انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بیشتر
کد خبر: 82533 | تاریخ : ۱۳۹۹/۵/۲۸ - 23:57
رونق کاذب و حباب قیمت در بورس
دکتر محمود جامساز، اقتصاددان تشریح کرد

رونق کاذب و حباب قیمت در بورس

اشاره: روند نزولی شاخص بورس تهران دو روز است که متوقف‌شده اما هنوز نگرانی‌ها نسبت به‌دنباله‌دار شدن این نزول وجود دارد، به‌ویژه آنکه به‌نظر می‌رسد تغییر در متغیرهای پولی و سیاست‌های کلان اقتصادی، آینده بازار سهام را ترسیم خواهد کرد. دو روز پیش بازار سهام بعد از حدود ۱۴ درصد افت ارزش (معادل حدود 52 میلیارد دلار) طی پنج روز متوالی به حالت صعودی برگشت و دیروز هم حالت صعودی بورس ادامه یافت. بااین‌حال هنوز هیچ‌کس به‌طور دقیق نمی‌داند آیا این روند در روزهای آینده تداوم خواهد یافت یا خیر؟ تحلیلگران عوامل مختلفی را در نزول بورس دخیل می‌دانند اما به‌نظر می‌رسد تغییر در متغیرهای پولی یک مؤلفه اساسی در نزول بازار سهام بوده است، به‌ویژه آنکه یکی از دلایل رشد بورس از ابتدای سال تاکنون تحول در همین متغیرها بوده است بااین‌حال هنوز به‌طورقطع نمی‌توان همه دلایل نزول را به‌طور کامل فهرست کرد؛ اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش نرخ سود بین‌بانکی از سوی بانک مرکزی که می‌تواند زمینه‌ای برای رشد نرخ سود بانکی باشد یکی از دلایل نزول بازار سهام باشد. در همین ارتباط ستاره صبح به سراغ دکتر محمود جامساز، اقتصاددان رفت تا نظر و تحلیل او را در خصوص وضعیت فعلی بازار بورس و پیش‌بینی او از آینده این بازار جویا شود. مشروح گفت‌وگوی این اقتصاددان با مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار را در پی می‌خوانید.

ستاره صبح-

   جناب جامساز؛ وضعیت کلی اقتصاد ایران را در شرایط کنونی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 اقتصاد ایران به علت قرار گرفتن در تنگناهای مالی که ناشی از فروش محدود نفت است و تحریم‌ها و شرایطی که ایران در حال حاضر درون آن قرارگرفته، تقریباً از چرخه اقتصاد جهانی خارج‌شده است. درواقع می‌توان گفت اقتصاد کشور در انزوا قرارگرفته و هزینه‌های نابهنگام مقابله با ویروس کرونا نیز به مخارج دولت اضافه‌شده و دولت را در تنگنایی شدیدتر قرار داده است. به اعتقاد کارشناسان و مرکز پژوهش‌های مجلس، بودجه سال 98 که قبل از کرونا تدوین‌شده بود در حدود 180 تا 200 هزار میلیارد تومان کسری پنهان دارد. دولت برای تأمین این کسری راه‌های متعددی در پیش‌گرفته است. ازجمله فروش  اوراق بدهی که حدوداً 50 هزار میلیارد تومان درآمد نصیب دولت کرده علاوه بر آن اوراق ودیعه نیز منتشر خواهد شد. این اوراق نزد بانک مرکزی توديع می‌شود و پس از یک سال با سود یا بهره بانکی روز محاسبه  و برگشت داده می‌شود.
 
   در چنین وضعیتی، دلیل تمرکز دولت بر بورس و بازار سرمایه چیست؟
 یکی دیگر از اقدامات دولت در راستای تأمین کسری بودجه، فروش دارایی‌های خود و عرضه بخشی از سهام شرکت‌های دولتی در بورس است. دولت بورس را تقویت می‌کند و مجوز  فروش سهام عدالت را صادر  کرده است تا وارد بورس شوند. درمجموع دولت از افزایش معاملات بورس درآمد مالیاتی کسب می‌کند به هر معامله‌ای حدوداً نیم درصد مالیات تعلق می‌گیرد. اکثر شرکت‌های بورسی شرکت‌های دولتی و فرا دولتی و خصولتی هستند که سرمایه‌های زیادی را در بورس وارد کرده‌اند و یا کسانی که از طریق رانت و فساد انباشت ثروت داشتند. این افراد نیز سرمایه خود را وارد بورس کرده‌اند و بورس به رونقی کاذب رسیده است. به‌طور مثال در یک روز  ارزش معاملات بورس به ٣٥ هزار میلیارد تومان هم رسيد.
 
