انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بیشتر
کد خبر: 71435 | تاریخ : ۱۳۹۸/۱۰/۲۰ - 23:31
دومینوی تنش میان آمریکا با ایران و عراق تا کجا می‌رود؟
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و کارشناس مسائل منطقه‌ای در گفت‌وگو با ستاره صبح بررسی کرد

دومینوی تنش میان آمریکا با ایران و عراق تا کجا می‌رود؟

اشاره: عراق، کشوری بزرگ در خاورمیانه و نیز یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت، کشوری بااهمیت در تعیین ژئوپلیتیک منطقه است. وضعیت این کشور ازآنجاکه طولانی‌ترین مرز خاکی با ایران را داراست، برای ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ اما عراق از چند ماه پیش، شاهد تحولات گسترده‌ای بوده است. از یک‌سو شکل‌گیری موج تازه‌ای از تظاهرات ضددولتی حامیان دموکراسی در سراسر این کشور که برخی تحلیلگران از آن به‌عنوان آغاز «بهار عربی دوم» یادکردند، به استعفای عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر انجامید و هنوز نیروهای مختلف سیاسی در پارلمان برای تعیین جانشین او به توافق نرسیده‌اند؛ از سوی دیگر ایالات‌متحده در واکنش به یک حمله راکتی به یکی از پایگاه‌های نظامی آمریکا که طی آن یک نیروی آمریکایی کشته شد، به کاروان حشدالشعبی در نزدیکی فرودگاه بغداد حمله کرد و طی این حمله پهپادی سپهبد قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و همراهانش به شهادت رسیدند. درنتیجه این اتفاقات، تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، به‌خصوص بین ایران و آمریکا بالا گرفت و خاک این کشور می‌رفت تا به صحنه یک جنگ بدل شود. اما به نظر می‌رسد با پاسخ ایران در هدف قرار دادن پایگاه نظامی آمریکایی عین الاصد، قدری از آتش تنش‌ها کاسته شده است. در همین ارتباط در ستاره صبح پای صحبت‌های فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و کارشناس مسائل منطقه‌ای نشستیم تا تحلیل او را از وقایع عراق بشنویم. گزیده‌ای از گفت‌وگوی مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار با او را در ادامه می‌خوانید.

ستاره صبح-

   به نظر شما علت حمله اخیر آمریکا به عراق و خط‌ونشان کشیدن‌های پیاپی ایران و ایالات‌متحده در طول هفته گذشته چه بود؟
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کرد با محو یک دشمن بزرگ مثل سردار سلیمانی، ضربه‌ای بزرگ به ایران وارد می‌کند و دیگران را وادار به سکوت می‌نماید تا از این طریق دریچه‌ای در بحران داخلی کشورش ایجاد شود؛ درنتیجه دست به یک اقدام تروریستی کوته فکرانه زد. درحالی‌که نتیجه این اقدام برای ترامپ برعکس از آب درآمد. علاوه بر این‌که مردم ایران با حضور خود در تشییع سردار سلیمانی، واکنش خود را به این اقدام نشان دادند، بعد از طرح حرف‌های بی‌ربط ترامپ درباره انتقام‌های 52 گانه از نقاط حساس ایران ازجمله مناطق فرهنگی، انتقادات شدیدی در خود آمریکا هم پدید آمد و بسیاری از سیاستمداران این کشور از افروختن آتش یک جنگ دیگر توسط آمریکا انتقاد کردند.

  آیا می‌توان گفت که با پاسخ ایران و هدف قرار دادن پایگاه نظامی عین الاصد، تقابل نظامی دو کشور به پایان رسیده است؟
مسئله این است که ایران و آمریکا مدت‌هاست در حال جنگ هستند؛ جنگ اقتصادی، جنگ نیابتی در سرزمین‌های دیگر و... . اصولاً سیاست آمریکا در این‌گونه موارد که پیش‌تر درباره شوروی اقدام کرد، این است که حریفی را که تمایلات هماوردی با او دارد، در مناطق مختلف به چالش‌های پرهزینه بکشاند و نخست ازلحاظ اقتصادی آن را از پای درآورد. دوم این‌که آنان را آغازکننده جنگی معرفی می‌کند که خود هم در آن نقش داشته، تا بتواند بعدها غرامت‌های سنگین از آنان مطالبه کند. در خصوص مورد اول، آمریکا در کشاندن ایران به یک سلسله جنگ‌های فرسایشی تا حد زیادی موفق بوده و تمایلات اعتقادی داخلی ایران هم به آن کمک کرده است. نمونه آن را در کمک ایران به حوثی‌ها در یمن، حزب‌الله در لبنان، حمایت مالی و نظامی از عراق و سوریه بعد از خروج داعش و... می‌توان دید. هزینه ها برای ایران داشته است. به نظر نمی‌رسد بعدازاین هم تلاش امریکا برای تقابل با ایران تمام شود.

