انتخاب تاریخ:   /  /   
اپلیکیشن بخار
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بیشتر
کد خبر: 71602 | تاریخ : ۱۳۹۸/۱۱/۱۵ - 10:55
«شنای پروانه»؛ یک تراژدی در جنوب شهر
محمد کارت با نخستین فیلمش همه را غافلگیر کرد

«شنای پروانه»؛ یک تراژدی در جنوب شهر

اشاره: روز دوم جشنواره فجر 38اُم در سینمای رسانه روزی امیدوارکننده و تا حدی متفاوت برای همه بود. در این روز در پردیس ملت اکران اصلی سه فیلم «شنای پروانه» ، «بی‌صدا حلزون» و «تومان» با حضور اهالی مطبوعات برگزار شد. فیلم‌هایی که حال و هوا و ساختار متفاوتی نسبت به آنچه در روز اول اکران شد، داشتند و نقدهای متفاوتی را هم به خود دیدند. در این میان «شنای پروانه» نخستین اثر بلند سینمایی محمد کارت در مقام کارگردان، شگفتی جشنواره بود. محمد کارت که تجربه ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند بسیار و البته کاملاً موفقی را در کارنامه دارد، با همراهی پدرام پورامیری و حسین امیری دوماری فیلم‌نامه‌ای پرپیچ‌وخم در دل جنوب شهر نوشته که اجرای آن نیاز به جسارتی دارد که فقط از یک جوان اهل جنوب شهر باسابقه مستندسازی در همان فضا برمی‌آید. این فیلم داستان انتشار فیلم زنی به اسم پروانه در استخر است که شوهرش یکی از گنده لات‌های تهران است و در دنیای اراذل‌واوباش می‌گذرد، هرچند قهرمان فیلم با بازی جواد عزتی می‌خواهد کماکان در این جامعه بی‌رحم خوب بماند؛ ازنظر بصری و اجرایی، گامی بلند و مهم برای کارت در نخستین تجربه محسوب می‌شود، به‌طوری‌که او را بدل به یکی از امیدهای سینمای ایران در سال‌های آتی می‌کند. آنچه قبل از نمایش فیلم و با پخش شدن تیزر فیلم خیلی‌ها را در مورد فیلم کنجکاو کرده بود، تماشای بازی امیر آقایی در نقش یک گنده لات امروزی بود که در مقایسه با آثاری که از او در ذهن داریم، کاملاً متفاوت است؛ اما بازی‌های متفاوت فیلم به همین‌جا ختم نمی‌شود و پانته‌آ بهرام و علی شادمان با نقش‌های خاص و متفاوت، برگ جدیدی از کارنامه کاری خود را رقم می‌زنند. حضور علیرضا داوودنژاد، کارگردان قدیمی و برجسته سینمای ایران در یکی از صحنه‌های فیلم هم دیگر سورپرایز فیلم محسوب می‌شود. گزارش پیش رو به‌مرور همه اتفاقات متن و حاشیه روز دوم جشنواره از نگاه مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار می‌پردازد.

ستاره صبح-

نشست خبری فیلم «شنای پروانه» به نویسندگی و کارگردانی محمد کارت با حضور کارگردان، حسین دوماری و پدرام پورامیری (نویسنده) امیر آقایی، جواد عزتی، پانته‌آ بهرام، طناز طباطبایی، علی شادمان، مه‌لقا باقری، آبان عسگری (بازیگر) ،سعید حسنلو (طراح صحنه)، اسماعیل علیزاده (تدوین)، غزاله معتمد (طراح لباس)، عظیم قراینی (طراح چهره پردازی) و سید رضا صائمی (منتقد) روز یکشنبه سیزدهم بهمن‌ماه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

