انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
قاضی منصوری از دادسرای فرهنگ و رسانه تا سنگ‌فرش‌های بخارست!
پاسخ به منتقدان دولت به روایت آمارها
پیامدهای پرهزینه ارجاع دوباره پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
ادامه اما و اگرها درباره مرگ قاضی منصوری در بخارست
آیا گزارش آژانس علیه ایران، پرونده هسته‌ای را به شورای امنیت خواهد برد یا خیر؟
پرد‌ه برد‌اری از رشوه 200 میلیارد‌ تومانی
عدم همکاری با بازرسان
شفافیت، زمینه‌های فساد را از بین می‌برد
جزییات تازه درباره متهمان فراری پرونده اکبر طبری
آیا برای ایران، رئیس‌جمهور دموکرات یا جمهوری‌خواه فرق دارد؟
برجـام، قربانـی زیاده‌خواهی دوسویه شد!
چه باید کرد تا پرونده ایران به شورای امنیت نرود؟
مرگ مشکوک غلامرضا منصوری قاضی فراری در بخارست
نتیجه «مذاکره» در روابط خارجی، بهتر از تهدید است
دور تازه رویارویی
چرا قضاتی مثل منصوری و قاسم‌زاده‌، «قانون‌گریز» و «قانون‌ستیز» شدند؟
تأثیر کووید -19 برافزایش خطر جنگ بین کشورها
ارتش باید هوشیار و بدون هیاهو باشد
دستگاه دیپلماسی نباید نسبت به پیشنهاد تازه مذاکره ترامپ بی‌تفاوت باشد
استفاده از ماسک در مناطق قرمز اجباری می شود
یک هفته برای لغو خرید خودرو خارجـی مهلت اصـلاح داریـد
مبارزه با فساد بدون ملاحظه ادامـه یابد
مذاکره با ایران؛ برگ برنده و حلقه نجات ترامپ
افزایش فـشاردیپلماتیک
تلاش ایران برای گسترش نفوذ در اقیانوس هند
دستورات مهم رئیس جمهور در خصوص کنترل ارز، مسکن و کرونا
راه‌حل عبور از بحران‌ها و تحریم‌ها، سیاسی است یا اقتصادی؟
روسای کمیسیون‌های مجلس شمشیر علیه دولت را از رو بسته‌اند
حرکت پمپئو در سازمان ملل متحد علیه ایران ناکام می‌ماند
ایالات‌متحده و ایران و بازخوانی دو پرونده قتل عام در هوا
مهمانی‌ها، عروسی‌ها و تجمعات منشا گرفتاری ابتلا به کروناست
در جنگ احتمالی سوم لبنان، اسرائیل با موشک‌های مرگبار حزب‌الله روبرو می‌شود
احتمال حذف قاضی منصوری توسط یک باند مخوف در قوه قضائیه
جزییات تازه از سقوط هواپیمای اوکراینی
هزینه نافرمانی در اجرای پروتکل‌های درمانی کرونا، جبران‌ناپذیر است
آیا اعضای دائم شورای امنیت از قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه ایران حمایت خواهند کرد یا خیر؟
تهاتر ملک ؛ پرداخت رشوه
نباید به روسیه و چین و نتیجه انتخابات آمریکا دل بست
واکنش‌ها به حادثه سایت اتمی نطنز
ایران هنوز فرصت‌های زیادی برای مذاکره دارد
روحانـی و ظریـف زیر تیـغ مجلـس
پول‌شویی میلیاردی؛ جعل اسناد
اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری 1400 حضور به هم نرسانند، حذف خواهند ‌شد
پس‌لرزه‌های رفتار تازه‌واردها به مجلس علیه وزیر خارجه
تهد‌ید‌ علیه کشور را می‌توان با تغییر سیاست‌ها د‌ر د‌اخل و خارج د‌ور کرد‌
استعفای عارف کار درستی بود
هزینه رفتار مخالفان دیپلمات برجسته ایرانی برای حاکمیت
مخالفان دولت موضع خود را درباره پیامدهای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت مشخص کنند
واریز ۲۳۱ میلیون تومان به‌حساب نمایند‌‌گان!
هشدارهای حسام الد‌ین آشنا
بیشتر
کد خبر: 82156 | تاریخ : ۱۳۹۹/۳/۲۰ - 00:11
عده‌ای با پشتیبانی صوری از ولایت‌فقیه بارشان را بستند
هشدار دکتر عماد افروغ، جامعه شناس و نماینده پیشین مجلس :

