لوگو
1404 شنبه 2 اسفند
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1404/12/02 - شماره 2696
نسخه چاپی
مروری بر شش‌گانه «قصه‌های کولیما»

شهادت به رنج مطلق

وارلام شالاموف، نویسنده روسی، نه تنها شاهد یکی از بزرگ‌ترین فجایع تاریخ بشری بود، بلکه با قلم خود آن را به جهانیان منتقل کرد. شالاموف که بیش از 17 سال از عمر خود را در اردوگاه‌های کار اجباری استالین، موسوم به گولاگ، در منطقه‌ی کولیمای سیبری گذراند، با آثار خود به عریانی هرچه تمام‌تر رنج‌های انسان در این جهنم انسانی را توصیف کرد. شش‌گانه‌ی «قصه‌های کولیما»، شامل مجموعه‌های «قصه‌های کولیما»، «ساحل چپ»، «هنرمند بیلچه»، «رستاخیز درخت کاج»، «دنیای تبهکاران» و «دستکش»، یکی از مهم‌ترین آثار ادبی قرن بیستم به‌شمار می‌رود که نه تنها در نقد استبداد شوروی، بلکه در تحلیل رنج انسان‌ها در شرایط غیرانسانی، به اوج خود رسیده است.

رنج و سقوط انسان در گولاگ
شالاموف در نگاه خود به مفهوم رنج و انسانی که در اردوگاه‌ها گرفتار است، تفاوت‌های بنیادینی با هم‌عصرانش دارد. الکساندر سولژنیتسین، نویسنده‌ی دیگر برجسته‌ای که از گولاگ‌ها به‌عنوان بستری برای رستگاری روح و تطهیر اخلاقی سخن می‌گوید، در «مجمع‌الجزایر گولاگ» بر این باور است که انسان در میانه رنج به نوعی نجات اخلاقی می‌رسد. اما شالاموف با قاطعیت و تلخی تأکید می‌کند که در گولاگ نه فقط رستگاری، بلکه سقوطی عمیق‌تر از آنچه که انسان‌ها می‌توانند درک کنند، در انتظار آنان است. او اعتقاد دارد که اردوگاه‌ها نه بستر رشد روحانی، بلکه مکان‌هایی هستند که انسان‌ها به موجوداتی پایین‌تر از حیوان تبدیل می‌شوند. در این محیط‌ها، انسان تنها با غریزه بقا زندگی می‌کند و هیچ نشانی از تمدن، فرهنگ و اخلاق باقی نمی‌ماند.
شکافتن رنج در شش کتاب
در «قصه‌های کولیما»، شالاموف آغاز داستان‌های خود را با توصیف‌هایی هولناک از شرایط اردوگاه‌ها، سرمای منفی 50 درجه، شپش‌ها و گرسنگی مزمن آغاز می‌کند. این جهان سرد و بی‌رحم، جایی است که یک تکه نان به اندازه‌ای ارزشمند است که فرد برای آن حاضر است هر چیزی را فدای آن کند. این تجربه‌ی گرسنگی و نیاز به بقا به شکلی است که حتی مغز انسان را نیز منجمد می‌کند. در کتاب بعدی، «ساحل چپ»، شالاموف به بررسی جنبه‌های دیگر زندگی در گولاگ می‌پردازد؛ جایی که مرز میان زندگی و مرگ به نازکی یک تار مو است. بیمارستان‌های اردوگاه در این داستان‌ها جایی هستند که حتی پزشکان نیز به‌طور مداوم درگیر مبارزه‌ای بی‌نتیجه برای نجات زندانیان هستند. در «هنرمند بیلچه»، شالاموف به تکنیک‌های بقا در گولاگ پرداخته و شخصیت‌های داستان‌هایش را به گونه‌ای به تصویر می‌کشد که تنها برای زنده ماندن و فرار از مرگ تلاش می‌کنند. این شخصیت‌ها نه برای زندگی کردن، بلکه برای زنده ماندن و یک روز دیگر به عمر خود افزودن دست و پا می‌زنند.
کتاب چهارم، «رستاخیز درخت کاج»، جایی است که طبیعت نیز به شخصیتی مستقل تبدیل می‌شود. درخت کاج سیبری به نوعی نماینده‌ی مقاومت در برابر نیستی و مرگ است؛ درختی که همچون انسان در برابر سرما و مرگ ایستادگی می‌کند. در «دنیای تبهکاران»، یکی از مهم‌ترین بخش‌های شش‌گانه، شالاموف به بررسی نحوه‌ی استفاده سیستم استالینی از جنایتکاران حرفه‌ای یا «بلاتنی‌ها» می‌پردازد. 
در «دستکش»، شالاموف به بررسی حافظه و هویت از دست رفته انسان‌ها در گولاگ می‌پردازد. دستکش در اینجا استعاره‌ای است از پوستی که کنده می‌شود و انسان‌ها دیگر شباهتی به خود گذشته‌شان ندارند. این کتاب به‌عنوان وصیت‌نامه‌ی ادبی شالاموف، به بازخوانی زخم‌های درونی ناشی از این تجربه‌های تلخ پرداخته است.

نثر شالاموف: ایجازی بی‌رحمانه
سبک نگارش شالاموف که خود آن را «نثر نو» می‌نامید، بیانگر واکنشی است به بن‌بست ادبیات کلاسیک در برابر فجایع مدرن. او معتقد بود که پس از گولاگ و آشویتس، دیگر نمی‌توان با همان سبک‌های رمانتیک نوشت. نثر شالاموف کوتاه، تلخ و ایجازی است؛ جملاتی که گویی از سرما و رنج فشرده شده‌اند. او هیچ‌گونه برانگیختگی عاطفی در کلام خود ندارد و با خونسردی از فجایع می‌گوید. این سبک سرد و بی‌پناه، به‌خوبی فضا و شرایط اردوگاه‌ها را به تصویر می‌کشد.

پیام شالاموف برای آینده
شالاموف نه‌تنها به‌عنوان یک نویسنده‌ی ادبی، بلکه به‌عنوان یک شاهد تاریخی و اخلاقی شناخته می‌شود. او با آثار خود در تلاش است تا صدای کسانی باشد که در دنیای قدرت، به فراموشی سپرده شده‌اند. شش‌گانه «قصه‌های کولیما» نه تنها داستان‌هایی از یک دوزخ انسانی هستند، بلکه به‌عنوان شهادت‌هایی از یک فاجعه‌ی تاریخی عمل می‌کنند. این مجموعه، با ترجمه‌ی نازلی اصغرزاده به فارسی، برای خوانندگان ایرانی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که توانسته است لحن سرد و استخوانی شالاموف را به‌خوبی منتقل کند و سرما و رنج کولیما را در کلمات زنده کند.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • سجاده‌چی: از داوری فجر پشیمان نیستم
  • هنرمندان نباید درباره سیاست صحبت کنند
  • شهادت به رنج مطلق
  • پارچه های حافظه
  • بازنگری در تاریخ انقلاب آمریکا
  • بازگشت احمدرضا درویش با «درخشش»
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.