انتخاب تاریخ:   /  /   
کد خبر: 81865 | تاریخ : ۱۳۹۹/۱/۲۲ - 23:24
 خانواده‌ی نه‌چندان «معمولی»!
ستاره‌صبح همه تغییرها، حاشیه‌ها و انتقادها درباره «پایتخت6» را بررسی می‌کند

خانواده‌ی نه‌چندان «معمولی»!

اشاره: نوروز ۱۳۹۰ که سومین همکاری محسن تنابنده در مقام نویسنده با سیروس مقدم، کارگردان نام‌آشنای تلویزیون به روی آنتن می‌رفت، هیچ‌کس از سازندگان سریال و مدیران صداوسیما گرفته تا مخاطبان تلویزیون که در آن سال‌ها تعدادشان به‌مراتب بیشتر بود، گمان نمی‌کرد که قصه زندگی ساده نقی معمولی و خانواده‌اش آن‌قدر محبوب شود که ساخت این سریال را تا یک دهه ادامه دهد و قریب به یک‌صد قسمت مخاطب سخت پسند ایرانی را پای چنین قصه‌ای بنشاند. محسن تنابنده، فارغ‌التحصیل رشته بازیگری که سال‌ها خاک صحنه‌های تئاتر را خورده بود و از اواسط دهه هشتاد همکاری‌اش با تلویزیون را به‌عنوان نویسنده آثاری مانند «پیامک از دیار باقی» و «چاردیواری» آغاز کرده بود، این بار با یک خانواده معمولی پا به تلویزیون گذاشت که قرار بود زندگی‌شان را پشت یک کامیون به دنبال خود بکشند و در جستجوی خوشبختی به «پایتخت» نقل‌مکان کنند. اگرچه پیش از ساخت سریال، محسن تنابنده کارنامه‌ای درخشان در بازیگری داشت و توانسته بود برای ایفای نقش در فیلم‌های «استشهادی برای خدا» و «هفت دقیقه تا پاییز» -هر دو نوشته خودش- دو سیمرغ بازیگری جشنواره فجر را تصاحب کند، اما بعید بود که مخاطب عام تلویزیون تصویر او را به‌روشنی به خاطر بیاورد و پیش‌بینی کند که قرار است پای یک قصه به روایت او بنشیند. درواقع سیروس مقدم که اغلب عادت داشت از ستاره‌های بیشتر دیده‌شده تلویزیون بهره ببرد، این ریسک را پذیرفت که نقش‌آفرینی‌های سریال تازه‌اش را به ترکیبی از بازیگران بسپارد که اگرچه در کار خود خبره بودند، اما جنس کارهای قبلی‌شان طوری نبود که این میزان از اقبال مخاطب را بتوان برای آن متصور شد؛ شاید در ترکیب بازیگران اصلی سریال بین محسن تنابنده، احمد مهران‌فر و ریما رامین‌فر، این علیرضا خمسه بود که بیشتر از سایرین شناخته‌شده بود و مخاطبان او را به‌عنوان یک بازیگر کمدی پذیرفته بودند؛ اما درنهایت همین ترکیب کمتر شناخته‌شده اما حرفه‌ای، درنهایت «پایتخت» را به چنان موفقیتی رساند که در پایان دهه نود می‌توان از آن به‌عنوان یکی از پرمخاطب‌ترین و محبوب‌ترین آثار تاریخ تلویزیون نام برد. «پایتخت» را شاید نتوان از بُعد فنی و سینمایی، سریالی بی‌نقص و کم اشکال نامید، اما این سریال نمونه‌ای شاخص از هنر عامه‌پسند، آن‌هم در تلویزیونی است که با تیغ سانسور و قیچی حذف دائمی ستارگانش، کمتر به چنین آثاری روی خوش نشان داده است. در این میان پخش فصل ششم سریال در نوروز ۱۳۹۹ که بنا بر ادعای محسن تنابنده، شاید آخرین مجموعه این سریال باشد، یکی از پربحث‌ترین و شاید پرحاشیه‌ترین فصل‌های پایتخت بود. مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار در گزارشی که اینک پیش روی شماست، نگاهی به این حواشی داشته و البته نقدهایی را بر این سریال نوشته است.

ستاره صبح-

مصطفا صباغ، روزنامه نگار- پخش فصل ششم پایتخت در نوروز ۹۹ با همه حواشی پیرامونش به پایان رسید، هرچند شیوع کرونا باعث شد قصه نه‌چندان قوی این فصل، بی‌پایان باقی بماند. مجموعه‌ای که در سال‌های پخش و بازپخش از تلویزیون توانسته بود تماشاگرانش را راضی پای تلویزیون نگه دارد. شاید فصل‌های اول و دوم این سریال را بتوان بهترین فصل‌های این سریال دانست؛ به‌ویژه فصل دوم که  یک مجموعه درخشان و کم‌نظیر در تلویزیون به شمار می‌رفت و یک اثر جاده‌ای دیدنی و تأثیرگذار بود.