عده‌ای با پشتیبانی صوری از ولایت‌فقیه بارشان را بستند

اشاره: عماد افروغ، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در گفت‌وگویی تفصیلی به بررسی وجوه و ابعاد شخصیتی و اجتماعی امام خمینی (ره) و تأثیر آن بر ایجاد و مثبت نظام جمهوری اسلامی ایران و همچنین به تبیین آثار منفی کهنه پنداری اندیشه امام خمینی و القاء تقابل اندیشه و عملکرد مقام معظم رهبری با دیدگاه‌های امام خمینی پرداخت و اظهار کرد: یا حکومت اسلامی نباید راه می‌انداختیم یا به شیوه‌های مختلف باید ساختارهای اجرایی و نظارتی‌ای تعبیه می‌کردیم تا مردم عدالت اجتماعی را به چشم ببینند وزندگی اخلاقی و معنوی مسئولانشان را به الگوی زندگی خودشان مبدل کنند، اما متأسفانه از دیدن چنین الگویی در زندگی مسئولان فاصله زیادی داریم.این جامعه‌شناس گفت: وضعیت امروز ما مثل شلوار چهل تیکه است. نگرش منظومه‌ای، مدیریت فقهی، دیالکتیکِ دلیل و علت، اقتصاد و فلسفه اقتصادی نظام، مبهم و نامشخص است و هر دولتی سرکار آمد به‌صورت کاریکاتوری سیاست‌هایی را دنبال کرد و تحویل دولت بعد داد و این چرخه تا امروز ادامه یافته است. چه کسی متضرر شد؟ مردم. وقتی مردم ضرر می‌کنند مقصر ضررشان را نظام و انقلاب می‌دانند و با عملکردی که در زندگی مسئولان همچنان شاهد هستند چرا نباید پای نظام و انقلاب بنویسند؟به گزارش ایسنا،‌ این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: به نظر بنده هیچ اشکالی ندارد که تفاوت‌های اندیشه رهبری با اندیشه امام خمینی مطرح شود. مسئله مهم این است که باید تحمل شنیدن چنین تفاوت‌هایی به وجود بیاید و بنده این تفاوت‌های را در مقاله چالش‌های عمده انقلاب اسلامی بیان کردم. گزیده‌ای از گفت‌وگوی عماد افروغ با ایسنا را در پی می‌خوانید.

ستاره صبح-

آسیب‌شناسی دردها
باید آسیب‌شناسی کنیم که در چه شرایط زمانی و مکانی به سر می‌بریم؟ آیا به اجتهاد مستمری که در قانون اساسی آمده، سامان داده‌ایم؟ این‌ها درد است. شرایط بعد از استقرار نظام تفاوت‌هایی با شرایط قبل از استقرار نظام جمهوری اسلامی دارد، اما به این تفاوت‌ها توجه نکرده و متأسفانه مکانیزگی هم برای توجه به این شرایط و تفاوت‌ها طراحی نکرده‌ایم. نمی‌توانیم کشور را صرفاً بر اساس ایده‌ها اداره کنیم و به دیالکتیک بین ایده‌ها و علت‌ها بی‌توجه باشیم. علت مربوط به شرایط اجتماعی متحول و مربوط به نگرش‌ها، خواسته‌ها، آرزوها، نیازها و انتظارات مردم است که به آن‌ها به‌صورت سامانمند و روشمند توجه نکرده‌ایم. این مسئله بحثی بسیار اساسی، مبنایی و کلیدی است. متأسفانه دیالکتیک دلیل و علت و دیالکتیک ایده و مردم نداریم. نظام سیاسی حاکم، خودش را قفل کرده است و باید هر چه زودتر خودش را باز کند. باز کردن هم یعنی گشوده در برابر قلمرو تأثیر و اثر که حیات مردم و جامعه را با خود دارد. متأسفانه در کل، در عرصه نظارت، تئوری پردازی و رابطه دیالکتیکی علت و دلیل، اقتصاد، عدالت اجتماعی و اخلاق همچنان مشکل‌داریم.

جریان‌های فکری کاسب‌کار
ما بستر را فراهم کردیم تا عده‌ای با تظاهر و ریا به دین‌داری و پشتیبانی صوری از اسلام و ولایت‌فقیه بار خود و خاندانشان را ببندند، درحالی‌که این عملکرد هیچ ربطی به روح دین و روح انقلاب اسلامی ندارد. حالا هم جوهر را رها کرده و به‌ظاهر و فرم چسبیده‌ایم. وضعیت امروز کشور، اِشکال امثال این افراد و جریان‌های فکری کاسب‌کار است - در بهترین حالت باید پای جهالت را پیش کشید - و هیچ ربطی به اهداف انقلاب اسلامی و شخص امام خمینی ندارد.

