارچوب نظم چندقطبی دارند. ریاض و ابوظبی این دیدگاه جهانی را با کشور‌هایی مانند هند به اشتراک می‌گذارند، اما قدرت‌نمایی آمریکا برای ساختار‌های سیاسی خاورمیانه بسیار حیاتی‌تر است. این موضوع به‌ویژه پس از تجربه بهار عربی و اخیراً سقوط رژیم بشار اسد در سوریه به دست یک گروه جهادی سابق، هیئت تحریر الشام، بیش از پیش اهمیت یافته است.

آیا این آینده میانجی‌گری است؟

عربستان تنها به ایجاد فضای گفت‌و‌گو میان آمریکا و روسیه درباره اوکراین بسنده نکرده است. بر اساس گزارش‌ها، ریاض همچنین آمادگی دارد میزبان مذاکراتی بین ایران و ایالات متحده درباره برنامه هسته‌ای ایران باشد. توافق عربستان و ایران در مارس ۲۰۲۳ با کمک چین، اصلی‌ترین رقیب ایالات متحده، حاصل شد؛ کشوری که بی‌چون‌وچرا از مواضع اعراب در غزه حمایت کرده است.

در همین حال، پکن همچنان برای میانجی‌گری و کاهش اختلافات سیاسی در منطقه اعلام آمادگی کرده است. سفر‌های رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، به منطقه، با استقبال گسترده‌ای از سوی عربستان و امارات همراه بوده است—هم به دلیل جایگاه چین به عنوان دومین قدرت اقتصادی جهان و هم به‌عنوان ابزاری برای متوازن‌سازی روابط با شرکای غربی.

آینده میانجی‌گری بین ریاض، ابوظبی و دوحه در قالب یک بازی موش و گربه در جهان عرب ادامه خواهد یافت، در حالی که قدرت‌های خارجی مانند ایالات متحده، روسیه و چین ابزار‌هایی در این معادله محسوب می‌شوند. این رقابت برای برتری، تأثیر عمیقی بر سیاست منطقه‌ای خواهد داشت، جایی که انتظار می‌رود در سال‌های آینده رقابت اقتصادی و سیاسی شدت یابد.