انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
عوامل تأثیرگذار بر سقوط قیمت ارز و طلا
تأثیر عادی‌سازی روابط اسرائیل و اعراب بر ژئوپلتیک منطقه
چرا مذاکره ایران با آمریکا پس از انتخابات سوم نوامبر ضرورت دارد؟
ریشه‌ مشکلات اقتصادی کشور کجاست؟
شرط 45سال سن برای نامزدهای ریاست جمهوری؛ گاف مجلس!
تأثیر انتخاب بایدن بر قیمت دلار،طلا و دیگر کالاها
آیا جنگ خیابانی در راه است؟
تغییر قدرت در آمریکا و تأثیر آن بر جهان و ایران
راز بقای صداوسیما چیست؟
غیبت عادل فردوسی‌پور و مسئله انحصار
قدرت برتر آمریکا در کجاست؟
چرا بایدن به قدرت رسید؟
تأثیر انتخابات آمریکا بر دیپلماسی بین‌المللی
تفاوت منافع يك رژيم با منافع يك كشور
تغییر روابط خارجی آمریکا با روی کارآمدن بایدن
فیرحی، استادی از نسل عالمان عمیق
دستاوردهای اقتصادی برجام برای مردم
مقبره شهدای مشروطه را بازسازی کنید
از هزاردستان تا هزار پایان؛ فقر محتوا در تلویزیون
سمت‌وسوی سیاست‌های آمریکا در چهار سال آینده چگونه خواهد بود؟
تفاوت‌های انتخابات ریاست جمهوری این دوره امریکا با دوره‌های قبل
اماواگرهای انتخابات آمریکا
پایان تحریم‌های تسلیحاتی ایران؛ نشانه کارایی برجام
راز مانایی دکتر شریعتی چیست؟
فیرحی، نظریه‌پردازی نواندیش در علوم سیاسی
پرداخت یارانه یا رفع تحریم‌ها؟
تعلل کره جنوبی درپرداخت پول نفت ایران
تأثیر بازگشت آمریکا به برجام و ساخت واکسن کرونا بر بازارهای جهان و ایران
آدرس غلط به‌جای نظارت درست
راهکارهای کاهش تحریم‌های آمریکا علیه ایران
مدیریت ناکارآمد در ساختار وزارت بهداشت وجود دارد
آیا کسانی که به منافع کشور و مردم می‌اندیشند، جاهل و خائن‌اند؟
پیامد تعطیلی مشاغل در شرایط سخت کرونا
بیشتر
کد خبر: 82406 | تاریخ : ۱۳۹۹/۵/۶ - 00:05
راهکارهای پیش روی بانک مرکزی برای کنترل نوسان قیمت‌ها
دکتر محـمود جامـساز، اقتصـاددان در گفت‌وگو با ستاره صبح تشریح کرد

راهکارهای پیش روی بانک مرکزی برای کنترل نوسان قیمت‌ها

اشاره: پس از ریزش ۵ هزارتومانی دلار در هفته گذشته، این ارز هفته جدید را در صرافی ملی با کاهش آغاز کرده و به قیمت ۲۰ هزار و ۳۰۰ تومان به مردم فروخته می‌شود. همچنین دلار در بازار آزاد در کانال ۲۱هزار تومان معامله می‌َشود. علاوه بر این‌ها هشدارها برای صادرکنندگانی که تعهدات ارزی خود را ایفا نکرده‌اند، از سوی جدی‌تر شده و به‌زودی فهرست نامشان در اختیار دادسرا قرار خواهد گرفت. به نظر می‌رسد اگر این هشدارها بازهم منجر به تحریک تقاضا در بازار ارز شود بتواند بر قیمت‌ها تأثیر احتمالی داشته باشد. همچنین مذاکرات اخیر اقتصادی ایران با کشورهایی مثل چین، عراق، کره جنوبی، هند و... نیز شاید بتوانند با بازگرداندن طلب‌های بلوکه شده ایران، در آینده بر روند قیمت دلار تأثیری بگذارند. بااین‌حال نااطمینانی ناشی از کرونا و همچنین اخبار مربوط به تهدید جنگنده‌های آمریکایی به هواپیمای ماهان ایران نیز سیگنال‌های تحریک‌کننده برای دو بازار طلا و ارز محسوب می‌شوند. در بازار جهانی نیز قیمت طلا در معاملات روز جمعه نزدیک به بالاترین رکورد خود در ۹ سال اخیر ایستاد و طلا در مسیر طولانی‌ترین روند افزایشی از اواخر سال ۲۰۱۱ تاکنون قرارگرفته است. هرچند وعده عدم افزایش قیمت دلار از سوی رئیس‌کل بانک مرکزی و اظهارات جدید رئیس‌جمهور هم ممکن است سیگنال‌های ارزانی در بازار ارز را به همراه داشته باشد. حسن روحانی روز گذشته در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت گفت: «دولت مصمم است به‌رغم تمامی فشارها برنامه منظمی برای تأمین نیازهای ارزی کالاهای اساسی و مواد اولیه و واسطه‌ای واحدهای تولیدی اجرا و در بازار ارز تعادل ایجاد کند.» در همین ارتباط ستاره صبح به سراغ دکتر محمود جامساز، اقتصاددان رفت تا نظر تحلیلی او را درباره دلایل و ریشه‌های نوسان قیمت کالاها و بازار ارز و طلا جویا شود. مشروح این گفت‌وگو را که توسط مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار تدوین‌شده، در ادامه می‌خوانید.