   ممکن است کمی بیشتر درباره رونق کاذب بورس توضیح دهید؟
 بورس در حال حاضر به یک کازینوی بزرگ تبدیل‌شده است و قیمت‌ها به نحو غیرمنطقی و غیراصولی بالا رفته است و حبابی در بازار بورس مشاهده می‌کنیم که هیچ سنخیتی با بخش واقعی اقتصاد ندارد؛ یعنی ما در حال حاضر همچنان رشد اقتصادی منفی را تجربه خواهیم کرد و نرخ سرمایه‌گذاری ما منفى است يعنى حتى استهلاك سرمايه  را هم پوشش نمی‌دهد. معمولاً بازار سرمایه در دنیا پشتوانه بسیار عظیمی براى سرمایه‌گذاری‌های مولد و رشد اقتصادی است؛ اما در ایران باوجود رشد اقتصادی منفی ارزش سهام در بازار بورس افزایش پیداکرده که به معنای حباب در قیمت‌ها است برخی شرکت‌ها زیان ده هستند ولی ارزش سهام آن‌ها در بورس افزایش پیداکرده است.
 
   هفته گذشته مسئولان دولت از طرح «گشایش اقتصادی» سخن به میان آوردند و گمانه‌هایی در این راستا مطرح شد. هدف این طرح چیست؟
 در طرح جدید گشایش اقتصادی، دولت درصدد كسب درآمد. حاصل از فروش نفت به مردم است، البته و نمی‌توان آن را درآمد ناميد بلكه فی‌الواقع استقراض به پشتوانه نفت است، به اعتقاد من سرمایه‌هایی که بايد جذب این طرح شود امروز در بورس هستند. اطلاعات در بورس نامتقارن است و قیمت سهام توسط شرکت‌های بزرگ بالا و پایین می‌شود. در این روش دولت درنظر دارد ٢٢٠ ميليون بشكه نفت را باقیمت پایه نفت عمان به‌صورت یک یا دوساله به مردم پیش‌فروش كرده و اوراق سلف موازى صادر كند.  در زمان تسویه اگر قیمت نفت بالابود صاحبان اوراق سود می‌کنند و در غیر این صورت دولت تضمین کرده است حداقل سودی معادل بهره بانکی سپرده‌گذاری بلندمدت به آن‌ها پرداخت کند. دولت باید به‌طور متوسط روزى٦٠٠ هزار   بشکه نفت بفروشد تا بتواند این بدهی‌ها را پرداخت کند درحالی‌که در حاضر دولت به دلیل تحریم‌ها حتی قادر به صادر کردن 150 هزار بشکه نفت هم نیست. اینکه چگونه ظرف یکی دو سال آینده فروش را به آن میزان ارتقاء خواهد داد و یا اینکه اگر فروش نفت را به مردم واگذار کند مردم چگونه فروش خواهند داشت همه سؤالاتی است که پاسخ‌های ابهام‌آمیزی دارد. البته طرح گشايش اقتصادى بدون آنكه در مجلس مطرح گردد به تأیید سران دو قوه ديگر هم رسيده اما از روز يكشنبه ٥٠٠ هزار بشكه در بورس عرضه شد كه به‌صورت اوراق سلف موازى در بورس قابل معامله است  مدت اوراق هم یک‌ساله با سود 19 درصد  است. كه البته مورد مخالفت نمايندگان مجلس قرارگرفته كه معلوم نيست اجرائی گردد.

   چرا دولت در سال پایانی خود چنین طرحی را در دستور کار قرار داده است؟
 به عقیده من دولت در حال استفاده از هر ابزاری است تا وجوهی به خزانه واریز کند و مشکلات فعلی خود را حل کند  اين شيوه مسئولیت‌پذیری را به دولت آینده واگذار می‌کند. این مسئله به امری متداول بین روسای جمهور تبدیل‌شده است و سعی می‌کنند در زمان تصدی خود با کسب درآمدهایی بر ناکارآمدی‌های مدیریتی خود سرپوش بگذارند و عواقب گریبان گیر دولت بعدی شود. در زمان آقای احمدی‌نژاد 2000 تخلف بودجه‌ای صورت گرفته بود که تبعات آن به دولت بعدی منتقل شد و هیچ پیگیری در این موارد صورت نگرفت. امروز به دلیل مشکلات معیشتی فاصله‌ای بین مردم و حاکمیت به وجود آمده که این سیاست‌ها نمی‌تواند شکاف به وجود آمده را پر کند. تصمیمات دولت باید بر اساس عقلانیت و خردورزی و خردمندی باشد نه اینکه با بازی با کلمات مردم را از درک واقعیات منحرف کند.
 
