انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بیشتر
کد خبر: 82523 | تاریخ : ۱۳۹۹/۵/۲۸ - 00:01
آیا دوستی امارات با اسرائیل، علیه ایران است؟
گزارش خبری تحلیلی

آیا دوستی امارات با اسرائیل، علیه ایران است؟

اشاره: امارات متحده عربی و اسرائیل پنج‌شنبه گذشته در بیانیه مشترکی اعلام کردند که روابط دوجانبه میان ابوظبی و تل‌آویو به شکل مستقیم و علنی برقرار می‌شود. امارات پس از مصر و اردن، سومین کشور عربی است که با اسرائیل روابط دیپلماتیک رسمی برقرار می‌کند. روز گذشته گابی اشکنازی و عبدالله بن زاید آل‌نهیان، وزیران خارجه اسرائیل و امارات برای نخستین بار تلفنی با یکدیگر صحبت کردند؛ اما حسن روحانی، رئیس‌جمهور، برقراری روابط رسمی امارات با اسرائیل را «خیانت» خواند و از امارات خواست از این خطا بازگردد. او همچنین به امارات هشدار داد که اگر پای اسرائیل را به منطقه باز کند، «به شکل دیگری با آن برخورد می‌شود». سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم در بیانیه‌ای اقدام امارات را «ننگین» و «حماقت تاریخی» توصیف کرد. همچنین سرلشکر محمدباقری، رئیس ستادکل نیروهای مسلح گفت: «چنانچه اتفاقی در منطقه خلیج‌فارس بیفتد و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دچار خدشه شود، هرچند اندک، ما آن را از چشم کشور امارات متحده عربی می‌بینیم و تحمل نخواهیم کرد». از سوی مقابل امارات در اعتراض به سخنان حسن روحانی کاردار ایران در ابوظبی را احضار کرد. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل نیز در تازه‌ترین اظهاراتش درباره توافق صلح با امارات اعلام کرد که این توافق در خفا انجام‌شده تا ایران و دیگران این توافق را ناکام نکنند. هرچند انور قرقاش، وزیر مشاور دولت امارات در امور خارجه در صفحه توییتر خود نوشت: «معاهده صلح امارات متحده عربی و اسرائیل یک تصمیم مستقل بوده و علیه ایران نیست.» توماس فریدمن، تحلیلگر و مفسر روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به این موضوع پرداخته که در ادامه به نقل از ایسنا می‌خوانید.

ستاره صبح-

توماس فریدمن، تحلیلگر و مفسر روزنامه نیویورک‌تایمز آمریکا در مطلب خود در این نشریه با تیتر «یک زلزله ژئوپلتیک در خاورمیانه رخ داد» گفته است با لفظی که دونالد ترامپ برای این توافق استفاده کرده یعنی «یک تحول عظیم» موافق است؛ توافقی که به‌موجب آن امارات پذیرفته در ازای چشم‌پوشی اسرائیل از اجرای طرح الحاق اراضی کرانه باختری روابطش را با این رژیم کاملاً عادی کند. این ستون نویس نیویورک‌تایمز معتقد است حوادثی همچون رفتن انور سادات، رئیس‌جمهور اسبق مصر به شهر قدس به‌عنوان «یک گشایش نخست بزرگ بین اعراب و اسرائیلی‌ها» و همچنین دست دادن یاسر عرفات، رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین و سازمان آزادی‌بخش فلسطین با اسحاق رابین، نخست‌وزیر اسبق اسرائیل در محوطه چمن کاخ سفید به‌عنوان «اولین لحظه آشتی علنی میان اسرائیلی و فلسطینی‌ها» بزرگ‌تر از توافق اخیر به شمار می‌آیند اما این توافق هم نزدیک به چنین حوادثی بوده و به گفته فریدمن یک «زلزله ژئوپلتیکی» است. فریدمن معتقد است که این درواقع طرح صلح تهیه‌شده از سوی جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و تمایل آن‌ها به چسبیدن به آن بوده که عملاً مواد خام این توافق را ایجاد کرده است. فریدمن با توضیح رخدادهای مربوط به اعلام به‌اصطلاح طرح صلح دولت ترامپ برای خاورمیانه و مخالفت فلسطینی‌ها با این طرح «ناعادلانه» ادامه می‌دهد: اما بنیامین نتانیاهو که اساساً به نوشتن این طرح حامی اسرائیل کمک کرده اصرار کرد که می‌خواهد به قسمت مربوط به «الحاق» در این طرح صلح تا اول ژوئیه عمل کند بدون آنکه با قسمت دیگر این طرح یعنی اینکه فلسطینی‌ها روی ۷۰ درصد دیگر اراضی کرانه باختری همراه با اراضی تبادلی دیگر، کشوری خلع سلاح شده ایجاد کنند، موافقت کند؛ قسمتی که مورد مخالفت شهرک‌نشینان یهودی حامی وی نیز قرار گرفت. (من به این فکر می‌کنم آیا دیوید فریدمن، سفیر ترامپ به اسرائیل که خودش حامی افراطی شهرک‌نشین‌هاست بنیامین نتانیاهو را تشویق کرده تا فکر کنم می‌تواند در قبال آن شانه خالی کند).

