انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
موسیقی زبان مادری من است
راهکارهای نبـرد تن‌بـه‌تن با کـرونا
جامعه خواهان شفافیت در نظام قضایی است
واکنش دستیار قالیباف به ادعای میرسلیم علیه قالیاف
راهکارهای پیش روی بانک مرکزی برای کنترل نوسان قیمت‌ها
اوضاع اجتماع کرونازده به‌مثابه میدان مین
اثرگذاری هشتگ‌زدن بر جامعه
اهداف و پیامدهای پیدا و پنهان سفر مصطفی الکاظمی به تهران
تارانتینو؛ عصیانگری در ردای سینما
پیامدها و آسیب‌های اجتماعی ناشی از مشکلات اقتصادی
علامه تهرانی، یکی از چند چهره ممتاز فرهنگ ملی ماست
ریشه‌ها، مزیت‌ها و مخالفت‌ها با توافق 25ساله ایران و چین
برگـزاری مراسم عزاداری اگر باعث شیوع بیماری شود، نه‌تنها مستحب نیست، بلکه حرام است
شرط بهبود اقتصاد کشور، اصلاح نظام بانکی و مالیاتی و حمایت از تولید است
میرزا تقی‌خان در پطرزبورگ
غریبانه‌های آخرین پراید تولیدشده در ایران
پیام‌ حساسیت جامعه به یک حکم قضایی چیست؟
دلایل نوسان قیمت مسکن چیست؟
بورس با منطق اقتصادی هم خوانی ندارد
نه «برجام» غرب‌گرایی است،‌ نه «توافق با چین» شرق‌گرایی
انفجار بیروت و احتمال دخالت خارجی در لبنان
آیا دولت لبنان در حال فروپاشی است؟
تأثیرکرونا بر نوسان بازارهای ایران و جهان
حساسیت جامعه نسبت به مشکلات کولبران
کوه دماوند؛ اموال عمومی یا وقفی؟
هویت شهروندی، پیش‌نیاز هویت ملی
نقدی بر عملکرد نهادهای متولی فقرزدا در کشور
وطــن عزیــز
تأثیر دلار بر تعیین‌ قیمت‌ کالاها
«برادران کارامازوف»؛ پرمحتواترین رمان داستایوفسکی
اعتراض چیست و اغتشاش کدام است؟
اصلاح‌طلبان چاره‌ای جز انتقاد از رفتار خود ندارند
تاثیر تورم و گرانی مسکن بر اقتصاد و زندگی مردم
لبنان در آستانه انفجار سیاسی
پیش‌شرط‌های کنترل قیمت‌ها
بیشتر
کد خبر: 82100 | تاریخ : ۱۳۹۹/۳/۹ - 23:58
فراکسیون امید مجلس دهم از مردم نمره قبولی نگرفت
دکتر صادق زیباکلام، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی در گفت‌وگو با ستاره صبح:

فراکسیون امید مجلس دهم از مردم نمره قبولی نگرفت

اشاره: جمله‌ای منتسب به دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر شجاع ایران که بانی ملی شدن صنعت نفت بود، وجود دارد که در جایی گفته است: «به یک توپچي سال‌ها حقوق می‌دهند تا در هنگام جنگ شليك كند و اگر نكرد سرباز نيست؛ به یک نماينده هم سال‌ها حقوق می‌دهند تا در وقت ضرورت مدافع حقوق مردم باشد و اگر انجام نداد ديگر نماينده نيست.» این جمله، سنجه و معیار خوبی برای بررسی عملکرد 290 نماینده‌ای است که از انتخابات اسفند 1394 با شور و شوق بالای مردم در انتخابات، برگزیده و امانت‌دار کرسی نمایندگی مجلس دهم شدند و چهار سال بر مصدر نمایندگی نشستند تا در وقت ضرورت، مدافع حقوق مردم باشند. چنین انتظاری از نمایندگان فراکسیون امید که با حمایت قاطبه اصلاح‌طلبان و به‌خصوص شعار «تکرار می‌کنم» رئیس دولت اصلاحات توانستند اعتماد مردم را جلب کنند، بیشتر بود و توقع از آنان وجود داشت که در موضوعات مهم و ضروری همانند بالا رفتن قیمت بنزین، شفافیت آرای نمایندگان، تحقیق و تفحص از شهرداری تهران و دیگر نهادها، توجه به مشکلات اقتصادی و رابط خارجی و... منفعل نباشند؛ اما در عمل کار به‌گونه‌ای پیش رفت که این روزها برخی از مردم در شبکه‌های اجتماعی به طنز بگویند «سلفی با موگرینی» جدی‌ترین دستاورد مجلس دهم بوده است. البته عده‌ای هم بر این باورند که رد صلاحیت‌های شورای نگهبان عاملی بوده تا نمایندگانی که قصد حضور در مجالس آتی را دارند، از اظهارنظرهای جدی در دفاع از حقوق مردم پرهیز کنند. دکتر صادق زیباکلام، استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران که تمام قد از اعضای فراکسیون امید در انتخابات94 و همچنین از حسن روحانی در دو انتخابات 92 و 96 حمایت کرده بود، در گفت‌وگو با ستاره صبح معتقد است که به‌جز چند نماینده که تعداد آن‌ها به انگشتان یک دست نمی‌رسید، عملکرد بقیه اعضای فراکسیون امید به‌شدت ناامیدکننده بوده است؛ بنابراین به عقیده او فراکسیون امید از مردم نمره قبولی نمی‌گیرد. زیباکلام می‌گوید عملکرد فراکسیون امید، اصولگرایان تندرو و بخشی از حاکمیت موجب شده تا انتخابات و صندوق رأی کمرنگ شود و این موضوع ضربه به مردم‌سالاری در کشور بوده است. مشروح گفت‌وگوی این پژوهشگر علوم سیاسی با مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار را در پی می‌خوانید.

