انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
پیام تبریک مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت به مناسبت روز «خبرنگار»
سینمای ایران در شوک از دست دادن ماه‌چهره خلیلی
چقدر راه در تاریخ آمده‌ایم؟
نظر آیت‌الله صانعی درباره نذر و عزاداری محرم
آیا مطبوعات کاغذی به انتهای راه فعالیت خود رسیده‌اند؟
کرونا جان کارگردانِ « عروس آتش» را گرفت
فتوای مهم آیت‌الله سیستانی درباره چگونگی برگزاری مراسم محرم در شرایط کرونایی
آقای وزیر بهداشت، مسئولیت برگزاری یا عدم برگزاری عزاداری ها اکنون با شماست
تخطی از نکات بهداشتی در مراسم محرم ممکن است به افزایش تلفات کرونا بینجامد
پهلوان رسول‌بخش زنگشاهی از مفاخر و نام‌آوران عرصه موسیقی نواحی کشور درگذشت
نقش مثبت رسانه‌ها در باورپذیری مردم نسبت به خطر ویروس کرونا
12 سال از درگذشت «هامون» سینمای ایران گذشت
کتاب «خیلی زیاد و همیشه ناکافی» به قلم برادرزاده ترامپ طوفان به پا کرد
روایت سینماداران از حال و هوای سینماها در شرایط کرونایی
دل نوشته همسر «مریم میرزاخانی» در سومین سالگرد درگذشت او
بیشتر
کد خبر: 82435 | تاریخ : ۱۳۹۹/۵/۱۲ - 00:22
کرونا جان کارگردانِ « عروس آتش» را گرفت
گزارش

کرونا جان کارگردانِ « عروس آتش» را گرفت

اشاره: خسرو سینایی، کارگردان سینما و آهنگساز برجسته روز گذشته براثر ابتلا به بیماری کرونا در بیمارستان امیراعلم تهران در سن 79 سالگی درگذشت. سینایی که عاشق ساخت فیلم‌های مستند بود، در طول فعالیت هنری و سینمایی‌اش حدود 120 فیلم ساخته که یکی از مهم‌ترین آن‌ها فیلم «عروس آتش» بوده که عموم ایرانیان با آن آشنا هستند. سینایی به دلیل نوع منش و شخصیتش، دوستان و شاگردان فراوانی داشت که همواره بر گرد او حلقه می‌زدند. خسرو سینایی می‌گفت: «همیشه از ساختن فیلم لذت برده‌ام، ولی همیشه حاشیه‌های قبل و بعد از ساختن فیلم آزارم داده است. تجربه کردم که سینما به دلیل نیازی که به واسطه‌های متعدد و سرمایه دارد، مشکل می‌تواند به مرزهای هنر نزدیک شود و اغلب ناچار است در محدوده مهارت‌های حرفه‌ای محبوس بماند.» او دی‌ماه سال قبل در مراسم نکوداشتش این جملات را بیان کرده بود و ادامه داده بود: «چشمه جوشان خلاقیت خیلی زود می‌خشکد و در سینما آن‌قدر سرمایه، فناوری، واسطه‌ها، مصلحت‌ها و شرایط اجتماعی در شکل گرفتن یک فیلم نقش دارند که اگر فیلمی را ساختی و دست‌کم نیمی ازآنچه را در ذهن داشته‌ای در آن یافتی، باید خیلی خوشحال باشی.» روزنامه «ستاره صبح» درگذشت این هنرمند پیشکسوت را به خانواده ایشان و همچنین اهالی فرهنگ و ادب و هنر تسلیت می‌گوید.