انفعال و وادادگی
با توجه به اتفاقاتی که کم‌وبیش در چهار دهه گذشته در جمهوری اسلامی رخ‌داده است، اتفاقاً معتقدم به شخصیت‌های کم‌نظیری مثل امام خمینی بیشتر از دوره‌های قبل حتی در دوره خودِ امام نیاز داریم؛ چرا؟ اصلاً قصد شبیه‌سازی با دوران پهلوی را ندارم اما باید بگویم همان الزامات و شرایطی که موجب تبلور امام خمینی و انقلاب اسلامی در اواخر دهه ۱۳۳۰ و بعد ۱۳۵۰ شد، با همان الزامات، البته به سبک و سیاق جدید، در دهه پنجم انقلاب روبرو هستیم.امروز در نظام جمهوری اسلامی با مشکلات عدیده‌ای روبرو هستیم که اگر نخواهیم با این مشکلات دربیفتیم، مشکلاتِ عمیق‌تر و لاینحل‌تری گریبان گیرمان می‌شود. برای درافتادن با این مشکلات نیازمند تفکر و نگرش انتقادی درون گفتمانی هستیم، در غیر این صورت باید نسخه انفعال و وادادگی را پیچید. این سخن اصلاً به این معنا نیست که بی‌حکمت عمل کنیم، بی‌مغز باشیم و فقط رگ گردن متعصبانه، جاهلانه و بعضاً ریاکارانه کلفت کنیم. به نظر بنده این رفتارها نوعی جهالت یا نوعی کلاه‌برداری است که از سوی افراد و جریان‌هایی مشاهده می‌شود.

رابطه گفت‌وگوی دوسویه، متوقف و قفل‌شده است
بسیار طبیعی است که در دهه پنجم انقلاب شرایط زمانی و مکانی کشور نسبت به دوران حیات امام تغییر کرده است. مسئله اصلی این است که ما با سیالیت زمانی و مکانی مطلوب و مورد انتظار جمهوری اسلامی چه مواجهه‌ای داشته‌ایم؟ متأسفانه مواجهه اصولی و تئوریک با این سیالیت نداشته‌ایم. به عبارت روشن‌تر رابطه دیالکتیک و گفت‌وگوی دوسویه، متوقف و قفل‌شده است. در بهترین حالت صرف‌نظر از رفتارهای متظاهرانه برخی، عده‌ای می‌خواهند با زبانِ بایدونباید صرف، کشور را اداره کنند. این کفایت نمی‌کند، زبانِ بایدونباید باید منبسط شود، اما چطور منبسط می‌شود؟ از طریق اثر گرفتن از عرصه علیت. این زبان اگر بخواهد روی سطوح اجتماعی - فرهنگی جامعه اثر بگذارد، باید اثرپذیر بشود. برای اثرپذیر شدن باید فرم و ساختاری پیدا کند که جریان‌های فکری، صاحب جایگاه شده و بتوانند ابراز اندام کنند، مسئله‌ای که سال هاست از داشتن آن محروم هستیم.

پرسش از رهبر
باید درباره رهبر هم بتوان بحث کرد. اگر نتوان درباره اصلی‌ترین رکن نظام جمهوری اسلامی بحث کنیم پس راجع به چه چیزی می‌توان بحث کرد؟ اگر رکن اصلی‌مان را به بحث و گفتگو نکشیم، به‌طور طبیعی سایر کارگزاران نظام نیز حساب کارشان را نمی‌کنند. با توجه به شخصیت رهبری می‌توان مؤدبانه از ایشان سؤال کرد. وقتی از رهبر بتوان این‌چنین سؤال کرد سایر کارگزاران نظام حساب کارشان را خواهند کرد.