ستاره صبح-

  به نظر شما دلیل افزایش قیمت ارز در هفته‌های گذشته چه بوده است؟
 بانک مرکزی مسئول اعمال سیاست‌های پولی است. این سیاست‌ها اگر در جهت تقویت ارزش پول ملی حرکت کند مسلماً ارزهای دیگری چون دلار و سایر ارزها افزایش نخواهند داشت. البته شرایط سیاسی کشور و تحریم‌ها در این مسئله دخیل است اما مسئله این نیست که گرانی دلار باعث این نوسانات شده است؛ این نوسانات از سیاست‌های ناکارآمد بانک مرکزی و سیاست‌های مالی دولت ایجادشده است. به‌طور طبیعی وقتی ارزش پول پایین می‌آید، قیمت سایر ارزها بالا می‌رود و ما نمی‌توانیم این مسئله را متوجه دلار کنیم. نوسانات دلار محصول سیاست‌های داخلی است و مسئله مهم عدم تخصیص بهینه منابع است که به‌طور واضح در بودجه نیز دیده می‌شود. مشکل اصلی ما کسری بودجه است كه به معضلی سالیانه تبدیل‌شده است. هرسال دولت برای تأمین مصارف خود و آنچه در بودجه دارای ردیف‌هایی هستند، ازجمله  بودجه بنیادها و نهادهاى فرا دولتی که هیچ تأثیری در توسعه اقتصادی ندارد، دچار مشکل است. وقتی بودجه بسته می‌شود بر اساس آن مصارف درآمدها را تعیین می‌کنند. این روشی است که در ایران معمول بوده و به‌جای اینکه بودجه عملیاتی تدوین شود، بر اساس نیازهای مصرفی و ردیف‌های هزینه‌های تحميلى  بر بودجه عمومى كه اسباب كسر بودجه را فراهم می‌کند، شكل می‌گیرد.

  با توجه به وضعیت بحرانی ناشی از تحریم‌ها و کرونا، وضعیت کسری بودجه امسال به چه صورت خواهد بود؟
 بودجه سال جارى با حدود 180 هزار میلیارد تومان کسری پنهان بسته شد. این میزان کسری بودجه به قبل از کرونا مرتبط بود و به نظر من کمبودهای بودجه امسال بسیار بیشتر خواهد شد؛ زیرا دولت باید هزینه‌های مهار کرونا را تحمل کند و هم هزینه‌های جبران خسارت‌های ناشی از کرونا بر کسانی که از این بیماری مهلک و ویروس سهمگین متضرر شده‌اند. دولت مجبور است برای تأمین مالى  به سراغ بانک مرکزی برود بانک مرکزی با چاپ اسکناس و بالا بردن پایه پولی نقدینگی را بالا می‌برد؛ وقتی نقدینگی در مسیر تولید حرکت نکند و به بخش واقعی اقتصاد نرود مرتباً دچار تورم خواهیم شد. درنتیجه قیمت‌ها بالا می‌رود و ارزش پول کم می‌شود و قدرت خرید جامعه کاهش پیدا می‌کند و هرروزی که می‌گذرد استمرار این سیاست‌ها اسباب کاهش ارزش پول ما و افزایش ارزش ارزها و دلار که ارز مرجعی است را فراهم  می‌کند.

