خبرنگار تازهکاری میکروفن را سمتش گرفت و با ناشی گری پرسید: لطفاً خودتان را معرفی کنید!
نگاهی عاقل اندر سفیه به خبرنگار کرد و بعد به من گفت: سعیدی این «شته گیاهخوار» رو کی راه داده اینجا؟ آخه «باکتری» تو که جنگل هیرکانی رو نمیشناسی اینجا چه میکنی؟ پول اسنپشو بدین بره ... خوش گلدی
خیلی عصبانی بود. کمی از آب بطری آبمعدنی را روی تنهاش ریخت و بطری را آرام به گوشهای پرت کرد. چند نفس عمیق کشید و سفره دلش را باز کرد.
پدرآمرزیدهها شماها که سواد دارین... مثلاً آدمین ... دانشمند و کارشناس هستید... بابا این جنگلهای هیرکانی اعتبار کره زمین هستن... می دونین 40 میلیون سال قدمت یعنی چی؟ آخه دو تا بالگردی ... 4 تا سنسوری ... یه سیستم پیشگیری و هشدار سریع، 4 نفر رو بذارین مواظب ما باشن... این درخت ها ساختمان و کیوسک تلفن نیستند که بشه دوباره اینا از نو ساخت.
اون از مسافرا که پوشک بچه و زباله هاشون رو تو جنگل رها می کنن... اون از بومی ها که واسه درست کردن کباب درخت قطع می کنند و آتیش درست می کنند! پدر آمرزیده ها اگه با خودتون ذغال بیارین و کباب بزنین کسی بهتون ایراد نمی گیره ها...
حالا آتش زدن های عمدی و درخت قطع کردن های فله ای به کنار ... اما چیزی که این چند روز داغش از آتیش بیشتر بود، اظهارات جناب افلاطونی رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بود.
داداشمون گفته : خواهش میکنم مخصوصاً صدا و سیما که به عنوان رسانه ملی تلقی میشود شیرینی مدیریت این چنینی را به ذائقه مردم تلخ نکند!
آقای افلاطونی بزرگوار ... حقیقت امر هر جا گل هست خار هم هست. هر جا جنگل هست، امکان آتش سوزی هم هست. ولی حاجی هیچ کس با خاموش شدن آتیش بعد از دو هفته کامش شیرین نمی شه!
اگه آتیش سوزی درست مدیریت بشه و در کمترین زمان با کمترین مساحت و با کمترین خسارت و با کمترین تلفات خاموش بشه، شیرینی و خدا قوت و دست مریزاد داره نه بعد از دو هفته ! در ضمن این آتیش با اون آتیشی که شما تو کلاس چهارم دبیرستان خوندی فرق دارد!
نه حاجی از این خبرا نیست ... این آتیش وقتی جنابعالی و مدیریت شما رو می بینه تازه اَلووووو می گیره...
بگذریم ... ای کاش هر جنگل، گارد محافظت داشته باشه... هر گارد دستکم یک بالگرد داشته باشه... ای کاش یک روز بیاد که آتیش روشن کردن در جنگل ممنوع بشه... برید ببینید بقیه کشورها چه مجازاتی واسه آتیش روشن کردن تو جنگل وضع کردن...