انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
اراده حاکمیتی مسئولان و عزم ملی می‌تواند باعث عبور از بیماری کرونا شود
دلایل نوسان قیمت و تورم در بازارها
علت افزایش قیمت ارز، بانک مرکزی است چون نشانه‌ای از کنترل بازاروجود ندارد
ریشه فساد در کشور عمـیق شـده اسـت
اینک آقای مورسو؛ بی‌تقصیرِ باتقصیر
محاکمه طبری، محاکمه یک فرد نیست؛ بلکه تقابل دو نگاه است
روزگار سخت آقای «نجیب»
فراتر از یک اتفاق ساده
راهکارهای کاهش فقر برای حمایت از فرودستان
مجلسي كه قرار بود مسايل اقتصادي مردم را حل كند، به تغيير نام اماکن و فيلترينگ شبكه‌هاي اجتماعي مشغول شده است
واکنش‌ها به نامه آیت‌الله سید محمد موسوی‌خوئینی به رهبر انقلاب
استعفای محمدرضا عارف از ریاست شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان
خسارت ۱۰۰ میلیارد دلاری به اقتصاد ایران در شرایط تحریم‌ها
خط‌ونشان برای روحانی در میانه کرونا و تحریم‌ها
جنگ، واقعه‌ای جبران‌ناپذیر
پیامد برخورد با فعالان مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد مستقل
عرصه برای یوز ایرانی تنگ‌تر شده و می‌شود
کارنامه یک‌ماهه اصولگراترین مجلس پس از انقلاب
تکرار «نوستالژی» تظلم خواهی و تقابل حقوقی به شیوه محمد مصدق پس از 69 سال در شورای امنیت
فیلم‌سازی استاندارد یا فیلم‌سازی مستقل؟
مجلس یازدهم، مجلس استصوابی است
هم‌خانگی و پشت‌بام‌خوابی!
رسانه به‌مثابه غول چراغ جادو
ظریف در شورای امنیت، آمریکا را کیش‌ومات کرد
تأثیر ساختارهای نامناسب و تحریم‌ها بر نوسان بازارها
چالش‌ها و الزامات صنعت و معدن در ایران
پس‌لرزه‌های رفتار تازه‌واردها به مجلس علیه وزیر خارجه
قربانی خیال
مشکلات و راهبردهای صنعت خودروسازی در ایران
تحلیل جامعه‌شناختی از پروند‌ه اکبر طبری
نمایندگان طوری به ظریف حمله کردند که گویی وزیر خارجه دشمن است!
نمایندگان به دولت برنامه و ابزار بدهند
حاشیـه‌ها و پرسـش‌ها
ضرورت حفظ سلامت دانش آموزان و دانشجویان در آزمون‌های سراسری
تلخ‌ترین سخنان ظریف در دوران وزارت
بیشتر
کد خبر: 82255 | تاریخ : ۱۳۹۹/۴/۱۰ - 00:33