به اسم امام و رهبری کاسبی می‌کنند
اندیشه امام چیزی نیست که کسی بتواند آن را مصادره کند یا به‌راحتی، تفسیرهای غلط از آن ارائه بدهد. به بیان روشن‌تر اندیشه امام به حدی صلابت دارد و روشن است که نمی‌توان از آن تفسیرهای غلط ارائه کرد. مشکل آنجاست که انتساب به رهبری یا به امام، آلوده به منافع سیاسی و اقتصادی می‌شود. این درد دهه‌های اخیر نظام است. بنده به افرادی که به اسم امام و رهبری کاسبی می‌کنند و برای منافع سیاسی و اقتصادی خودشان کلاه می‌دوزند، اصلاً اعتناء نمی‌کنم. چون این، تظاهر و کلاه‌برداری است. با کلاه‌بردار اصلاً صحبتی نداریم، چون اصل در گفتگو، قول مخالف و متقابل صادقانه و با گشودگی در برابر نقد است. چگونه می‌توان با یک متملق ریاکار که اصولاً چیزی جز حمایت و تملق را نمی‌فهمد وارد گفتگو شد. مطمئن هستم یکی از موانع گفتگو و تداوم مشکلات جامعه، وجود همین افراد است و این درد مضاعف ماست.جمهوری اسلامی بهترین فرصت شد تا این افراد و جریان‌ها به نان و نوایی برسند، متظاهرانه هم به نان و نوایی رسیدند و کسی هم توی ذهن آن‌ها نزد و بر دارایی وزندگی آن‌ها نظارت نکرد. کسی که در حال و هوای انقلابی خاص قبل از انقلاب به سر می‌برد و یک زندگی ساده داشت، چرا دفعتاً سر از خانه‌ها و ملک‌های آن‌چنانی درآورد؟ چرا؟ اگر این انقلاب، اسلامی نبود و ایدئولوژی اسلامی نداشت، این فرصت برای این افراد و امثال آنان به وجود نمی‌آمد. چرا در طول چهار دهه گذشته سازوکارهایی تعبیه نشد تا تکاثر و تمرکز ثروت‌ها، مال‌ها و قدرت‌های آن‌چنانی به وجود نیاید؟ چرا نهادهای دینی، نظریه‌پردازی و نظارت نکردند؟ چرا در تصدی‌گری نقش‌آفرینی کردند و وظیفه خودشان را تنها در تصدی‌گری دیدند؟ این‌ها مشکلات ماست که باید بیان می‌شد.
امروز باید به این جمله امام علی که فرمودند «کلمه‌اش حق است اما انگیزه‌اش باطل است» با ژرفا و توجه بسیار بیشتری فکر کنیم. باید به گوینده سخن، به حرفی که می‌زند و غرضی که از بیان آن دارد با معیار حضرت علی دقت کنیم. باید از خودمان بپرسیم که با چه غرضی چنین سخنان زیبا و ظاهراً دینمدارانه و ولایت مدارانِ گفته می‌شود؟متأسفانه این سفره پهن است و افرادی پای این سفره به‌راحتی به نان و نوا می‌رسند. مدت‌هاست که افراد، جمهوری اسلامی را فدای خود می‌کنند درحالی‌که در جریان پیروزی انقلاب اسلامی این افراد بودند که خود را فدای انقلاب اسلامی می‌کردند.

مفاسد ساختاری و فسادهای اقتصادی
معتقدم مفاسد ساختاری و فسادهای اقتصادی موجب عمیق‌تر شدن هر چه بیشتر شکاف بین بدنه اجتماعی و نظام سیاسی شده است. مردم بین ارزش‌های رهبران انقلاب و عملکرد بدنه فاسد مدیریتی تفکیک قائل نمی‌شوند بلکه نظام را در حکم یک پیکره واحد می‌بینند و هر چه فساد می‌بینند پای کل نظام می‌نویسند.مردم بر دین ملوکشان هستند، یعنی حاکمان هر عملی انجام دهند مردم پیرو و تابع عمل آن‌ها می‌شوند، رنگ حکما و امرایشان را می‌گیرند. وقتی می‌گوییم «الناس علی دین ملوکهم» این، امر مطلوبی نیست، هرچند که یک واقعیت اجتماعی است. یعنی هرچه نادرستی و بدی در ظاهر زندگی مردم مشاهده می‌شود ریشه اصلی آن تا زندگی خصوصی مسئولان قابل‌ردیابی است.مردم وقتی می‌بینند مسئولان آن‌ها ساده‌زیست نیستند و فقط شعار می‌دهند و دسترسی به قدرت و ثروتِ بیشتر برای زندگی و رفاه بیشتر برای خود و اطرافیانشان دارند، اگر نگوییم آلوده می‌شوند از نظام منزجر و زده می‌شوند، حالا شما برای آنان مدام دلیل و استدلال بیاورید که عمل مسئولان فاسد هیچ ربطی به آرمان‌های انقلاب اسلامی و اندیشه امام و رهبری ندارد.مسئولان باید مراقبت و دقت فوق‌العاده زیادی داشته باشند تا آلودگی داخل قدرت سیاسی نشود، اگر هم شد، باید با آن مقابله کرد تا در جامعه گسترده و نهادینه نشود و واکنش ناامیدانه یا همرنگ شدن جامعه با باطن زندگی مسئولان را در پی نداشته باشد. مردم وقتی چنین عملکردی از مسئولان می‌بینند با خود می‌گویند آنان به ما نیرنگ زدند پس چرا ما چنین نکنیم، آن‌وقت هم به دولت نیرنگ می‌زنند و هم به خودشان، به همین دلیل با رواج نیرنگ و دروغ در جامعه روبرو می‌شویم.یا حکومت اسلامی نباید راه می‌انداختیم یا به شیوه‌های مختلف باید ساختارهای اجرایی و نظارتی‌ای تعبیه می‌کردیم تا مردم عدالت اجتماعی را به چشم ببینند وزندگی اخلاقی و معنوی مسئولانشان را به الگوی زندگی خودشان مبدل کنند. اما متأسفانه از دیدن چنین الگویی در زندگی مسئولان فاصله زیادی داریم.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.