نظر یک منتقد درباره فیلم
رضا صائمی، منتقد با بیان این مطلب که اعتقاد به نقد صریح فیلم سریعاً پس از نمایش فیلم ندارم و فیلم باید هضم شود و معتقدم تنها در این زمان می‌شود اظهارنظر کرد، گفت: «این فیلم تداوم فیلم‌سازی کارت در ساخت فیلم‌های مستند و کوتاهش و تجربه فضای زیستی اوست. موضوع ملتهب اجتماعی نقطه قوتی بود که برای من جذاب بود. آن چیزی که این فیلم را از فیلم‌های این‌چنینی جدا می‌کند نگاه مستقل فیلم‌ساز به موضوع و شخصیت‌هایش است.» وی در ادامه گفت: «خشونتی که در فیلم می‌بینیم علیه خشونت است و در انتها مخاطب از چنین شخصیت‌هایی حس تنفر پیدا می‌کند.» صائمی ادامه داد: «این فیلم محصول زیسته خود کارگردان است. اگر «خون‌مردگی» را دیده باشید با این فضا آشنا هستید و این تداوم همین مسیر است. وقتی نخستین فیلم فیلم‌ساز وارد بخش سودای سیمرغ می‌شود تجربه این کارگردان را نشان می‌دهد و اینکه او بازیگر خوبی هم هست.» در ادامه منصور ضابطیان که اجرای نشست‌ها را بر عهده داشت، گفت: «کسانی که فیلم‌های کوتاه کارت را دیده‌اند منتظر تماشای فیلم ملتهب دیگری از او بودند که این انتظار برآورده شد.»

تجربه سی‌ساله!
محمد کارت  در ادامه این نشست  و در ابتدای سخنانش  از رسول صدرعاملی و محمد رنج‌کشان تشکر کرد و سپس درباره چگونگی شکل‌گیری ایده فیلم گفت: «پروسه ساخت این فیلم به‌شدت پیچیده بود و شرایط آن سخت بود. ما هشت ماه منسجم روی فیلم‌نامه کارکردیم و باشخصیت‌ها زندگی کردیم.  ما روایت‌های مختلف را تجربه و سکانس‌ها را بازنویسی کردیم. من با این فضا غریبه نیستم و در شهرهای مختلف و جنوب شهر فیلم ساختم و می‌توانم بگویم که تجربه سی و اندی سال پشت ساخت این فیلم بود.»