ستاره صبح-خسرو سینایی، کارگردان سینما و آهنگساز ایرانی که روزهای اخیر براثر عفونت ریه و ابتلا به بیماری کرونا بستری بود، عصر روز گذشته (11 مرداد 99) در 79 سالگی بدرود حیات گفت تا بدین ترتیب، جامعه هنر به‌ویژه اهالی سینمای ایران در غم یکی از سینماگران شاخص ایران سیاه‌پوش شوند. سینایی حدود یک ماه قبل نیز برای یک عمل جراحی در بیمارستان بستری بود و بعد از مدتی مرخص شد و در روزهای اخیر با تشدید عوارض ناشی از کرونا دوباره بستری شد و وضعیت رو به وخامتش درنهایت چنین فرجامی را در پی داشت. سینایی زاده‌ی ۲۹ دی ۱۳۱۹ در ساری است. او درباره سال‌های کودکی‌اش گفته بود: «من از بچگی عاشق هنرپیشه‌ها بودم. یادم هست تابستان‌ها کله‌ام را مثل دزد‌های دریایی با پارچه می‌بستم و جلوی آینه شمشیربازی می‌کردم و یادم می‌آید خاله‌ام خیلی به ما محبت داشت و من را همراه با بچه‌های خودش که هم سن و سال بودیم می‌بُرد سینما. اولین فیلمی که در سینما دیدم «زن کبرا» بود در سینما مایاک. برای من، سینما یک مقوله‌ی سرگرمی بود. از طرفی، بعد‌ها که با خودم فکر می‌کردم چطور شد دنبال سینما رفتم، به این نتیجه رسیدم که ظاهراً از بچگی، یکسری استعداد‌های نمایش هم در من بوده است. در کودکستان یا مدرسه‌ ابتدایی، هر وقت قرار بود تئاتری، دکلمه‌ای، چیزی اجرا شود، مرا می‌بردند و من همه‌اش فکر می‌کردم ـ آن زمان نه بعد‌ها فکر می‌کردم ـ حتماً استعدادی در من می‌دیدند که این کار‌ها را به من می‌سپردند.» او تأکید کرده بود: «من دو برادر داشتم که دو شخصیت کاملاً متفاوت بودند و هر دو، ابعاد مختلف ذهنیت و درواقع نگاه من به زندگی را ساختند. یک برادرم ورزشکار، خوش‌تیپ، اهل موسیقی و اهل زندگی بود. از وقتی بچه بودم، او بود که برایم موسیقی می‌گذاشت. اسم آهنگ‌ها و ملودی‌ها را می‌گفت که چی به چی است. متأسفانه بعدها دچار یک فاجعه شد و تیر خورد و در آمریکا فوت کرد. اگر زنده بود الان هشتاد سالش بود. او بود که پدر و مادرمان را راضی کرد که من می‌توانم هم ساز بزنم و هم درس بخوانم و با من آمد و برایم آکاردئون خرید و همیشه هم پشتیبان و حافظ من بود. من از طریق او با زندگی اجتماعی آشنا شدم. برادر دیگرم آدمی بود که در تمام مدت تحصیلش شاگرداول بود. هفت سال از من بزرگ‌تر و اتاقمان یکی بود. تا نصفه‌های شب کتاب می‌خواند؛ کتاب‌هایی که بیشتر آدم‌ها در جو آن زمان می‌خواندند، مثل «برمی‌گردیم تا گل نسرین بچینیم» یا «چگونه فولاد آب‌دیده شد». سینایی یادآور شده بود که «توی همان سنین هم وارد فعالیت‌های سیاسی شده بود. هفده هجده سالش بود و مرا هم دنبال خودش می‌کشید و می‌برد به «ساختمان صلح» و نمی‌دانم به انجمن فلان و من آنجاها چیزهایی می‌دیدم. مثلاً عصر کنسرت نداشتند، پاچه‌هایشان را می‌زدند بالا و با یک ایمان و اعتقادی سالن را تمیز می‌کردند و سرود تمرین می‌کردند و غیره. درواقع هرکدام از این دو برادرم مرا به طرفی می‌کشیدند. نقاشی هم می‌کشیدم. بعدها در ایام نوجوانی با بعضی از آدم‌های بزرگ ایران در عرصه‌ی نقاشی و شعر آشنا شدم و کمابیش سعی می‌کردم با آن‌ها ارتباط داشته باشم. این ارتباط‌ها خیلی