انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
نتایج کنکور و نحوه مواجهه والدین
رویکردهای نادرست در برابر بازار سرمایه
تفاوت سیاست‌های ترامپ و بایدن در قبال ایران
آتش افروخته در بیشه اندیشه‌ها
روایتی غیرکلیشه‌ای از هشت سال دفاع مقدس
ریشه مشکلات کشور کجاست؛ تهران یا واشنگتن؟
دلایل ثبت قیمت تاریخی ارز و طلا
نتیجه و حاشیه‌های مناظره جنجالی 2 کاندیدای ریاست جمهوری امریکا
زنده‌باد خاکستری!
پیامدهای تحریم بانک‌های ایرانی بر بازارها
شجریان، صدای مردم ایران بود
نامیــرا
راهکار کاهش قیمت ارز
شجريان نماد موسيقي فاخر و هنر مستقل
دکتر مجید رضاییان، روزنامه‌نگار و استاد علوم ارتباطات
افزایش قیمت ارز؛ سیاسی یا اقتصادی؟
درس‌هایی که باید از شجریان بیاموزیم
پیوند شعر و موسیقی و یاد حافظ و شجریان
راهکارهای کنترل بازار ارز و طلا
پیامدهای پایان تحریم‌های تسلیحاتی ایران
سکوت و بی‌تفاوتی زیست‌محیطی
دلایل افزایش قربانیان کرونا
«شناور» شدن واژ‌ه‌های زبان و رابطه آن با دموکراسی
سقوط آزاد ارز، طلا و بورس
چه واژه‌هایی برای رأی دهندگان 1400 جاذبه دارد؟
عقب نشینی معنادار از استیضاح رئیس‌جمهور
مغفول ماندن شخصیت‌های تأثیرگذار دفاع مقدس
سرانجام روند ریزش بورس
تعداد و درصد آرای 10 منتخب مرحله دوم مجلس
سکوت عارف شکست
واکنش‌ها به فراخوان انتخابات 1400 آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها
خردمندی چیست؟
واکنش‌ها به اظهارات امام‌جمعه اصفهان درباره حجاب
فراتر از شهرت و محبوبیت
ضرورت حفظ قیمت ارز در شرایط تحریم‌
نام شجریان با ایران پیوند خورده‌است
کرونا و تأثیر آن بر نهاد خانواده
دلیل نوسان بازارهای اقتصادی ایران و جهان
راز بزرگ شجریان
بیشتر
کد خبر: 82691 | تاریخ : ۱۳۹۹/۶/۳۰ - 23:48

ستاره صبح-ما اگر درِ سؤال را به روی خود ببندیم و یا از سؤال وحشت داشته باشیم، خواهیم شد جامعه بی‌سؤال و این صفت جامعه‌ای است که یا خود را به کمال‌رسیده می‌بیند و یا در آن درجه از گمراهی غوطه‌ور شده است که به ارزش سؤال واقف نیست؛ و این را نیز می‌دانیم که فرهنگ انسان، چیزی جز حاصل سؤال و جواب سؤال نیست. چرا مشروطه ایجاد شد؟... . مشروطه بیشتر از یک جواب ندارد و آن این است که مردم عدالت می‌خواستند و از حکم‌های ناقصی که صادر می‌شد خسته شده بودند و مرجعی برای دادخواهی ملت وجود نداشت. قدمت عدالت‌خواهی به قدمت تاریخ بشر می‌رسد. بشر همیشه طالب عدالت بوده است. چراکه بدون عدالت نمی‌شود زندگی کرد. یک جامعه بااخلاق، قانون و ایمان بر سر پا می‌ماند. هر یک از این‌ها اگر سست شوند، خلل در کار اجتماع پدید می‌آید. به‌خصوص اخلاق که بیشتر از آن دو به‌عنوان ملاط اجتماع شناخته می‌شود. ایمان اگر با مصالح شخصی تضاد پیدا کند، آن را به نوع دلخواه تفسیر می‌کنند و از کنارش می‌گذرند و قانون اگر ترس از مجازات به همراهش نباشد، می‌تواند نادیده گرفته شود. امّا اخلاق که از عمقی‌ترین نهاد انسانیّت سرچشمه می‌گیرد، تضعیفش پایه‌ها را فرو می‌ریزد. انسانیّت انسان باید چنان باشد که نه از ترس از مجازات، نه از چشمداشت پاداش مادّی، و نه حتّی از امید اجر اخروی سرچشمه گرفته باشد، و اخلاق ناب‌ترین تجلّی انسانیّت انسان است. افت اخلاقی یک ملت را نابود و منقرض می‌کند، برای اینکه چیزی که جلو فساد یک مملکت را می‌گیرد قبل از قانون، اخلاق است. باید خود آدم تشخیص بدهد که این کار خوب نیست و نباید انجام شود. حقوق بشر چیزی نیست که تنها حکومت‌ها مراعاتش کنند، بلکه خود مردم باید آن را حیاتی بشناسند. مردم باید متوجه باشند و به این نتیجه برسند که به نفع ماست که حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم، حقوق دیگران را مراعات کنیم و اگر چنین نکنیم، زیان متوجه خود ما می‌شود. شیوع «ریا» چون در زمان، استمرار پیدا کرد، عادت می‌شود و جزء جدایی‌ناپذیر سیاست زندگی می‌گردد. مردم صلاح خود را در آن می‌بینند که با روی بیرونی خود زندگی کنند، و این نیز امری عادی می‌شود که حکام، زعمای قوم و پیشوایان عقیدتی، «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر کنند». نتیجه آن است که روال کارها بر ظاهر جریان یابد و نسبت به باطن همیشه شک موجود باشد؛ ولی چشم به هم گذارده شود. گناه درواقع آن عملی شناخته می‌شود که مردم از آن مطلع گردند؛ اگر بتواند در خفا بماند، دیگر گناه نیست؛ و هنر زندگی‌کردن آن می‌شود که هرکسی بیاموزد که چگونه ضعف‌های خود را بپوشاند و باطن خود را پنهان نگاه دارد که از قدیم گفته‌اند:«دزدِ نگرفته پادشاه است»! بدین‌گونه زندگی می‌تواند به‌صورت یک صحنه تئاتر درآید که در آن هرکسی هم خودش هست و هم ایفاکننده نقشی که باید خود را به آن بنمایاند. ما از این وضع باید بیرون بیاییم و اقتصادی متعادل مبتنی بر تولید و کارکرد فکری و عملی مردم ایجاد شود تا اقتصادی سالم داشته باشیم، نه اقتصاد گراینده به منبعی که در زیرزمین است و متکی به آن باشیم که تمام‌شدنی است. هیچ کشور نفت‌زده‌ای نمی‌تواند به این صورت راه درست و اقتصاد سالمی را در پیش بگیرد. نروژ که نفت دارد یا انگلستان، توانسته‌اند فائق بشوند بر اقتصاد نفتی و استعداد مردمشان را به کار اندازند و اتکاهای دیگری هم داشته باشند. راه ایران برای پیشرفت واقعی باز است، باید هدفی را شاخص قرار دهد و با اتکا به فرهنگ انسانی‌اش، با اتکا به‌سلامت نفس پیش برود که لازمه‌اش این نیست که با دیگران بگومگو داشته باشیم، بلکه لازمه‌اش این است که نه به کسی باج بدهیم و نه از کسی باج بخواهیم.

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.