ستاره صبح-

جنگ، واقعه‌ای جبران‌ناپذیر
«تو در گذر نیستی، دنیا در گذر است. تو محکوم‌به بودن هستی و به دیدن گذشت دنیا، دیدن درگذشت زن، درگذشت فرزند،...» (برشی از کتاب «خاکستر و خاک» نوشته‌ی عتیق رحیمی). آدمی تا چه حد می‌تواند درد و رنج را تحمل کند؟ مصیبت از یک جایی به بعد چنان گلویت را می‌فشارد که مقاومت در برابرش کاری است ناشدنی... «خاکستر و خاک» عتیق رحیمی روایت درد و رنج ناشی از جنگ است، روایت آوارگانی است که تمامی هستی‌شان را در چشم بر هم زدنی از دست داده‌اند. کشور افغانستان را جملگی با جنگ و خون به یاد می‌آوریم، ملتی زجردیده که همه‌روزه شاهد درگیری هستند و گویی روزی خوش و آرام به آن‌ها نیامده. عتیق رحیمی نویسنده فارسی‌زبان افغانستانی-فرانسوی است که در 26 فوریه 1962 در کابل به دنیا آمده. او برای رمان «سنگ صبور» موفق به کسب جایزه معتبر گنکور شده است. «خاکستر و خاک» نخستین رمان اوست که به سال 1996 به نگارش درآورده است، این رمان توسط سابرینا نوری در سال 2000 از فارسی به فرانسه ترجمه شد. عتیق رحیمی در سال 2004 رمان خاکستر و خاک را به کارگردانی خود تبدیل به فیلم کرد که جز اولین فیلم‌های او به‌حساب می‌آید و ازقضا بسیار هم موفق بوده و برایش جوایز فراوانی به ارمغان آورده. نویسنده درد و رنج ناشی از جنگ را با دو شخصیت پیش روی مخاطب می‌گذارد. پیرمرد و نوه‌اش به نام یاسین که خانه روستایی‌شان را در بمباران روس‌ها از دست داده‌اند و در این اتفاق غمناک پیرمرد زن، یک فرزند و عروسش را از دست داده است. حال او با نوه‌اش کنار خیابان نشسته‌اند در انتظار وسیله نقلیه‌ای که آن‌ها را پیش مراد، فرزند دیگر پیرمرد ببرد، هدف از دیدن مراد رساندن خبر از دست دادن خانواده‌اش به اوست، خبری که به توصیف پیرمرد همچون شمشیری است که بعد از شنیدنش در قلب مراد فرو می‌رود. پیرمرد مدام در خیالات سیر می‌کند و تصاویر جنگ نمی‌گذارند او کمی آسایش داشته باشد، چراکه او خود مستقیم شاهد کشته شدن زن، فرزند و عروس خویش بوده و لحظه‌ای این تصویر دهشتناک از جلوی چشمانش دور نمی‌شود: «... به خانه رسیدم، نفامیدم چه طور رسیدم. از خانه چیزی نمانده بود. خانه قبرستان شده بود. قبرستان زنم، قبرستان یک بچه‌ی جوان دیگه‌م...». او در رویای خود در پی زندگی جدید است، زندگی که شاید در آن دیگر از جنگ و خون‌ریزی خبری نباشد: «کاش می‌شد مثل نوزادی، زندگی را از سر گرفت. افسوس که شدنی نیست. کاش لااقل یک روز، یک ساعت، یک دقیقه، حتی یک ثانیه را می‌شد دوباره زندگی کرد». بمباران در یک‌لحظه اتفاق می‌افتد اما آثارشان تا سال‌های سال باقی می‌ماند و آن زخمی را که بر پیکر عده‌ای می‌گذارد تسکین نمی‌یابد به این زودی‌ها. پیرمرد به‌تنهایی این حجم از مصیبت را به دوش می‌کشد و خوش دارد برای سبک شدن این توده غم کسی را بیاید تا با او حرف بزند: «در حقیقت، دلت گرفته است. دیری است آشنا یا بیگانه‌ای گوش به دلت نداده. دیری است زبان آشنا یا بیگانه‌ای سخن گرمی به دلت نرسانده. می‌خواهی چیزی بگویی، چیزی هم بشنوی. بگو، ولی چیزی نخواهی شنید. دروازه‌بان به سخنت گوش نخواهد داد. او در خود است، با خود است. در خود و با خود آرام است. بگذارش آرام.» پیرمرد در کشاکشی درونی با خود است و گویی هنوز حالش جا نیامده از این ضربه هولناک. جنگ‌ها شکل می‌گیرد و تمام می‌شود اما تنها چیزی که تا ابد می‌ماند خسارات ناشی از آن است، خساراتی جبران‌ناپذیر که زندگی یک ملت را نابود می‌کند. کودکانی همچون یاسین که هنوز درک درستی از شرایط پیرامون خود ندارند در جنگ به‌یک‌باره پرت می‌شوند در دنیایی دیگر، دنیایی مملو از سیاهی و رنج و تهی از شادی و نشاط. خواندن رمان «خاکستر و خاک» عتیق رحیمی تجربه‌ای است فراموش‌نشدنی،  کلماتش چنان بر روح مخاطب تأثیر می‌گذارد که به‌صورت ملموس شرایط جنگ و مصیبت ناشی از آن را درک می‌کند. این رمان توسط «نشر چشمه» روانه بازار شده است.

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.