انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
نمایندگان به دولت برنامه و ابزار بدهند
ضرورت حفظ سلامت دانش آموزان و دانشجویان در آزمون‌های سراسری
گلوگاه‌های مشکلات اقتصادی کشور
تحلیل جامعه‌شناختی از پروند‌ه اکبر طبری
نمایندگان طوری به ظریف حمله کردند که گویی وزیر خارجه دشمن است!
موسیقی زبان مادری من است
حاشیـه‌ها و پرسـش‌ها
راهکارهای نبـرد تن‌بـه‌تن با کـرونا
جامعه خواهان شفافیت در نظام قضایی است
تلخ‌ترین سخنان ظریف در دوران وزارت
ریشه‌ها، مزیت‌ها و مخالفت‌ها با توافق 25ساله ایران و چین
پیام‌ حساسیت جامعه به یک حکم قضایی چیست؟
تارانتینو؛ عصیانگری در ردای سینما
شرط بهبود اقتصاد کشور، اصلاح نظام بانکی و مالیاتی و حمایت از تولید است
واکنش دستیار قالیباف به ادعای میرسلیم علیه قالیاف
نه «برجام» غرب‌گرایی است،‌ نه «توافق با چین» شرق‌گرایی
راهکارهای پیش روی بانک مرکزی برای کنترل نوسان قیمت‌ها
اوضاع اجتماع کرونازده به‌مثابه میدان مین
اهداف و پیامدهای پیدا و پنهان سفر مصطفی الکاظمی به تهران
علامه تهرانی، یکی از چند چهره ممتاز فرهنگ ملی ماست
برگـزاری مراسم عزاداری اگر باعث شیوع بیماری شود، نه‌تنها مستحب نیست، بلکه حرام است
میرزا تقی‌خان در پطرزبورگ
پیامدها و آسیب‌های اجتماعی ناشی از مشکلات اقتصادی
غریبانه‌های آخرین پراید تولیدشده در ایران
نقدی بر عملکرد نهادهای متولی فقرزدا در کشور
دلایل نوسان قیمت مسکن چیست؟
بورس با منطق اقتصادی هم خوانی ندارد
اثرگذاری هشتگ‌زدن بر جامعه
اعتراض چیست و اغتشاش کدام است؟
اصلاح‌طلبان چاره‌ای جز انتقاد از رفتار خود ندارند
کوه دماوند؛ اموال عمومی یا وقفی؟
هویت شهروندی، پیش‌نیاز هویت ملی
تأثیرکرونا بر نوسان بازارهای ایران و جهان
حساسیت جامعه نسبت به مشکلات کولبران
تأثیر دلار بر تعیین‌ قیمت‌ کالاها
وطــن عزیــز
بیشتر
کد خبر: 82273 | تاریخ : ۱۳۹۹/۴/۱۴ - 00:58

ستاره صبح-

یلم «استاندارد»؛ هیچ‌وقت از این واژه خوشم نمی‌آمد. از کارگردانی که ادعا می‌کند فیلمی با معیارهای «استاندارد سینمایی» ساخته است دل‌زده می‌شوم. احساس می‌کنم هیچ نگاه خاص، سلیقه‌ای، شهودی، مستقل و عاطفی به اثر خودش ندارد. اصولاً فیلم کارخانه‌ای یعنی همین. قالب را وارد دستگاه می‌کند، یکسان‌سازی می‌کند، و ده‌ها قالب مشابه از آن‌طرف دستگاه می‌آید بیرون؛ و درنتیجه اثر می‌شود استاندارد. بدون کمترین زحمت و سلیقه «خاصی» از کارگردان. کارگردان کم‌رمق سینمای ما نمی‌خواهد به روی خودش بیاورد که وقتی تهیه‌کننده‌ای میلیاردها تومان هزینه می‌کند و بهترین فیلم‌بردار، تدوینگر، صدابردار و صداگذار و طراح صحنه و لباس و .. را به اثر دعوت می‌کند، با تمام این اجزا و در کنارش فیلم‌نامه تا حدودی شسته‌رفته و به‌روز، باید هم در پایین‌ترین حالت انتظار، فیلم «استاندارد» تحویل مخاطب بدهد. همان کاری که سه دهه است سینمای آمریکا می‌کند و در پیش روی سینمای مستقل و «کارگردان محور» اروپا قرارگرفته است. البته نه اینکه اثری قابل‌قبول در سینمای آمریکا یافت نشود، که مطلقاً این‌گونه نیست، اما غالباً با همان الگوهای استانداردسازی‌های هالیوودند. مسلماً استاندارد بودن در صورت استفاده صحیح خود غیرقابل نفی است، به‌شرط آنکه کارگردان از خود چیزی به اثر اضافه کند. مثل -مدل متعالی‌ترش- موج نوی سینمای فرانسه، که اعتقاد داشتند [کارگردانی یک‌قدم باید جلوتر از فیلم‌نامه باشد] ، دکوپاژهای مخصوص و امضادار کارگردان به چشم بیاید، یا مثلاً کارگردان موتیف‌های فنی و تکنیکی خود را حالا با امضا و بازیگوشی‌های دوربین، یا نگاه فرمیکِ منحصربه‌فردی که به کارش دارد به ثبت برساند. یا مدل ایرانی‌اش - اگر مثلاً فضای فیلم کارگردانی انسانی است -مثل اکثر آثار سینمای مجید مجیدی- این نگاه فهمیده و احساس شود، یا اگر سینمای هنری و ضد روایتی می‌سازد، مثل عالی‌جناب کیارستمی، توسط بیننده و منتقد حس و درک شود. یا مثلاً شناخت منحصربه‌فردی که کیارستمی از نقاشی دارد، در تمام قاب‌ها و دکوپاژهای فیلم قابل‌رؤیت است. کارگردان اضافه کند با خلاقیت‌های خودش. وگرنه استاندارد که تا ابد استاندارد است و استاندارد می‌ماند و خواهد ماند. بعید می‌دانم که اگر مجید مجیدی با معیار استانداردهای رایج، «بچه‌های آسمان» را می‌ساخت، نگاه انسانی اثر این چنان هویدا می‌بود. اصلاً حس، نبوغ و امضای شخصی، نقطه مقابل استانداردسازی در سینماست.
modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.