با هــم، تا دریا
فصل دوم سریال پایتخت در ادامه ماجراجویی‌های پشت کامیونی خانواده معمولی در فصل نخست، قصه قوام‌یافته آدم‌هایی را روایت می‌کرد که در یک کامیون، گلدسته و گنبد امام‌زاده‌ای را منزل‌به‌منزل حمل می‌کنند تا به دریا برسند و در این مسیر ماجراهایی جذاب را رقم می‌زنند. آدم‌هایی دوست‌داشتنی و سخت‌کوش با نقاط ضعف و قوت اما باورپذیر. خانواده‌ای از طبقه نسبتاً متوسط که تلاش می‌کنند زندگی بهتری داشته باشند و حتی اگر مجبور باشند مدتی را در یک کامیون زندگی کنند، این نوع زندگی را می‌پذیرند و از کنار هم بودن حال خوبی دارند. خانواده‌ای که تک‌تک اعضای آن یکدیگر را دوست دارند. نقی معمولی، پدری است که دیپلم ندارد اما برای درس خواندن همسرش فداکاری می‌کند؛ هما سعادت، زنی که قدر این فداکاری‌ها را می‌داند و در همه سختی‌های زندگی پشتیبان همسرش است؛ بابا پنجعلی، پدربزرگی که فراموشی دارد اما همچنان در قلب خانواده جا دارد و باوجود حضور دست و پاگیرش همه دوستش دارند؛ و بالاخره ارسطو عامل، مردی ساده‌دل و عاشق‌پیشه که خویشاوندی را دلیل محکمی بر پشتیبانی و همراهی تا پایان مسیر می‌داند. همه این‌ها اگرچه ویژگی‌هایی برخاسته از بطن جامعه بودند، اما درعین‌حال گمشده‌های جامعه نیز به شمار می‌آمدند و شاید نمایش ساده همین ویژگی‌ها دلیل محبوبیت سریال شد. حتی قهرمان جهان شدنِ نقی و عضو شورای شهر شدنِ هما یا حتی راننده ترانزیت شدنِ ارسطو هم خدشه‌ای در این محبوبیت ایجاد نکرد.

معمولی‌ها به‌مثابه جامعه
بازی محسن تنابنده در نقش نقی معمولی که علاوه بر ریزه‌کاری‌های دقیق در شخصیت‌پردازی، همواره حدی از تیپ‌سازی را هم به همراه داشته، آن‌قدر قابل‌قبول بوده که قصه «پایتخت» را بتوان قصه «نقی» دانست. بااین‌حال گویی همان نقی معمولیِ کاملاً معمولی در فصل ششم پایتخت، بسیار متفاوت‌تر از گذشته‌ی خودش ظاهر شد و انگار نقی هم همسو با جامعه امروز ایران تغییر کرد. نقی فصل ۶ دیگر قهرمان کشتی جهان نیست، دیگر هدِ فامیل نیست، دیگر آن کارگر ساده نیست، دیگر همه از او حساب نمی‌برند، دیگر دیگران زیاد جدی‌اش نمی‌گیرند، حتی عده‌ای تحقیرش می‌کنند. شخصیتی که پشت همه‌ی شیرینی‌ها و طنازی‌هایش، حالا سرنوشتی غم‌انگیز پیدا کرده است. این تغییر رویه فقط مخصوص نقی معمولی نیست و سایر شخصیت‌ها هم همین‌قدر تغییر کرده‌اند. علاوه بر نقی که به دلیل رانندگی برای نماینده مجلس و مکه رفتنش، چهره یک زاهد ریایی را به خود گرفته و «ولاالضالین» نمازش را تا لحظه بیدار شدن دیگران کش می‌دهد، ارسطو به خاطر یک سال زندان رفتن و معاشرت با خلاف‌کارهای زندان استایل جاهل‌های فیلمفارسی را انتخاب کرده و مشتی روایت افتخارآمیز می‌سازد، رحمت که به خاطر عشق فهیمه فرق از وسط باز کرده، از برادرهای کوچک‌ترش کتک می‌خورد، فهیمه برای عقب نماندن از قافله آرایشگاه باز کرده و با آرایش غلیظ و لباس‌های پلنگی از سادگی درآمده، بهتاش با رویای پیترچک شدن سربندی شبیه دروازه‌بان معروف چلسی را بر سر می‌گذارد و همه را شبیه عابربانک می‌بیند، و بالاخره هما که مثبت‌ترین شخصیت این جمع بوده به دلیل شغل تازه‌اش که گویندگی اخبار در شبکه استانی است به فکر تناسب‌اندام و تغییر ظاهرش افتاده است. درواقع کل پایتخت تغییر کرده است و این تصویری تلخ و عریان است ازآنچه در جامعه امروز ایران جریان دارد و کمابیش شاهدش هستیم؛ فروپاشی و اضمحلال اخلاقی همگانی در اجتماع. برخی بر این باورند که پایتخت آینه‌ی تمام‌نمای جامعه ایران در دهه‌ی ۹۰ است و اگر روزی آیندگان بخواهند بخشی از ایرانِ این دوران را بشناسند، می‌توانند با تماشای آن ما را به نظاره بنشینند. از حق نگذریم، شباهت میان این شخصیت‌ها و روزگار ما، آن‌قدری ترسناک بود که خیلی‌ها، تقبیح کردن آن را به پذیرفتن‌اش ترجیح دادند. عجیب نیست که بعضی‌ها، پایتخت را دوست نداشته باشند اما زیر سؤال بردن آن‌چه در این خانواده می‌گذشت، فقط از آن‌هایی برمی‌آید که تابه‌حال به خود و اطرافشان خوب نگاه نکرده‌اند.