چیزها به من آموخت؛ چیزهایی فراتر از تکنیک و آموزش، ‌چیزهایی در مورد زیست هنرمندانه و جهان هنر». به گزارش «تابناک»؛ این کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و آهنگساز ایران، فارغ‌التحصیل کارگردانی و فیلم‌نامه‌نویسی از آکادمی هنرهای نمایشی و رشته تئوری موسیقی از کنسرواتوار وین بود. او درباره این دوران گفته بود: «سال‌هایی که در وین مشغول تحصیل و نواختن آکارئون به‌صورت جدی بودم، موج نوی فرانسه داشت شکل می‌گرفت و دوره‌ی فیلم‌های برگمان و هیچکاک بود و من یک‌باره با سینمایی دیگر آشنا شدم. در آن ایام اتفاقی افتاد که مرا به سینما چسباند. در دانشکده‌ی معماری وین با منوچهر طیاب همکلاس بودم. سال چهارم دانشکده، بعدازاینکه امتحان ریاضی‌مان را دادیم، او ازآنجا به مدرسه ‌فیلم‌سازی رفت. می‌خواست یک فیلم تهیه کند. به من گفت خسرو، تو بیا نقش اولش را بازی کن. یک فیلم عاشقانه و دانشجویی به نام «خودکشی» بود؛ من قبول کردم و رفتم سر صحنه. دکور ساخته بودند و پروژکتور و نور و شب تا صبح کار کردن و ... اینجا یک‌دفعه پشت‌صحنه ‌سینما برایم جالب شد؛ این‌که آدم شب تا صبح، صبح تا شب‌بیدار بماند و کار کند. بعد از تجربه‌ی کار طیاب، تصمیم گرفتم در امتحان ورودی مدرسه سینمایی «دانشکده‌ی موسیقی و هنر‌های نمایشی وین» شرکت کنم.» سینایی از سال ۱۳۴۶ در وزارت فرهنگ و هنر و از سال ۱۳۵۲ در تلویزیون ایران شروع به کار کرد. سینایی افزون بر نویسندگی و کارگردانی، ساخت موسیقی و تدوین برخی از آثارش را نیز بر عهده داشته است. او در سال ۱۳۸۴ فیلم کوتاه «فرش، اسب، ترکمن» از مجموعه فرش ایرانی را کارگردانی کرد. یکی از مشهورترین فیلم‌های سینایی، «عروس آتش» است که جایزه بهترین فیلم‌نامه را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. آثار او معمولاً بر پایه مستند‌های اجتماعی استوار بود. سینایی در سال ۱۳۸۷ موفق به دریافت نشان ویژه کشور لهستان از سوی رئیس‌جمهور این کشور شد. او این نشان را به خاطر ساخت فیلم مستند «مرثیه گمشده» که روایتگر مهاجرت هزاران لهستانی به ایران در سال‌های ۱۹۴۱ و ۱۹۴۲ است، دریافت کرد. جزیره رنگین، کویر خون، مثل یک قصه، گفتگو با سایه و هیولای درون از دیگر آثار این فیلم‌ساز بودند. خسرو سینایی نگاه بازی به فیلم‌سازی داشت و درباره اینکه آیا فیلم‌ساز مأموریتی دارد، گفته بود: «من هیچ‌وقت، هیچ مأموریتی که به آن باور نداشته باشم برای خودم قائل نیستم. طی ۴۹ سال فعالیت حرفه‌ای در حوزه سینما، بیش از ۱۲۰ فیلم مستند و داستانی کوتاه و بلند ساخته‌ام، اما هرگز فیلمی نساخته‌ام که باورش نداشته باشم. اگر نتوانم موضوعی را باور کنم آن را نمی‌سازم. نسل من، تنها نسلی است که قبل و بعد از انقلاب را آگاهانه تجربه کرده است، اما متأسفانه ما می‌رویم و هرگز دوباره کسانی مانند ما نیستند که چند نسل را از سر گذرانده باشند و بتوانند آن را درست به مردم معرفی کنند. نسل امروز تاریخ گذشته را ندیده و تجربه نکرده است و به همین دلیل هر خوراکی که به او بدهند، می‌بیند، ثبت می‌کند و باور می‌کند.»

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.