نقش‌های کوتاه بازیگران زن
در ادامه طناز طباطبایی درباره این‌که چرا حضور در این نقش کوتاه را قبول کرد، گفت: «وقتی فیلم‌نامه را خواندم فکر کردم چرا این نقش را به من پیشنهاد داده‌اند. چند مسئله وجود داشت که من نقش را انتخاب کنم. من حرف فیلم را دوست داشتم و یک فیلم دغدغه‌مند بود. من تنها این شخصیت فیلم را دوست داشتم و دلم نمی‌خواست در نقش دیگری حضور داشته باشم. محمد کارت درباره نقش پروانه توضیحاتی به من داد و از من خواهش کرد که ریسک کنم و نتیجه را به آینده بسپاریم. این نقش به‌اندازه یک نقش بلند برای من کار کرده است.» پانته‌آ بهرام هم در پاسخ به این سؤال گفت: «من با محمد کارت همبازی بودم و می‌دانستم بازیگری را می‌شناسد وقتی به من پیشنهاد داد می‌دانست که من ریسک‌پذیرم و برای از ته زدن مو مخالفتی نمی‌کنم.» بهرام با توضیح اینکه این فیلم برخلاف ظاهر مردانه‌اش به‌شدت فمینیستی است و زن‌های فیلم قربانی هستند، افزود: «نقشی که من در فیلم داشتم از چهره و زنانه‌گی‌اش برای اینکه شرایط دیگری برایش تعریف‌نشده می‌گذرد. هر چه زن در فیلم می‌بینیم قربانی شرایطی هستند که ساخته مردهاست.»
ریتم تند فیلم
کارت در ادامه توضیح داد: «تک‌تک آدم‌های حاضر در فیلم بهترینشان را رو کردند و این جو باعث شد که الان ببینیم هرکسی قاب خود را شکسته و نقش جدیدی را خلق کرده است و یا تجربه جدیدی را امتحان کرده است. من تنها این تیم را پشتیبانی کردم.» او همچنین جای داوودنژاد را در این نشست خالی کرد و حضورش را برای کار بسیار مثمرثمر دانست. کارت درباره کند شدن ریتم فیلم در بخشی از روایت گفت: «من در سالن‌های مختلف که فیلم را دیدم به‌صورت‌ مخاطبان نگاه کردم و مطمئنم که ریتم نمی‌افتد و فکر نمی‌کنم تغییری در فیلم  صورت بگیرد.»
خاطرات خاک خورده
امیر آقایی هم ضمن تشکر از رسول صدرعاملی درباره پذیرش نقش‌اش گفت: «روزی که  محمد کارت به من زنگ زد من خندیدم. چون فکر کنم اساساً تعریفی از من در سینما وجود دارد که فرد شق‌ورقی هستم. اما من نیاز به تحقیقات میدانی نداشتم. من هم مثل محمد از طبقه‌ای آمدم که نصف دوستانم زیرخاک هستند و برخی دیگر زیر حکم. من تنها خاطراتم را از زیرخاک بیرون آوردم. بعد از خواندن فیلم‌نامه این حق را به خودم دادم که یک‌بار در سینما رگ گردنم بیرون بزند.» جواد عزتی هم درباره نقش خودش گفت: «خیلی خوش گذشت و این گروه درجه‌یک بود. تک‌تک بازیگران در فیلم نقش درستی داشتند و هیچ‌کدام شو آف و عکس کار نبودند بلکه عاشق سینما بودند و این  لذت‌بخش بود.» او در توضیح این سؤال که سینما چه میزان در بیان معضلات حاشیه‌نشینی و جنوب شهر موفق عمل کرده است گفت: «این فیلم درباره جنوب شهر تهران نیست بلکه درباره جنوب کل شهرهاست. درام این فیلم بر اساس انتقام نیست بلکه مسیری است که قهرمان طی می‌کند. شخصیت انتقام شخصی نمی‌گیرد بلکه تصمیم هوشمندانه‌‌ای می‌گیرد که به نفع جمع است.»

همه، یک لات درون دارند
کارت درباره حضور متنوع بازیگران در فیلم توضیح داد: «در این فیلم حظ کارگردانی بردم و سطوح مختلف بازیگری به من اعتماد کردند و در فیلم حاضر شدند. همچنین آدم‌هایی در فیلم حضور داشتند که تابه‌حال جلوی دوربین نبودند. تک‌تک بازیگران سعی کردند به‌اندازه درام و فیلم حضور داشته باشند.» محمد کارت درباره این‌که چه دلیلی داشت تا شخصیت‌های این‌چنین در فیلم روایت شوند؟ اظهار داشت: «این فیلم درباره همه افراد جامعه است که من عقیده دارم یک لات درون دارند. افرادی که اگرچه قمه در دست ندارند اما وسیله‌ای به اسم موبایل در دستشان هست که با آن بر سر یکدیگر می‌کوبند. امروز در هر فضایی همه به دنبال آن هستند که اول باشند. من فکر می‌کنم این فیلم یک پوسته خشن درباره بخشی از اجتماع داشت اما در زیرپوست همه اجتماع وجود دارد.»

نظرات منتقدان درباره فیلم «شنای پروانه»

سید آریا قریشی
با اجرایی سخت و فیلم‌نامه‌ای قهرمان پرورانه که منطبق بر اصول کلّی کلاسیک نوشته‌شده، «شنای پروانه» نشان می‌دهد که کارت تمایلی به پیمودن ساده‌ترین مسیرهای ممکن ندارد. «شنای پروانه» قهرمان می‌سازد اما روند قهرمان سازی لزوماً روندی مطابق انتظار ما ندارد و به پایانی غیرمنتظره نیز ختم می‌شود. کارت یکی از امیدهای سینمای ایران است. فیلم ازنظر بصری و اجرایی یادآور برخی از آثار فیلم‌سازانی چون هومن سیدی به نظر می‌رسد و رسیدن به بیان تصویری مستقل‌تر می‌تواند منجر به ساخت فیلم‌هایی حتی برانگیزاننده‌تر از «شنای پروانه» از سوی کارت شود.

