انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
تأثیر انتخاب بایدن بر قیمت دلار،طلا و دیگر کالاها
شرط 45سال سن برای نامزدهای ریاست جمهوری؛ گاف مجلس!
تغییر قدرت در آمریکا و تأثیر آن بر جهان و ایران
آیا جنگ خیابانی در راه است؟
از هزاردستان تا هزار پایان؛ فقر محتوا در تلویزیون
غیبت عادل فردوسی‌پور و مسئله انحصار
چرا بایدن به قدرت رسید؟
مقبره شهدای مشروطه را بازسازی کنید
قدرت برتر آمریکا در کجاست؟
دستاوردهای اقتصادی برجام برای مردم
تأثیر انتخابات آمریکا بر دیپلماسی بین‌المللی
تفاوت منافع يك رژيم با منافع يك كشور
تغییر روابط خارجی آمریکا با روی کارآمدن بایدن
فیرحی، استادی از نسل عالمان عمیق
راز مانایی دکتر شریعتی چیست؟
راهکارهای کاهش تحریم‌های آمریکا علیه ایران
مدیریت ناکارآمد در ساختار وزارت بهداشت وجود دارد
سه رویکرد متفاوت داخلی درباره بازگشت آمریکا به برجام
مانع‌تراشی‌های داخلی و منطقه‌ای در مسیر احیای برجام
پیام انتخاب تیم سیاست خارجی بایدن برای جهان و ایران
سمت‌وسوی سیاست‌های آمریکا در چهار سال آینده چگونه خواهد بود؟
اماواگرهای انتخابات آمریکا
پیامدهای ترور دانشمند هسته‌ای ایران و تأثیر آن بر آینده سیاسی منطقه
آیا کسانی که به منافع کشور و مردم می‌اندیشند، جاهل و خائن‌اند؟
پرداخت یارانه یا رفع تحریم‌ها؟
چرا «سروش صحت» پدیده‌ای در تلویزیون است؟
آدرس غلط به‌جای نظارت درست
فیرحی، نظریه‌پردازی نواندیش در علوم سیاسی
تأثیر بازگشت آمریکا به برجام و ساخت واکسن کرونا بر بازارهای جهان و ایران
دلایل بهبود نسبی وضعیت بازارها
فرصت‌ها و تهدیدهای دوران کرونا برای محیط‌زیست
پیامد تعطیلی مشاغل در شرایط سخت کرونا
خداحافظ دیه‌گو!
ابعاد و پیامدهای پیداوپنهان ترور دانشمند هسته‌ای ایران
ادعاهای‌کـذب نماینده مشهد!
بیشتر
کد خبر: 82734 | تاریخ : ۱۳۹۹/۷/۸ - 00:58

ستاره صبح-می‌گوید: «وقتی کنکور قبول شدم پدرم برام یه پراید هاچ بک 111 خرید. اصلاً اونو دوس نداشتم. من 206 می‌خواستم». به او می‌گویم: «چرا انتظار داشتی که پدرت به خاطر قبولی در کنکور برات 206 بخره؟» با خونسردی پاسخ می‌دهد: «خب من می‌دونم که اون می‌تونست بخره، پولشو داشت». در اواخر شهریور هرسال نتایج نهایی کنکور منتشر می‌شود. فرزندان عده‌ای قبول می‌شوند و فرزندان عده‌ای هم قبول نمی‌شوند. روشن است که این اتفاق کاملاً طبیعی است. کانون توجه این نوشتۀ کوتاه، نحوه مواجهه برخی والدین با قبولی فرزندشان در کنکور است. نحوه مواجهۀ گروه دیگر با « قبول نشدن فرزندشان در کنکور» هم بسیار مهم است و بررسی مستقل دیگری را می‌طلبد. ابراز خوشحالی، برگزاری مهمانی و جشن، و خرید کادو ازجمله اقداماتی است که معمولاً والدین برای قبولی فرزندشان در کنکور انجام می‌دهند. البته هستند والدین اندکی که هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهند چون اساساً نمی‌دانند که برای موفقیت‌های حتی کوچکِ فرزند باید خوشحالی‌شان را در مقابل او ابراز کنند تا خوشحال شود. دهه شصتی‌ها از این نوع واکنش‌ها خاطرات بسیاری دارند. ولی رویۀ غلطی که طی سال‌های اخیر از طرف برخی از والدین