ستاره صبح-

  جناب دکتر زیباکلام، به نظر شما نمایندگان مجلس دهم، به‌خصوص آن دسته از نمایندگان که با رأی قاطع اصلاح‌طلبان و حمایت‌های آقای خاتمی در فهرست امید جای گرفتند و به مجلس راه یافتند، توانستند انتظارات مردم و اصلاح‌طلبان را برآورده کنند؟
به عقیده من فراکسیون امید به‌هیچ‌وجه از مردم نمره قبولی نگرفت. البته این یک روی سکه است. روی دیگر سکه این است که چرا فراکسیون امید نتوانست انتظارات را برآورده کند و موفق نشد حمایت‌های مردم و اصلاح‌طلبان را جبران کند. پاسخ به چرایی این موضوع، قبل از هر ملاحظه دیگری به جواب این سؤال برمی‌گردد که آیا فراکسیون امید درحالی‌که نام اصلاح‌طلبان را یدک می‌کشید، واقعاً اصلاح‌طلب بود یا نه؟ پاسخ این است که خیلی کم؛ درصد قابل‌توجهی از جمعیت 105 نفره فراکسیون امید اساساً اصلاح‌طلب نبودند و در حقیقت ناپلئونی نمره قبولی گرفته و وارد لیست اصلاح‌طلبان شده بودند و اصلاح‌طلبان چاره دیگری جز ائتلاف نداشتند. آن‌ها یا باید در اسفند 94 در انتخابات شرکت می‌کردند و یا مثل انتخابات 98 اعلام می‌کردند که قصد شرکت در انتخابات ندارند. مجموعه رهبری اصلاح‌طلبان تصمیم گرفتند در انتخابات مجلس دهم در اسفند 94 شرکت کنند و طبیعی بود که با توجه به رد صلاحیت گسترده‌ای که برای نامزدهای اصلی و جدی اصلاح‌طلب صورت گرفته بود، بنابراین اصلاح‌طلبان در بسیاری از حوزه‌ها به کسانی که حداقل نمره قبولی را اخذ کرده بودند رأی دادند و این درحالی بود که بسیاری از این چهره‌ها اصولگرا بودند و خود را وارد این لیست کرده بودند. درنتیجه عملکرد آن دسته نیز به نام اصلاح‌طلبان ثبت شد.

  فکر می‌کنید این عدم برآورده شدن انتظارات، به دلیل حمایتِ به‌اصطلاح «لیستی» در انتخابات است یا افراد منتخب عملکرد قابل قبولی نداشتند؟
حقیقت این است که به‌جز تعداد معدود و محدودی از نمایندگان مانند آقایان علی مطهری، غلامرضا حیدری و محمود صادقی و خانم پروانه سلحشوری و یکی دو نفر دیگر که تعداد آن‌ها به انگشتان یک دست نمی‌رسد، عملکرد یک‌صد نفر باقی به‌شدت ناامیدکننده بود. البته من قصد ندارم که اصلاح‌طلبی را تبرئه کنم و بگویم که ما هیچ قصوری نداشتیم ولی واقعیت این است که ما در شرایط خاصی قرار داشتیم و در آن شرایط چاره دیگری نبود و باید کسانی که حداقل نمره قبلی را کسب کرده بودند موردحمایت قرار می‌گرفتند. درعین‌حال از برخی از اصلاح‌طلبان انتظار بیشتری می‌رفت. ازجمله از آقای دکتر محمدرضا عارف به‌عنوان نفر اول تهران که به‌عنوان رئیس فراکسیون امید هم مسئولیت داشت، انتظار بیشتری می‌رفت. یا برای مثال از آقایان الیاس حضرتی و مسعود پزشکیان نیز که سابقه اصلاح‌طلبی داشتند انتظار بیشتری وجود داشت ولی این افراد نیز مرعوب فضای کلی کشور شدند و کسانی چون آقایان علی مطهری و محمود صادقی را تنها گذاشتند. بنابراین قصد ندارم که عملکرد ناموفق اصلاح‌طلبان را توجیه کنم ولی می‌خواهم بگویم وقتی نامزدها و چهره‌های اصلی و مستقل که تسلیم قدرت نمی‌شوند توسط شورای نگهبان اجازه ورود به مجلس را نیافتند و با جوی این‌چنینی تحت عنوان لیست امید روبرو شدیم، بیشتر و بهتر از این نمی‌شد.