تحول شاید ناخواسته
اگرچه ممکن است تحول آدم‌های پایتخت را بتوان ناگزیر از جبر زمانه و روند موجود جامعه امروز دانست، اما این اتفاق در کلیت ماجرا و قصه شکل نمی‌گیرد و تبیین نمی‌شود. به همین دلیل عده بسیاری چندان خوش‌بین نیستند که خالقان اثر از سر آگاهی چنین سرنوشتی را برای شخصیت‌ها رقم زده باشند؛ درحالی‌که اگر این‌گونه بود باید نتیجه قابل‌قبول‌تر از آب درمی‌آمد، اما به نظر می‌رسد که روند فصل ششم پایتخت بیشتر نتیجه تلاش برای کش‌دادن سریال بدون باقی ماندن بنیه فکری و هنری کافی بود و اثر خوش‌ساخت آغاز دهه نود، در پایان همان دهه به یک اثر کمدی سطحی تبدیل‌شده و دیگر اثری از تحول منطقی شخصیت‌ها در فرایند شکل‌گیری یک مجموعه هنری دیده نمی‌شود. در حقیقت سازندگان پایتخت همان راهی را برای ادامه این مجموعه انتخاب کردند که سال‌هاست در بسیاری از آثار سطحی اما پرفروش کمدی در سینمای ایران می‌بینیم؛ شخصیت‌هایی کاریکاتوری که بشود به آن‌ها خندید و قصه‌ای را سر هم کرد. اما چنین سرنوشتی شایسته شخصیت‌های پرداخت‌شده پایتخت نبود، آن‌ها می‌توانستند ادامه پیدا کنند و این مجموعه هنوز بوی زندگی، عشق، آرامش و امید بدهد. به‌عبارت‌دیگر مهم‌ترین مشکل فیلم‌نامه این بود که به‌جز ارسطو هیچ شخصیت دیگری، داستان درست‌وحسابی نداشت. تنها کسی که سرنوشتش برایمان اهمیت داشت؛ ارسطو بود و بقیه بدون قصه فقط می‌آمدند و می‌رفتند. درواقع فصل ششم «پایتخت» از فقدان قصه و فیلم‌نامه مناسب رنج می‌برد و با آب‌بستن به قصه با نماهای طولانی بی‌ربط، دیالوگ‌ها و سکانس‌های طولانی و بی‌منطق و همچنین شوخی‌های تکراری، در ایجاد موقعیت کمدی ناتوان بود و تنها به لطف بی‌رقیب بودن و ضعف سایر سریال‌های نوروزی و  همچنین بهره‌مندی از برند قبلی پایتخت، توانست بخشی از مردم را همراه سازد. تلویزیون هم فوراً آمار مخاطب ۹۰ درصدی را منتشر کرد تا اثبات کند همچنان کالایش مشتریانی دارد، اما کیست که نداند حنای تلویزیون مدت‌هاست که نزد مخاطبانش رنگ باخته است.