   تصمیم پارلمان عراق برای خروج نیروهای آمریکایی از خاک این کشور چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟
اقدام پارلمان عراق معادلات را برعکس کرده است؛ این اقدام جدید موجب شد در خود عراق یک واکنش بزرگ نشان داده شود و از دولت خواسته شود تا مقدمات خروج آمریکایی‌ها از خاک این کشور را فراهم کند. به‌طوری‌که آمریکای ترامپ که تصور می‌کرد می‌تواند روی رابطه‌اش با عراق حساب ویژه‌ای باز کند، ناگهان مجبور شده با روی جدید عراق هم روبه‌رو شود و این کشور را به اعمال تحریم‌های سنگین تهدید کند. مشخص نیست که دامنه تحریم‌ها و تهدیدهای ترامپ تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند. زیرا اگر عراق را هم مثل ایران تحریم کند، این دو کشور بزرگ، تاریخی و همسایه استراتژیک را به‌طور بالقوه با امکانات بیشتری به یکدیگر نزدیک خواهد کرد؛ هم برای همکاری‌های خنثی‌کننده تحریم، و هم برای مبادلات تجاری متعدد با همسایگان برای کنار زدن تحریم‌ها. طبیعتاً با نزدیک‌تر شدن ایران و عراق، کشورهای دیگری نیز به این اتحاد خواهند پیوست و بدین ترتیب خود ترامپ عملاً در یک تحریم منطقه‌ای قرار خواهد گرفت. این‌ها مسائل حاد و مهمی است که می‌تواند پشت سر هم و یا به‌اصطلاح «دومینو وار» پدید آید.

    ایران در شرایط کنونی منطقه چه جهت‌گیری‌ای باید داشته باشد؟
مسئله امروز مردم ایران آن 200 میلیارد دلار خسارت نقدی‌ای است که به گفته رئیس‌جمهور تاکنون به علت عدم فروش نفت و پتروشیمی و همچنین عدم سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در راه توسعه، به دلیل تحریم‌ها معطل مانده است. این امر موجب شده تا امروز تورم سختی گریبان مردم را بگیرد. حالا شهادت سردار سلیمانی، برای ابعاد واکنش بزرگ مردم به این فشارها تاحدی مانند یک مسکّن عمل کرده و مسائل را تحت‌الشعاع قرار داده است؛ اما بعد از فرونشستن غبار غم‌ها، بار دیگر مصائب روزمره مردم چهره خود را نشان خواهد داد. لذا مردم نگران‌اند که یک انتقام‌جویی حاد و شدید، مشکلات زندگی آنان را چند برابر کند. در این شرایط انتظار از نظامیانی که برای انتقام از امریکا قرار است تصمیم بگیرند، این است که در مناسبات خود، حجم غرامت‌ها، امکانات، توانمندی‌های مالی، صنعتی و اقتصادی ایران را در نظر بگیرند و با مقایسه آن با ایالات‌متحده آمریکا، معقولانه‌ترین تصمیم را اتخاذ کنند. همچنین با لحاظ کردن موقعیت‌های به‌دست‌آمده و نوعی دوراندیشی، شاید بتوان با نوعی سازگاری و تنها گذاشتن آمریکا، با سایر کشورهای بزرگ جهان به‌نوعی توافق دست یافت و بتوان ایران را به‌طور فعال به‌دوراز مسائل احساسی، ایران را به عرصه جهانی بازگرداند تا بااقتدار کامل، ایران به‌عنوان یک کشور قدرتمند با صنعت و اقتصاد قوی، در عرصه بین‌الملل ظاهر شود و خواسته‌های دیگر خود را به کرسی بنشاند. 

