انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
مجید مجیدی بافیلم «خورشید» در سودای شکار شیر ونیز!
راهبردهای اصلاح‌طلبان چیست؟
عملکرد مجلس یازدهم پس از 100 روز
قوانین جدید برای توسعه پایدار شهری
چرایی مخالفت شورای امنیت با بازگشت تحریم‌های لغوشده علیه ایران
ماشین کشتاری به نام کنکور
جزئیات بدهی 400میلیون پوندی بریتانیا به ایران
سفر غیرمنتظره ماکرون به عراق
اهداف راه‌اندازی کانال مالی ایران و سوئیس
کارنامه 100 روزه اصولگراترین مجلس
طرح گشایش اقتصادی؛ از حرف تا عمل
پشت صحنه برقراری روابط بحرین و امـارات با اسرائیل
یک‌تیر و دونشان آمریکا در نشست صلح افغانستان
آیت‌الله صانعی؛ مرجعِ خوش‌عاقبت
اصلاح قانـون انتخابات ریاست‌جمهوری؛ مغایر اصل 115 قانون اساسی
از این کوزه توقع شهد نباید داشت!
مزیت‌های رسیدگی به جرائم سیاسی در دادگستری به صورت علنی و با حضور هیأت منصفه
نقشه راه فعالیت در بورس در شرایط نزول شاخص‌کل
اولیا و معلم؛ دو بال مهم آموزش‌وپرورش
پیامدهای توافق «صلح ابراهیم» بر منطقه و انتخابات آمریکا
پیامد شکل‌گیری موج سوم کرونا در کشور
میراثی برتر از مدا‌ل‌های تختی
چرا مشروطه ایجاد شد؟
تلاش مشترک آی‌پک و اسرائیل برای انتخاب دوباره ترامپ
جفا به مهندس بازرگان در دولت اعتدال
دلایل نوسان در بازار ارز، سکه و سهام
رویکردهای نادرست در برابر بازار سرمایه
سهم دولت در اقتصاد کشور چقدر است؟
مغفول ماندن شخصیت‌های تأثیرگذار دفاع مقدس
روایتی غیرکلیشه‌ای از هشت سال دفاع مقدس
تعداد و درصد آرای 10 منتخب مرحله دوم مجلس
واکنش‌ها به فراخوان انتخابات 1400 آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها
نغمه سر کن که جهان تشنه آواز تو بینم
سرانجام روند ریزش بورس
بیشتر
کد خبر: 82667 | تاریخ : ۱۳۹۹/۶/۲۶ - 00:33

ستاره صبح-افراد را نه ازآنچه دیگران درباره آنان می‌گویند که ازآنچه آنان درباره سایرین می‌گویند، بهتر می‌شود شناخت. دیگران شاید در تعریف فرد اشتباه کنند، اما خود او، چون دهان باز کند، حقیقتِ وجودی خود را، صریح و بی‌پیرایه و عریان، به تماشا خواهد گذاشت. این می‌تواند فرصتی باشد برای شناخت افراد. آن‌هم به مصداق همان ضرب‌المثل قدیمیِ «از کوزه همان برون تراود که در اوست». این شناخت در جای خود یک نعمت است و به جامعه کمک می‌کند تا از کوزه‌ای که زهر در خویش دارد، توقع شهد نداشته باشند. به آنچه از آن می‌تراود تأمل کنند تا ندانسته و نخواسته قربانی آنچه در اوست نشوند. من دیری است با این نگاه، افراد را رصد می‌کنم. اگر زیبا اندیش و نیک‌بین و خوب گو باشند، در محضرشان، شاگردی می‌کنم برای آموختن، اما اگر دیدم که داوری‌شان نسبت به دیگران جوری است که زبانشان مبین نگاه نازیبایشان است، هرگز به سخنانشان گوش نمی‌دهم و دیگران را هم به پرهیز می‌خوانم از وقت هدر دادن پای سخنان این قبیل افراد. اینان اگر به اخلاق آراسته بودند، چنین نمی‌گفتند و چنان حرمت نمی‌شکستند از بندگان خدا و، چون آراسته به فضایل اخلاقی نیستند، دلیلی نمی‌بینم برای نشستن پای منبر وعظ واعظان غیر متعظ. آنان که برمنبر جلوه‌ای دارند و، چون پرده از «خلوت» اقتصادی‌شان فرومی‌افتد، خلق، معنای تازه‌ای از «آن کار دیگر» را فهم می‌کنند. مخصوصاً که ادبیات دفاعی‌شان هم با هندسه طبری همسو می‌شود؛ «هدیه دوستان»! قصد داوری در برای صحت‌وسقم این نوبرانه «هدیه دوستان» ندارم. شأن قضاوت هم برای خود قائل نیستم. قلم را هم از داوری کردن درباره افراد بر اساس گفته‌ها و شنیده‌های دیگران، پرهیز می‌دهم. معیار من برای شناخت افراد، نه داوری دیگران درباره آن‌ها که قضاوت کردن آنان نسبت به سایرین است به‌ویژه وقتی حکم هم می‌دهند و نسخه گاری و درشکه می‌نویسند برای یک مدیر در نظام اسلامی؟! ارزش سخن و شخص این قبیل افراد درست به‌اندازه همانی است که می‌گویند. گفته‌هایی که تفسیر کنند و تبیین‌کننده پندار هاشان است. کسی هم که پنداری چنان و بیانی چنین دارد، «بی‌هنر»ی است که نه «صدر» جای «نشستن» اوست و نه «قدر» را چنان باید سبک گرفت که سزای او باشد. صدر جا و قدر شایسته کسانی است که پاک می‌اندیشند، پاکیزه زبان‌اند و به طهارت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، جان، پاکیزه دارند. ما هنر و هنرمند و وعظ و اتعاظ را ارج می‌نهیم و از بی‌هنران و غیر متعظان روی برمی‌تابیم تا جان و جامعه سلامت بماند. (برگرفته از انتخاب)

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.