  مسئولیت اتخاذ این سیاست‌ها بر عهده چه کسی است؟
بانک مرکزی سیاست مدیریت شناور ارزی را بر عهده دارد؛ یعنی باید بازار ارز را کنترل کند. در هرزمانی که قیمت ارز بالا می‌رود یا به دلیل شوک‌های سیاسی و یا به دلیل کاهش ارزش پول، بانک مرکزی باید مقداری ارز داشته باشد و به بازار تزریق کند و عرضه را بر تقاضا افزون کند تا قیمت دلار متعادل شود؛ اما امروز به نظر نمی‌رسد این‌چنین باشد. دولت گفته است حدود 50 میلیون دلار ارز تزریق کرده است ولی این تزریق اثر ملموسی بر بازار نداشت و ما هرروز شاهد بالاتر رفتن قیمت دلار هستیم. لذا مشخص است که بانک مرکزی در مدیریت شناور ارزی موفق نبوده است. از ابتدای دولت یازدهم تا امروز نرخ ارز از 2850 تومان به 24 هزار تومان رسیده است. صرف‌نظر از تحریم‌ها و شوک‌های ارزى كه دولت‌ها اگر با اعمال  مديريت صحيح و خردمندانه بر حساب ذخيره ارزى و صندوق توسعه ملى می‌توانستند در نوسان گيرى قيمت دلار موفق شوند، علت نقدینگی بی‌حدوحسابی است که در کشور وجود دارد و باعث انباشت ثروت در دست عده‌ای معدود شده و به‌جای سوق داده شدن به سمت بخش‌های مولد در بخش‌های سفته‌بازی و بازارهای طلا و ارز و ساير بازارهاى غير مولد ورود كرده است. اگر این نقدینگی به‌درستی مدیریت می‌شد و به سمت تولید حرکت می‌کرد، حتماً ارزش پول ما این‌چنین تنزل پیدا نمی‌کرد كه قيمت ارز این‌چنین افزايش يابد. زمانى ريال ايران در قياس با پول‌های ملى کشورهای همسايه اعتبارى داشت، ولى امروز پول افغانستان و عراق نیز بیش از پول ما ارزش دارد. لذا دولت ناگزير است با پيروى از منطق و الزامات علم اقتصاد سياستى پيشه كند تا با کنترل تورم و حفظ ارزش پول و جلوگیری از کاهش ارزش آن بتواند قیمت ارز را پایین بکشد. كه متأسفانه تحقق اين هدف از مسير اقتصاد دولتى سياسى رانتى معيوب نمی‌گذارد.

  ابزار دولت برای کنترل تورم در این شرایط چیست؟ آیا این سیاست می‌تواند موفقیتی به همراه داشته باشد؟
گفته‌شده است در حدود 50 هزار میلیارد تومان اوراق ودیعه منتشر خواهد شد؛ این اوراق دوساله است و قرار است کسانی که این اوراق را می‌خرند در بانک مرکزی توديع كنند و پس از دو سال اصل آن را به‌اضافه سود كه بر اساس نرخ تورم رسمى محاسبه می‌شود دريافت كنند. معمولاً  دولت‌ها براى جمع‌کردن نقدینگی و كنترل تورم چنين سیاست‌هایی را پيش می‌گیرند، در اين راستا  اگر دولت 50 هزار میلیارد تومان را از بازار جمع کند و از چرخه پولى خارج كند می‌تواند در كنترل تورم مؤثر باشد، اما هدف از انتشار اوراق وديعه تأمین بخشى از كسر بودجه است و لذا اين وجوه بلافاصله به چرخه پولى بازمی‌گردد؛ بنابراین فاقد آثار التيام بخشى تورم است. متأسفانه اقتصاد ما به‌شدت باسیاست گره‌خورده و درهم‌تنیده است و تصمیمات اقتصادی بیشتر توسط سیاستمداران اتخاذ می‌شود . بخش اعظمى از مخارج بودجه اهداف سياسى و ايدئولوژيك را در بردارد. اگر قرار باشد راهکارهای اقتصادی اعمال شود، باید بستر مناسب اجرائی فراهم شود. مجموعه اقتصادی دولتی نفتی رانتی که آلوده به فساد سيستماتيك است  و بازارها در اختیار دولت و فرا دولتی‌ها قرار دارد، فاقد ظرفيت بسترسازی  براى اجراى  راهكارهاى منطبق بر اصول و الزامات علم اقتصاد است.

