انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بیشتر
کد خبر: 82386 | تاریخ : ۱۳۹۹/۵/۱ - 00:31

ستاره صبح-این روزها موضوع «سند همکاری 25 ساله ایران و چین» تحلیل‌ها و انتقادات زیادی را در جامعه به همراه داشته است. در همین ارتباط نگارنده به ذکر نکاتی در همین خصوص می‌پردازد. بعد از انقلاب اسلامی گزاره‌هایی مطرح شد که به‌صورت یک پارادایم در عرصه سیاست خارجی در جهان زیست ایران جای گرفت و بر سردر وزارت خارجه ایران نوشته شده است «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی». البته نه اینکه با دیگر کشورها ارتباط نداشته باشیم، اما این معنا برتافته از قاعده «نفی سبیل» بود که می‌گوید، هرگونه ارتباطی با کشورهایی که حتی ظن و چیرگی و سلطه آن‌ها باشد، باید منتفی شود. چین جزو قدرت‌های بزرگ جهانی است و در پی رودررویی با آمریکا معرفی می‌شود که خواهان جایگزینی آمریکا در سطح بین‌المللی است و در هندسه آینده قدرت جهانی، جای آمریکا را می‌گیرد و در حال تبدیل شدن به ابرقدرت است و چون می‌تواند قدرت فعلی یعنی آمریکا را از متن به حاشیه براند باید در کنار او باشیم. پیش‌نویس ارایه شده از سند همکاری ایران و چین که در میان جامعه از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، هنوز رسمی نیست و هنوز پیش‌نویس است و یک تفاهم‌نامه اولیه در مسیر امضا است و هنوز نمی‌توان به‌عنوان یک امر توافق شده یا پایان‌یافته قلمدادش کرد، اما شیوه بیان و ارایه آن برای افکار عمومی مهم است و به نظرم خارج از نوعی دیپلماسی آشکار در نظام ایران مطرح شده است. وزارت امور خارجه ایران فقط به بیان این مسئله اکتفا کرده است که یک قرارداد بین تهران و پکن در حال شکل‌گیری است و پیش‌نویسی ردوبدل شده است. نویسنده بر این عقیده است این‌که ما به دنبال افزایش سطح همکاری با کشورهای مختلف باشیم یک امر عادی است اما افزایش سطح همکاری نیازمند یک قرارداد 25 ساله لزوماً نیست و چرا با کشورهای دیگر از این نوع قراردادها نداریم. اگر می‌خواهیم بین ایران و چین گسترش روابط در همه حوزه‌ها دهیم، می‌تواند در یک حرکت سازنده در زمان حاضر برای حداکثر پنج سال این همکاری در نظر گرفته شود. به‌هرحال حرکت 25 ساله و تعهدات احتمالی در بلندمدت می‌تواند موجبات چیرگی بر منافع و ایجاد فضای تسلط احتمالی را در پی داشته باشد. حامیان این سند همکاری معتقدند، اینکه چین سابقه استعماری ندارد و ارتباط تهران و پکن ارتباط تسلط و چیرگی نبوده است برای اطمینان یافتن به این سند و همکاری بلندمدت کافی است، اما چین نسبت به محیط پیرامونی خود مثل هنگ‌کنگ ادعای تسلط دارد. نگارنده باور دارد ایران باید با همه کشورهای جهان به‌ویژه قدرت‌های بزرگ تعامل داشته باشد، با روسیه، چین، فرانسه، کانادا، استرالیا و آمریکا. نباید نسبت به چین حساسیت داشت و ارتباط با آن نفی یا اثبات شود. باید تکلیف خود را با دستگاه سیاست خارجی‌مان روشن کنیم. اینکه بگوییم چون آمریکا و چین در رقابت باهم هستند و با تکیه بر چین مقابله با آمریکا را داشته باشیم، اشتباه است. چین در رودررویی با آمریکا جدیت ندارد و همواره در این سال‌ها این مسئله را نشان داده است اما در رقابت با آن در زمینه‌های مختلف جدی است. رقابت‌ها میان آمریکا و چین در چارچوب نوعی دیپلماسی «پینگ‌پنگی» و برای گرفتن امتیازات متقابل بوده است. ازاین‌رو باید بدانیم و بر این اساس هر نوع قراردادی را پیش ببریم که منافع کشورها حرف اول را می‌زند و هر کشوری متعهد به منافع خود و ملتش است. این نگرانی وجود دارد که این همکاری مقدمه‌ای برای بهره‌برداری چین از همکاری با ایران به نفع خودش باشد. باید تأکید کرد که چین متعهد به ملت خودش است و دولتمردان ایران هم باید مراقب ایجاد تسلط کشورها بر منافع شان باشند. مسئولان می‌گویند این همکاری مبتنی بر بازی برد برد است اما چه اندازه امتیاز گرفتن و امتیاز دادن مهم است. چین یا هر کشوری می‌تواند با ایران تعامل پایدار داشته باشد و جهت‌گیری ایران هم باید مثبت باشد. اگر امروز می‌توانیم با چین به تعامل برسیم و ترس چیرگی آینده پکن بر منافع مان را نداشته باشیم، چطور نگران چیرگی کشورهای دیگر هستیم؟ تمایزی بین پکن و واشنگتن یا پاریس نیست. نظام بین‌الملل عرصه رقابت و افزایش و حفظ قدرت است و آن‌هایی برنده هستند که بسیار زیرکانه در این محیط بازی خود را انجام دهند و از رودررویی خود را کنار بکشند و از فضای بازی به نفع خود استفاده کنند نه آنکه برای مقابله با یکی به امتیاز دادن به دیگری بپردازند.

(برگرفته از ایسنا)

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.