انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
تأثیر عادی‌سازی روابط اسرائیل و اعراب بر ژئوپلتیک منطقه
چرا مذاکره ایران با آمریکا پس از انتخابات سوم نوامبر ضرورت دارد؟
تأثیر انتخاب بایدن بر قیمت دلار،طلا و دیگر کالاها
شرط 45سال سن برای نامزدهای ریاست جمهوری؛ گاف مجلس!
تغییر قدرت در آمریکا و تأثیر آن بر جهان و ایران
آیا جنگ خیابانی در راه است؟
راز بقای صداوسیما چیست؟
غیبت عادل فردوسی‌پور و مسئله انحصار
چرا بایدن به قدرت رسید؟
قدرت برتر آمریکا در کجاست؟
دستاوردهای اقتصادی برجام برای مردم
مقبره شهدای مشروطه را بازسازی کنید
تأثیر انتخابات آمریکا بر دیپلماسی بین‌المللی
تفاوت منافع يك رژيم با منافع يك كشور
تغییر روابط خارجی آمریکا با روی کارآمدن بایدن
از هزاردستان تا هزار پایان؛ فقر محتوا در تلویزیون
فیرحی، استادی از نسل عالمان عمیق
راز مانایی دکتر شریعتی چیست؟
مدیریت ناکارآمد در ساختار وزارت بهداشت وجود دارد
راهکارهای کاهش تحریم‌های آمریکا علیه ایران
سه رویکرد متفاوت داخلی درباره بازگشت آمریکا به برجام
مانع‌تراشی‌های داخلی و منطقه‌ای در مسیر احیای برجام
سمت‌وسوی سیاست‌های آمریکا در چهار سال آینده چگونه خواهد بود؟
تفاوت‌های انتخابات ریاست جمهوری این دوره امریکا با دوره‌های قبل
اماواگرهای انتخابات آمریکا
پرداخت یارانه یا رفع تحریم‌ها؟
آیا کسانی که به منافع کشور و مردم می‌اندیشند، جاهل و خائن‌اند؟
آدرس غلط به‌جای نظارت درست
فیرحی، نظریه‌پردازی نواندیش در علوم سیاسی
تأثیر بازگشت آمریکا به برجام و ساخت واکسن کرونا بر بازارهای جهان و ایران
پیامد تعطیلی مشاغل در شرایط سخت کرونا
پیام انتخاب تیم سیاست خارجی بایدن برای جهان و ایران
خداحافظ دیه‌گو!
بیشتر
کد خبر: 82929 | تاریخ : ۱۳۹۹/۸/۱۴ - 00:04

ستاره صبح-عادل فردوسی‌پور در مصاحبه‌ای با سروش صحت می‌گوید دلم برای برنامه نود تنگ‌شده است؛ و در برابر این سؤال که چرا از ایران نمی‌روی هم می‌گوید دوست دارم در ایران کارکنم. همین دو جمله برای جلب‌توجه به یک نکته بسیار مهم کافی است.  زندگی بیرون از سیطره فراگیر قدرت حکومتی ضروری است تا این‌که آدمیان بتوانند علائق و منافع‌شان را دنبال کنند. ده‌ها میلیون انسان به «برنامه نود»ی که عادل فردوسی‌پور تهیه‌کننده و مجری‌اش باشد علاقه دارند؛ و عادل هم علاقه دارد کارش در ایران باشد و برنامه نود بسازد.  او مهم‌ترین بخش عمرش را روی همین کار سرمایه‌گذاری کرده و نمی‌خواهد یا نمی‌تواند سراغ کار دیگری برود. عادل اگر هم سراغ کار دیگری برود، برای جامعه بهینه نیست، زیرا چرا باید کاری را که به بهترین وجه انجام می‌دهد و ده‌ها میلیون نفر می‌پسندند، رها کند و به کار دیگری بپردازد؟ اگر صداوسیما خصوصی بود، یا رسانه تصویری خصوصی در کنار صداوسیما وجود داشت، مدیران آن رسانه برای تصمیم‌گیری درباره ادامه کار عادل و برنامه‌اش، کارآمدی او یعنی توانایی در جلب رضایت بیننده را لحاظ می‌کردند. عادل هم برای تداوم کاری که دوست دارد، به ارائه بهترین عملکرد برای حفظ کارش فکر می‌کرد. وضع حالا به‌کلی متفاوت است.  مدیران صداوسیما احتمالاً به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند، جلب رضایت بیننده و مردم است. آن‌ها درآمد و معاش‌شان به بودجه عمومی وصل است، و فرمان‌بردار سلایق و علائقی هستند که در برابر مردم پاسخ‌گویی ندارد. این وضع سبب می‌شود نه عادل بتواند علائق و منافع‌اش را دنبال کند و نه مردم بتوانند از فایده بهترین عملکرد عادل فردوسی‌پور بهره‌مند شود.  این وضعیت غیربهینه اجتماعی-اقتصادی با غیرانحصاری شدن رسانه یا امکان‌ناپذیر شدن مدیریت انحصارگرا بر رسانه امکان‌پذیر است. اگر چنین نشود، تا ابد ممکن است برنامه‌های کارآمد و آدم‌های به‌دردبخور مثل عادل فردوسی‌پور قربانی شوند؛ و برنامه‌های بی‌کیفیت و آدم‌های به‌دردنخور ادامه یابند. انحصار بدون رقابت و قدرت نامتوازن شهروندان در مقابل صاحبان قدرت سیاسی، به همین سادگی جامعه را ناراضی، ناکارآمد، فقیر، افسرده و دل‌زده می‌کند.  عادل فردوسی‌پور یک نماد از وضعیت اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه‌ای است که با انحصار، چیزباختگی تولید می‌کند. همگان، حتی طبقه متوسط و بالاتر، که عادل فردوسی‌پور هم احتمالاً به آن قشر تعلق دارد، چیزباخته می‌شود. این قشر، محتاج نان یا فقیر نیست، اما بازهم ناراضی است، چیزی را باخته است، علائق و منافع‌اش را می‌بازد. انحصارها مولد این چیزباختگی و نارضایتی هستند. (برگرفته از کانال شخصی نویسنده)

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.