  به نظر شما چرا منطق علم اقتصاد در این وضعیت نمی‌تواند جوابگوی مشکلات باشد؟
بستر اجرای این سیاست‌ها فسادآلود است؛ به عبارت دیگر، بروکراسی ما با فساد درآمیخته است. لازمه پذيرش منطق علم اقتصاد باور حاكميت به نظام اقتصاد آزاد رقابتى بازار محور با عامليت بخش خصوصى واقعی است. در اقتصاد آزاد رقابتی بازار محور که بخش خصوصی را تقویت کند و نقدینگی را به سمت اقتصاد مولد حرکت دهد، تورم کنترل خواهد شد و تعادل در قیمت‌ها ایجاد می‌شود. در غیر این صورت با استمرار این سیاست‌ها ما به‌جایی نمی‌رسیم؛ مگر اینکه اندیشه سیاست‌گذاران در مورد اقتصاد تغییر کند و عقلانیت جایگزین ذهنیت اقتصاد سیاسی شود و تصمیمات سیاسی تصمیمات اقتصادی را زیر یوغ خود قرار ندهد. این کاری است که به‌سرعت انجام نمی‌گیرد و در کوتاه‌مدت عملی نخواهد شد. اقتصاد ما امروز پیش‌بینی‌ناپذیر است و همین پیش‌بینی‌ناپذیری و عدم اطمینان نسبت به آینده اثرات روانی منفى در بخش واقعی اقتصاد به‌جا گذاشته است. با توجه به این مسائل انتظار نمی‌رود به‌سرعت بتوانیم بر بازار ارز چیره شویم و آن را متعادل کنیم. مگر اینکه واقعاً اعتمادی که بزرگ‌ترین سرمایه اجتماعی است بین دولت و مردم ایجاد شود و بتوانند در محیط سالم کسب‌وکار بدون فساد و بدون قوانین دست‌وپا گیر دولتی به امر تجارت و تولید خود ادامه بدهند.

  در شرایط کنونی چشم‌انداز حال و آینده اقتصاد ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟
اقتصاد ما در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد. حال اقتصاد ما خوب نیست. برنامه‌های اقتصادی دولت و سیاست‌های دیپلماسی ما با شکست روبرو شده است و همچنان بر سیاست‌های گذشته اصرار داریم. این شیوه ما را بیش‌ازپیش به انزوا می‌برد. بانک جهانی می‌گوید کشورهایی دارای اقتصاد توسعه‌یافته هستند که بخش خصوصی و تولید آن‌ها در زنجیره اقتصاد جهانی قرارگرفته باشد. متأسفانه ما از زنجیره اقتصاد جهانی جداشده‌ایم و در انزوای اقتصادی قرارگرفته‌ایم. سه ماه ابتدای امسال در مقایسه با سه‌ماهه مشابه در سال گذشته تجارت کشور به نیمی ازآنچه بود کاهش پیدا کرد. با توجه به وجود کرونا و کمبود ارز و کمبود منابع مالی، دولت دچار وضعیت وخیمی است. دراین‌بین امکان دارد تحولی سیاسی انجام بگیرد که ایران را به بازارهای جهانی متصل کند و ما بخشی از اقتصاد جهانی شویم. تا این اتفاق رخ ندهد، مسیر آینده ایران غیرقابل‌پیش‌بینی است و سرمایه‌گذاری با ریسک عدم اطمینان روبرو است. این ریسک شدت پیداکرده است و امروز سرمایه‌گذاری‌هایی باید می‌شد که نشد و بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها حتی نتوانست استهلاک سرمایه‌گذاری قبلی را جبران کند. این‌یکی از بزرگ‌ترین ضرباتی است که بر اقتصاد کشور وارد می‌شود. اقتصاد کشور در صورتی پا می‌گیرد که در بخش تولید سرمایه‌گذاری شود. یکی از عوامل رشد اقتصادی تزریق سرمایه به نحو صحیح و با مدیریت درست و همراه باوجود تکنولوژی و الگوهای خوب کشورهای توسعه‌یافته است. تا این مفروضات تغییر نکند در این زمینه موفقیتی حاصل نخواهد شد.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.