  به نظر شما این عملکرد غیرقابل‌قبول و غیرقابل‌دفاع چهره‌های منتسب به جریان اصلاحات و نمایندگان فراکسیون امید، چقدر در انتخابات مجلس یازدهم تأثیر گذاشت؟
نتیجه دو روی سکه و عملکرد ناموفق اصلاح‌طلبان و همچنین عملکرد تندروها که پر و بال مجلس را ریختند، در انتخابات مجلس یازدهم در اسفند 98 به‌وضوح دیده شد. آمارهای وزارت کشور و ستاد انتخابات کشور نشان می‌داد که در حوزه‌های شهر تهران بیشتر از 20 و یا 25 درصد مشارکت مردم نداشتیم و در کل کشور نیز آمار پایین مشارکت 42.57 درصدی رقم خورد که پایین‌ترین میزان مشارکت در طول چهار دهه گذشته بود؛ متأسفانه عملکرد فراکسیون امید، اصولگرایان تندرو و بخشی از حاکمیت موجب شد انتخابات بی‌معنی شود. در حقیقت نشان داده شد که نباید هیچ امیدی به صندوق رأی داشت و این بزرگ‌ترین لطمه تندروها به قوه مقننه کشور بود.

  به عملکرد بخشی از حاکمیت درباره صندوق رأی اشاره کردید؛ فکر می‌کنید این موضوع چه تغییری در رویکرد اصلاح‌طلبان نسبت به انتخابات ایجاد کرده است؟
اصلاح‌طلبان درمجموع شرکت در انتخابات را همواره شعار خود دانسته و می‌دانند. منِ صادق زیباکلام همواره شعارم این بود که جز صندوق رأی وزارت کشور گزینه دیگری وجود ندارد ولی عملکرد حاکمیت و شورای نگهبان و سایر نهادهای قدرت در طول سال‌ها و دوره‌های گذشته انتخابات به حدی تنگ‌نظرانه بود که صادق زیباکلام نیز گفت من در انتخابات اسفند 98 شرکت نمی‌کنم. در این سال‌ها شرایط بسیار دشواری برای اصلاح‌طلبان به وجود آمده است چون ما همواره عقیده داشتیم جز صندوق رأی، آلترناتیو دیگری نداریم ولی حاکمیت، صندوق رایِ وزارت کشور را آن‌چنان بی‌معنا کرد و عملکرد آقای حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور آن‌چنان ضعیف بود و ایشان چنان به مطالبات 24 میلیون رأی‌دهنده خود در انتخابات پشت کرد که به هیچ روشنی نمی‌توان از تز شرکت در انتخابات دفاع کرد.

  منظور شما از این سخن چیست؟ کمی بیشتر توضیح دهید.
من در اردیبهشت 96 دانشگاه به دانشگاه، شهر به شهر و استان به استان رفتم و برای آقای روحانی و شرکت مردم در انتخابات تبلیغ کردم؛ ولی اگر 24 میلیون رأی‌دهنده امروز از من بپرسند که کدام سیاست مهم کشور درنتیجه رأی ما تغییر کرده است، پاسخ من این است که باکمال تأسف و شرمساری هیچ‌کدام از سیاست‌های کشور تغییری نکرد. بنابراین چه ما در آن انتخابات شرکت می‌کردیم و چه شرکت نمی‌کردیم، هیچ‌چیزی عوض نمی‌شد و در حقیقت عوض نشد. هیچ تغییر مهمی در کشور به وجود نیامد و نه سیاست داخلی و نه سیاست خارجی ما عوض نشد. درحالی‌که هدف انتخابات و مشارکت مردم و رأی دادن آن‌ها به یک حزب و گروه و یا یک نخست‌وزیر و یک رئیس‌جمهور، با امید ایجاد تغییر است. ولی حاصل انتخابات مجلس دهم در اسفند 94 که امروز بعد از چهار سال به پایان رسیده، هیچ تغییری نشان نداد و حاصل شرکت کردن ما در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در اردیبهشت 96 نیز هیچ نتیجه‌ای برای کشور و ملت نداشت.

  فکر می‌کنید سرانجام چنین وضعیتی چه خواهد شد؟
به‌هرحال من قصد تبرئه کردن اصلاح‌طلبان را ندارم؛ چراکه ما خود ضعف‌های فراوانی داشتیم. هم ازیک‌طرف سوء رهبری وجود داشت و از طرف دیگر استراتژی ما گم و نامشخص بود؛ درنتیجه همان اتفاقی افتاد که شاهدش بودیم. ولی به نظر من بدترین ضربه از سوی حاکمیت بر پیکر صندوق رأی وزارت کشور وارد شد. می‌توانم بگویم بعدها مشخص خواهد شد که شاخه‌ای را بریدند که خود روی آن نشسته بودند و مردم را از صندوق رأی ناامید کردند و این بزرگ‌ترین لطمه‌ای بود که به مردم‌سالاری وارد شد.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.