منقلب‌شدن با تخت دونفره!
آنچه در نقد فصل ششم سریال پربیننده پایتخت عنوان شد، به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد اما شاید مهم‌ترین عامل، فقدان ناگهانی نویسنده پنج سری قبلی سریال بود. خشایار الوند، فیلم‌نامه‌نویس توانا که سابقه نویسندگی آثاری مانند «شب‌های برره»، «قهوه تلخ»، «مرد هزارچهره» و... را در کارنامه داشت، اسفند ۱۳۹۷ درگذشت و تیم نویسندگان پایتخت به سرپرستی محسن تنابنده بالاخره تصمیم گرفتند فیلم‌نامه نیمه‌کاره آخرین فصل را ادامه بدهند تا دوستداران پایتخت در تعطیلات نوروزی امسال از تماشای ماجراهای خانواده معمولی بی‌نصیب نمانند. اما در این راه حاشیه‌های بسیاری هم برای تنابنده و مقدم ایجاد شد. یکی از حساسیت‌برانگیزترین این حواشی ارجاع‌های طنزآمیز پایتخت ۶ به برخی از فیلم‌ها یا تیپ‌های آشنای قبل از انقلاب بود؛ از آزادی «قیصر»گونه ارسطو از زندان در قسمت اول، تا ارجاع به برخی صحنه‌های «همسفر» و «ممل آمریکایی» در قسمت آخر. البته لشکر منتقدان سریال در شبکه‌های اجتماعی فقط به فیلم‌های قبل از انقلاب حساس نبودند و حتی نشستن نقی و هما روی تخت دونفره هم آن‌ها را منقلب کرد، به‌گونه‌ای که آن را قبح‌شکنی و انحطاط در صداوسیما خواندند. شوخی با برخی اعمال ظاهری حج هم از گزند انتقادات برخی در امان نماند. این انتقادها در حالی مطرح می‌شد که فصل قبلی سریال هم که به سفارش سازمان اوج ساخته شد و به موضوع جنگ سوریه نیز می‌پرداخت، کمتر از این فصل اشکال نداشت، اما ازآنجایی‌که رویکرد کلی آن فصل با منافع عده‌ای همسو بود چشم بر این اشکالات بستند. البته خود سازندگان سریال هم کم حاشیه نساختند و باوجود آگاهی از ضوابط و مقررات تلویزیون، آن‌هم در شرایطی که قریب به یک دهه با این فضا همکاری داشته‌اند، گاه و بی گاه از سانسور بخش‌هایی از سریال گلایه کردند. برای مثال خود تنابنده در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «میان «پایتخت» ما و پایتختی که می‌بینید تفاوت از زمین تا آسمان است. حتی نسخه سانسور شده را هم سانسور می‌کنند.» فقط می‌ماند پاسخ این سؤال که آیا چنین اعتراض‌هایی به سانسور تلویزیون، نوعی بازی رسانه‌ای برای بیشتر دیده شدن سریال بوده یا تلاش تنابنده و دوستان است که بعدها بتوانند نقش منتقد هم به خود بگیرند و سابقه همکاری با اوج را کمرنگ جلوه دهند! به‌هرحال اختلاف بین مدیران تلویزیون و سازندگان سریال، از سوی هرکدام که جدی‌تر بود، مانع از پخش پشت‌صحنه‌های وعده داده‌شده سریال یک‌شب بعد از نمایش آخرین قسمت شد.
حمله چپ و راست مدیران
انتقادها از پایتخت فقط محدود به کاربران شبکه‌های اجتماعی نبود و مدیران ارشد کشور ازجمله وزیر فرهنگ و رئیس صداوسیما هم برای انتقاد وارد عمل شدند. عباس صالحی وزیر فرهنگ در یک توییت با اشاره‌ای نه‌چندان مستقیم به تنزل کیفی این مجموعه، از خشایار الوند یاد کرد و نوشت: «امسال در پایتخت غم فقدانش را بیشتر حس کردیم. گویا او بود که به آن جان می‌داد. طنز ملیح و درک عمیق از فرهنگ و سنت ایرانی را در پنج حلقه پایتخت به یادگار نهاد.» از سوی دیگر عبدالعلی علی‌عسگری، رئیس سازمان صداوسیما بعد از پخش قسمت آخر سریال «دستور ویژه» پیگیری صادر کرد و گفت معاونت سیما باید بررسی کند تا معلوم شود اینکه در برخی از موارد نسبت به ضوابط و چارچوب‌های رسانه ملی دقت نشده، حاصل اشتباه و بی‌توجهی و وادادگی بوده یا «فتنه‌انگیزی ستون پنجم دشمن». محمد حسینی وزیر ارشاد در دولت محمود احمدی‌نژاد هم یکی دیگر از مدیران در صف انتقاد از این سریال بود و نوشت: «سریال طنز، سرگرم‌کننده و پربیننده پایتخت ۶ درعین‌حال که در وانفسای شیوع کرونا خنده را بر لب‌ها نشاند، بدآموزی‌های جدی هم داشت...». غلامحسین غیب‌پرور، رئیس سابق سازمان بسیج مستضعفین در نامه‌ای انتقادی به عبدالعلی علی عسگری، رئیس سازمان صداوسیما با اشاره به حواشی اخیر ایجادشده در برنامه‌های رسانه ملی، تأکید کرد که به نیرو‌های مؤمن و انقلابی میدان دهید و مجاهدانه جلوی خط ضدانقلاب و نفوذی بایستید. او در ادامه نامه خود خطاب به علی عسگری نوشت: «برای خدا یا اصلاح کنید یا واگذار نمایید.» البته محسن تنابنده هم در واکنش به انتقاد عباس صالحی و محمد حسینی وزیران فعلی و پیشین فرهنگ و ارشاد از کیفیت فصل ششم این سریال و یاد کردن از فقدان خشایار الوند نویسنده مرحوم این سریال، آن‌ها را «طایفه زنده‌کشِ مرده‌پرست» خطاب کرد!