در حال گسترش است خرید جایزه‌های آن‌چنانی برای فرزندشان است که برای نمونه می‌توان به خرید ماشین صفر، آپارتمان، و در مواردی هم خرید تجهیزات تفریحی و سرگرمی به مبلغ پنجاه تا صد میلیون تومان اشاره کرد. نکته قابل‌تأمل آنکه چنین انتظاری به‌تدریج در برخی از نوجوانان هم ایجادشده است که در صورت قبولی در کنکور، والدین باید با خرید جایزه‌های گران‌قیمتی مانند ماشین، آنان را به قول خودشان« سورپرایز» کنند. اما پرسش آن است: آیا فرزندان ما نباید توجیه و قانع شوند که قبولی در کنکور یا هر موفقیت شخصی دیگری،  چیدمان پازلی به نام آینده (خودشان) است که آنان با دست خودشان در حال تکمیل هستند؟ آیا آنان نباید اقناع شوند که قبولی در کنکور، نه خدمت به والدین؛ بلکه خدمت به خودشان و نگارش دفتر آینده با دست خودشان است؟ آیا تعیین جایزه برای هر نوع فعالیتی، آن‌هم به شکلی که بیان شد، لزوماً به نفع فرزندان خواهد بود؟ آنچه بیان شد نشانه‌ای از تغییر اجتماعی وسیع‌تری است که مدت‌هاست در ایران شروع شده است. متأسفانه با نوع جدیدی از به قول هایم گینوت «والدین هلی‌کوپتری» مواجه هستیم که مدام بالای سر فرزندانشان پرواز می‌کنند و مراقب آنان هستند تا اگر احیاناً به چیزی نیاز داشتند فوراً در اختیار آنان قرار دهند تا مبادا اندکی دچار سختی گردند. این والدین تقریباً هیچ مسئولیتی را به فرزندانشان نمی‌سپارند. البته ناگفته نماند که بسیاری از این والدین، نوجوانی یا جوانی خود را در دهه شصت یعنی دهه جنگ، تنگدستی و احساس محرومیت عمیق گذرانده‌اند. لذا معتقدند که «دیگه من به‌اندازه کافی محرومیت کشیدم. نمی‌خوام بچه‌هام هم محرومیت بکشن». نتیجه آنکه این روزها با نوجوانان یا جوانانی مواجه هستیم که کوچک‌ترین کارها را نمی‌توانند به‌تنهایی انجام دهند و در مواجهه با هر مشکل کوچک و بزرگی، در بالای سرشان به دنبال هلی‌کوپتر امدادی می‌گردند. این روزها فرزندان ما استقلال، خوداتکائی و مسئولیت‌پذیری را به‌خوبی یاد نمی‌گیرند. سایت مشهور «بیزنس انسایدر» در سال 2017 نام ثروتمندان و کارآفرینانی را منتشر کرد که از  ثروت افسانه‌ای خود چیزی برای فرزندانشان در نظر نگرفته یا درصد بسیار ناچیزی از آن را برای فرزندانشان به ارث گذاشته‌اند. در بین این دوازده نفر دو نام بسیار مشهور هم وجود دارد: بیل گیتس، مؤسس شرکت معروف ماکروسافت با 89 میلیارد دلار و مارک زاکربرگ، مالک شبکه اجتماعی فیس‌بوک با 74 میلیارد دلار ثروت. بیل گیتس در مصاحبه‌ای بیان داشت که مطمئن است چنین کاری به نفع فرزندانش خواهد بود. آنان باید با نبوغ و استعداد خودشان ثروت‌اندوزی کنند. سخن آخر: عنوان این مطلب حکایت یکی از قبول‌شدگان در کنکور است. او به هنگام تکمیل برگه‌های ثبت‌نام در دانشگاه متوجه می‌شود که خودکار به همراه ندارد. به‌جای آنکه در همان‌جا مشکل را حل کند با « بابا» که در ساختمان دیگری حضور دارد تماس می‌گیرد و می‌گوید: بابا من خودکار می‌خوام! بابا که از نوع والدین هلی‌کوپتری است فوراً برای او خودکار می‌آورد. (برگرفته از کانال شخصی نویسنده)

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.