روابط دیپلماتیک علنی
این مفسر نیویورک‌تایمز در ادامه توضیح می‌دهد: این طرح کار نکرد چون کوشنر مرتباً از مصر، اردن و کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس می‌شنید که می‌گفتند چنین الحاق یکجانب‌های از جانب اسرائیل ازنظر آن‌ها شکست تمام‌عیار توافق است و به نتانیاهو گفت: آن‌قدر تند نباش. کوشنر ترامپ را متقاعد کرد که جلوی گزینشی رفتار کردن نتانیاهو در قبال این طرح با اجرای الحاق را بگیرد. این امر موجب شد نتانیاهو حمایت شهرک‌نشین‌ها را از دست بدهد و هم‌زمان با گرفتار شدن در محاکمه مربوط به پرونده‌های فساد و اعتراضات روزانه در مجاورت خانه‌اش از بابت عملکرد ضعیف به‌ویژه در قبال مقابله با همه‌گیری کروناویروس شاهد سقوط آزاد محبوبیتش در نظرسنجی‌ها باشد؛ بنابراین ترامپ، کوشنر و محمد بن زاید، رهبر دوفاکتوی امارات به همراه نتانیاهو، به گفته ایتامار رابینوویچ، یکی از مورخ‌های شناخته‌شده حوزه خاورمیانه در اسرائیل و سفیر سابق آن در واشنگتن، کاری که انجام دادند این بود که لیموها را به لیموناد تبدیل کردند! به نوشته نیویورک‌تایمز، رابینوویچ در یک مصاحبه گفت: آن‌ها به‌جای معامله طرح الحاق با تشکیل کشور فلسطین به معامله عدم اجرای الحاق با صلح با امارات پرداختند. وی افزود: کوشنر اساساً از دل هیچ‌چیز، یک دارایی تولید کرد تا اسرائیل آن را به صلح با امارات تبادل کند. این درواقع صلح برای صلح است نه زمین برای صلح. به نوشته فریدمن، این پروژه ظاهراً بعدازآن آغاز شد که یوسف العتیبه، سفیر امارات در آمریکا نامه‌ای به زبان عبری در نشریه اسرائیلی یدیعوت آحارونونت در ماه ژوئن منتشر کرده و در آن مستقیماً هشدار داد که طرح الحاق اسرائیل باعث تضعیف پیشرفت بی‌سروصدایی که اسرائیل با اعراب حوزه خلیج‌فارس کسب کرده، خواهد شد. امارات مدتی است که روابط دیپلماتیک علنی‌تر با اسرائیل را مدنظر داشته اما درواقع بحث بر سر چگونگی متوقف کردن طرح الحاق بود که چارچوبی را فراهم کرد برای آنکه امارات در آن ظاهراً چیزی را برای فلسطینی‌ها در ازای عادی کردن روابطش با اسرائیل به دست بیاورد.

برندگان بزرگ توافق
آن‌طور که آری شاویت، نویسنده اسرائیلی به من متذکر شد، «نتانیاهو تلاش دارد از واترگیت شخصی خودش با رفتن به چین خارج شود. او شبیه به نیکسونی است که برعکس عمل می‌کند.» منظور او این است که نتانیاهو هر کاری می‌توانست - ازجمله با چیزهای جذابی همچون طرح الحاق- انجام داد تا نظر نیروهای راست‌گرا را در اسرائیل به خود جلب کند و آن‌ها در محاکمه‌اش جانب او را گرفته و با نظام دادگاهی اسرائیل و دادستان کل مخالفت کنند. نتانیاهو با دست زدن به این توافق شبیه به کاری که نیکسون در قبال چین انجام داد، هم‌پیمانان ایدئولوژیک خود  شهرک‌نشین‌هایی که از او به خاطر اعتقاد به عمل کردن به طرح الحاق حمایت می‌کردند- را ول کرد و به گفته شاویت، این نتانیاهو را مجبور کرد به نیروهای میانه و راست میانه در اسرائیل برای حرکت به جلو بیشتر متکی شود. شاویت تصریح کرد: این توافق ممکن است به نجات اسرائیل با محروم کردن نتانیاهو از ارتش کامل نیروهای راست‌گرایی که به آن‌ها برای از بین بردن دادگاه عالی اسرائیل نیاز داشت، کمک کند. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تحت رهبری محمود عباس هم با این توافق چیزی را از دست داد که ممکن است او را مجبور به بازگشت به‌پای میز مذاکره کند. این توافق او را از بزرگ‌ترین کارتش یعنی این ایده که اعراب حوزه خلیج‌فارس تنها بعد از اجابت خواسته‌های تشکلات خودگردان از جانب اسرائیل و تشکیل یک کشور دلخواهش حاضر به عادی‌سازی روابط با اسرائیل می‌شوند محروم کرد. فریدمن سه گروه را برنده بزرگ این توافق می‌داند که به نوشته او عبارت‌اند از: ۱- ملک عبدالله پادشاه اردن. او نگران بود طرح الحاق باعث تشدید تلاش‌ها برای تبدیل کردن اردن به یک کشور فلسطینی شود. این تهدید فعلاً بی‌اثر شده است. ۲- جامعه یهودیان آمریکا. اگر اسرائیل بخشی از کرانه باختری را الحاق می‌کرد شکافی در هر کنیسه و در میان جامعه یهودیان آمریکا میان حامیان تندروی الحاق و مخالفان لیبرال الحاق به وجود می‌آمد. این هم یک بلای در شرف وقوع بود که فعلاً منتفی شده است. ۳- جو بایدن. بایدن درصورتی‌که در ریاست جمهوری جانشین ترامپ شود دیگر لازم نیست نگران مسئله دشوار الحاق باشد و درعین‌حال یک ائتلاف حامی آمریکای قدرتمندتر در منطقه خواهد داشت که می‌تواند با آن همکاری کند.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.