پارویی برای شمارش پول
اگرچه مورد استقبال قرار گرفتن سریال پایتخت توسط مردم، میزان دستمزدهای عوامل و همچنین درآمدهای تلویزیون از این سریال را بالا می‌برد، اما همکاری تلویزیون با سازمان اوج در فصل پنجم سریال و همچنین اظهارنظرهای بعدازآن نشان می‌داد که دستمزدها و هزینه‌های سریال آن‌قدری بالا بوده که تلویزیون از عهده آن برنیاید و کار را برون‌سپاری کند. این موضوع در فصل ششم هم ادامه یافت و جلیل محبی، دبیر ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر، در توییترش مدعی شد که بودجه‌ی کلی فصل ششم سریال پایتخت ۲۳ میلیارد تومان بوده است. همچنین برخی شایعات از دستمزد ۳ میلیاردی محسن تنابنده در فصل ششم پایتخت حکایت دارند. ضمن آن‌که یکی از اهالی رسانه، در پرسشی از روابط عمومی صداوسیما مدعی شد که سازندگان «پایتخت»، برای تمام کردن سریال در دوران پس از کرونا، برآورد بودجه‌ی جداگانه داده‌اند؛ ادعاها و شایعه‌هایی که هنوز واکنشی نسبت به آن منتشر نشده است. اما میلاد نجفی، از اهالی رسانه در توییتر خود نوشت: «میانگین برآورد سریال‌های سیمافیلم دقیقه‌ای ۵ میلیون تومان است‌، حساب کنید ۱۵قسمت ۵۰دقیقه‌ای. بودجه این فصل نزدیک به کارهای فاخر تلویزیون هست. جالب است بدانید برآورد بودجه این سریال برخلاف رویه معمول نه در سیمافیلم که از کانال اداره بازرگانی سیما انجام شده است. بدعت انجام برآورد بودجه پایتخت از کانالی غیر از سیمافیلم به فصل قبل برمی‌گردد. زمانی‌که به خاطر اختلاف حدود یک‌میلیاردی، تولید این سریال به سمت سازمان اوج رفت و البته نهایتاً مبلغ بیشتری هم به آن اضافه شد. آن سختگیری یک‌میلیاردی حالا امروز باعث تفاوت ده‌میلیاردی قیمت فصل ۶ با قیمت واقعی‌اش شده. آن‌هم درحالی‌که تنابنده و تیمش طلبکار شرایط هم هستند.» علاوه بر آن پخش آگهی بین سریال هم حاشیه‌هایی را به دنبال داشت. طبق اظهارنظری که در فضای مجازی منتشر شد، تعرفه تبلیغات برای سریال پرمخاطبی مانند «پایتخت» در سال ۹۸، ثانیه‌ای ۱۱ میلیون تومان اعلام شد، با فرض ۵۰ درصد بیشتر این تعرفه در سال جدید، مبلغ هر ثانیه آگهی ۱۵ میلیون خواهد بود، میزان ۱۲۵۱ ثانیه آگهی در یکی از قسمت‌های سریال ضرب‌در این تعرفه نشان می‌دهد که صداوسیما از آگهی یک قسمت از این مجموعه تقریباً ۱۹ میلیارد درآمد داشته است؛ درآمدی که در پایان ۱۵ شب پخش سریال به حدود ۳۰۰ میلیارد تومان می‌رسد.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.