امیررضا تجویدی
اثری غافلگیرکننده از محمد کارت که اینجا توانسته مشکل فضاسازی صرف در فیلم‌های کوتاهش را با سناریویی قابل‌قبول و استاندارد مرتفع کند. موقعیت اولیه بسیار ملتهب فیلم، حول یک آسیب اجتماعی مهم شکل می‌گیرد و حادثه محرک داستان نیز، بسیار سریع و کوبنده بدون اتلاف وقت عواقبی را برای شخصیت‌ها رقم می‌زند که اهمیت واکنش‌های آمیخته با تردید آنان را دوچندان می‌سازد‌. فیلم در طراحی جزئیات انگیزه و کنش شخصیت‌ها موفق است با ادغام کشمکش‌های بیرونی در چند عرصه با کشمکش‌های درونی شخصیت‌های اصلی، پویایی و ریتم مناسبی برای تسلسل رویدادها در پرده نخست در پی گرفته و این ریتم، تا رقم خوردن نقطه عطف اول، فیلم را به اثری شاخص در سینمای اجتماعی چند سال اخیر تبدیل می‌کند. مشکل فیلم در پرده دوم اینجاست که جستجوی قهرمان برای یافتن حقیقت و مواجهه‌اش با نزدیکان برادر خطاکارش، نمودار درستی ندارد و بخشی از این مواجهه‌ها در عوض کارکرد دراماتیک و تبدیل‌شدن به روابط بین فردی دراماتیک، صرفاً حکم بازتاب پر جزئیات مختصات شخصیتی برخی بزهکاران مشغول به آسیب‌های زیرزمینی تهران را دارند و با حذف یا لااقل کوتاه کردنشان نیز کلیت داستان آسیبی نخواهد دید. در نقطه بحران و گره‌گشایی اما فیلم جانی دوباره می‌گیرد و با ایجاد پیچی غافلگیرکننده در باب هویت آنتاگونیست پشت پرده، نوید فرجامی نفس‌گیر را می‌دهد. اما در پایان فیلم‌ساز خاطرنشان می‌کند که در دل این سیاهی و تباهی، مواجهه و درگیری تعیین‌کننده پایانی نه میان ضدقهرمان و آنتاگونیست ظاهری، که میان او و مورد اعتمادترین فرد زندگی‌اش است، اعتمادی که در این روزگار دروغ و پلیدی، در ازای تکیه‌گاه، بلای جان می‌شود. «شنای پروانه» درمجموع راوی هزارتوی توطئه جذابی است در باب ورود قهرمانی از همه‌جا بی‌خبر به رینگ بوکسی که تنها راهش برای بیرون آمدن از آن، زدن بر زیر میز بازی باطلی است که ترجیح می‌دهد دیگر مهره خاموشی بر صفحه آن نباشد.

حمیدرضا حاج حسینی
شایعاتی که درباره موضوع فیلم مطرح‌شده بود این فرضیه را قوت می‌داد که «شنای پروانه» فیلمی است که قصد دارد از قشر خلاف‌کار و اراذل‌واوباش قهرمان بسازد یا کاری کند که تماشاگر با این دسته از آدم‌ها همدلی کند. اما رویکرد فیلم کاملاً برعکس است. درواقع با یک تریلر معمایی قابل‌قبول طرفیم که تلاش کرده داستان بگوید. هرچند در بخش‌هایی از فیلم‌نامه ایراداتی وجود دارد و تأثیراتی از فیلم‌هایی نظیر «ابد و یک‌روز» و «مغزهای کوچک زنگ‌زده» قابل‌مشاهده است. اما «شنای پروانه» به‌عنوان فیلم بلند اول محمد کارت اثری تماشایی است.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.