   آیا اتخاذ چنین سیاست‌هایی در شرایط فعلی می‌تواند در بهبود وضع اقتصاد کشور اثرگذار باشد؟
 ما در شرایطی هستیم که تقریباً تا سه ماه دیگر باید تحریم تسلیحاتی ایران برداشته شود؛ اما می‌بینیم آمریکا با جدیت ایستاده و می‌خواهد جلوی این کار گرفته شود و تحریم تسلیحاتی تمدید شود از طرفی تحریم‌های شدیدتری علیه ایران وضع می‌شود. گرچه پیش‌نویس قطعنامه آمريكا در شوراي امنيت رأى نياورد اما قطعاً موضوع به اینجا  ختم نخواهد شد و آمريكا راه‌های دیگری تدارك می‌بیند تا به مکانیسم ماشه دست يابد. در این شرایط دولت نشسته و منتظر است تا ببیند در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چه اتفاقی می‌افتد و انتظار دارد در صورت انتخاب جو بايدن دموکرات گشایشی ایجاد شود و برجام مجدداً تأیید شود ولی به اعتقاد من حتی با قدرت گرفتن دموکرات‌ها مذاکراتی صورت می‌گیرد اما مفاد این مذاکره با آنچه در برجام گذشت متفاوت خواهد بود و موارد جديدى مطرح می‌شود  که قطعاً خوش‌آیند ایران نيست و مذاكرات ممكن به درازا كشد و در این صورت لذا احتمال برداشتن تحریم‌ها به‌یک‌باره امکان‌پذیر نخواهد بود و لذا راهى  بس طولانى در پيش است ازاین‌رو  سیاست‌هاى كنونى ایران احتمالاً استمرار خواهد يافت و گشايشى در فروش نفت و تبادلات بانكى ايجاد نخواهد شد و لذا تنگناهاى مالى و اقتصادى ادامه می‌یابد  دولت در چنین وضعیتی به‌ناچار به‌منظور تأمین كسر بودجه كه ملازم هميشگى دولت‌ها بوده از بانک مركزى استقراض می‌کند و پایه پولی بالا خواهد رفت و نقدینگی افزایش می‌یابد و تورم بیشتری رقم خواهد خورد و قدرت خرید مردم پایین‌تر می‌آید و پول ملی دچار تنزل بیشتر می‌شود و مجدداً ارزهای خارجی راه صعود در پیش می‌گیرند
 
   با توجه به پیش‌بینی شما از آینده کشور، چه راهکارهایی برای برون‌رفت از وضعیت کنونی پیشنهاد می‌کنید؟
 اقتصاد ایران در سال‌های آينده هم حال خوبى نخواهد داشت و با چالش‌های بيشترى روبرو خواهد شد  مگر اینکه چرخشی 180 درجه‌ای در سیاست‌های ایران و دیپلماسی خارجی کشورمان رخ دهد كه منجر به گشایشی اقتصادی از طریق اروپا شود و با جذب سرمایه خارجی و اعتماد شرکت‌های اروپایی به ایران شاهد بهبود وضعیت اقتصادی باشیم و ایران بتواند به بازسازی اقتصاد خود بپردازد و از مسیر فعلی خارج گردد و به کانال واقعی اقتصاد که آزادی بازار و  رقابت محورى و تقویت بخش خصوصی است و به‌طورکلی به ساختار اقتصاد آزاد که به‌عنوان يكى از رويكردهاى كلى نظام در سیاست‌های كلى مطرح‌شده اما هیچ‌گاه اجرائی نگرديده  برسد  و شاهد تحولی اساسی در ساختار اقتصاد باشیم تا ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه ایران را فعال کنیم و کشور ایران را به لحاظ اقتصادی بازسازی كرده و رفاه نداشته مردم را به آن‌ها برگردانیم؛ اما نه در محدوده برجام بلكه موارد ديگرى نيز مطرح خواهد شد كه قطعاً خوشايند ايران نيست و لذا با به درازا كشيدن مذاكرات تحریم‌ها به قوت خود باقى خواهند ماند و چالش‌های سياسى و اقتصادى ايران همچنان استمرار می‌یابد و دولت به‌منظور تأمین كسر بودجه كه همواره ملازم اقتصاد كشور بوده متوسل به بانک مركزى شده و با استقراض اسباب افزايش پايه پولى و رشد نقدينگى، تورم، كاهش ارزش پول ملی افزايش بيشتر نرخ ارز و كاهش قدرت خريد جامعه را فراهم می‌کند كه منجر به فقیرتر شدن جامعه تحريك پتانسيل اعتراضات مردم به‌ویژه فرودستان و حتى طبقه متوسط می‌گردد. مگر آنكه دولت با يك چرخش در دیپلماسی خارجى خود نظر مساعد كشورهاى اروپايي را به نحوی جلب كند تا دوستان سابق هم با برداشتن تدريجى تحریم‌ها اسباب گشايشى را در اقتصاد ايران فراهم كنند

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.