   چرا به ناگاه صحنه تقابل لفظی و نیابتی دو کشور به تقابل نظامی تبدیل شد؟
کلید خوردن این تقابل نظامی با حمله جنگنده‌های آمریکایی به مواضع کتائب حزب‌الله عراق در مرزهای سوریه و عراق آغاز شد. وزیر امور خارجه ایران در یک اظهارنظر سیاسی این حملات را «غیرقابل‌قبول» عنوان کرد و متقابلاً طرف آمریکایی هم انجام این حملات را واکنشی به حمله راکتی به مواضع خود در عراق و کشته شدن یک نیروی آمریکایی در این کشور دانست. بعد هم که ایالات‌متحده دست به ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران زد و این شعله افروخته‌تر شد. اما نباید از یاد برد که صحنه جنگ، منتهای عمل غیرقانونی و غیرانسانی بشر است و سخن گفتن از قانون در آن، بی‌معناست. درواقع جنگ مانند زلزله است که در صورت وقوع، اظهارنظر درباره حقانیت آن جایگاهی ندارد، بلکه به قدرت آن و میزان تلفات و خسارات آن باید توجه کرد. زیرا به هر ترتیب جنگ امری زشت و نادرست است و نباید به‌هیچ‌عنوان به استقبال آن رفت. آنچه در این میان اهمیت دارد، اعمال پیشگیرانه برای کاستن از میزان خسارات است. این در حالی است که طرفین سال‌هاست یکدیگر را به عملیات نظامی تهدید می‌کنند و در کمال تعجب، شاهد هستیم که عده‌ای در داخل و خارج از ایران، از انجام این تهدیدات ذوق خود را بروز می‌دهند. نکته قابل‌توجه آن است که نباید آرامش مردم عراق، ایران و سایر کشورهای منطقه را برهم زد و آنان را در آتش منازعه بی‌انتهای خاورمیانه سوزاند. از طرفی باید دانست که فقط بودجه جنگ در ایالات‌متحده آمریکا از بودجه کل بسیاری از کشورها بیشتر است و با علم به این موضوع، طرح سخنان تحریک‌کننده یا حتی اقدامات این‌چنینی در وضع فعلی جایی ندارد. در این شرایط باید نیروهای عقلانی وارد عمل شوند و با آگاهی از پیامدهای واکنش‌های نظامی متقابل، درصدد رفع تنش‌ها در منطقه برآیند.

    آیا میزان شدت و ضعف این تهدیدات بر روابط تهران -  واشنگتن اثری خواهد گذاشت؟
با توجه به آن‌که روابط دو کشور در طول یکی دو سال گذشته، به‌خصوص بعد از خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های سنگین در یک‌شکل نسبتاً بحرانی بوده، نمی‌توان گفت این حملات تأثیر آن‌چنانی بر روابط تهران و واشنگتن خواهد گذاشت؛ مگر آن‌که موضع اسرائیل در این میان تغییری ایجاد کند؛ زیرا به‌هرحال اسرائیل که در نزدیکی همین منطقه است، همواره خود را در معرض تهدید علنی ایران می‌بیند و آمریکایی‌ها که خود را موظف به حفظ موجودیت اسرائیل می‌دانند، ممکن است بر این اساس واکنشی نشان دهند.

   برخی بر این باورند که حمایت ایران از دولت مستقر و برخی نیروهای شبه‌نظامی در عراق، موجب شده تا آمریکا و برخی دیگر از کشورهای منطقه نسبت به این امر حساس شوند و دست به اقدامات تلافی‌جویانه بزند. نظر شما دراین‌باره چیست؟
بعد از آن‌که نیروهای موردحمایت ایران در عراق در مبارزه با داعش پیروز شدند، نوعی اعتماد به ایران در میان مردم عراق پدید آمد و مردم نجات خود و کشورشان را مدیون این نیروها می‌دانستند. اما کمی بعد به دلیل بعضی واکنش‌های عقیدتی در این کشور و تبلیغات وسیعی که در این زمینه صورت گرفت، به‌خصوص بعد از آن‌که فرمانده پیشین ارتش عراق درخواست کرد که نیروهای مردمی حشدالشعبی در ارتش ادغام شوند و حشدالشعبی آن را نپذیرفت، موجب شد تا عراقی‌ها اعم از سنی، شیعه، کردها و... این مسائل را از جانب ایران ببینند و این‌گونه تصور کنند که ایران درصدد نفوذ در این کشور است. درحالی‌که قصد مقامات جمهوری اسلامی این نبوده است. چندی بعد و پس از آن‌که تظاهرات بزرگ سراسری در عراق صورت گرفت،  برخی مخالفان این‌گونه القا کردند که بخش عمده اعتراضات به خاطر دخالت‌های ایران بوده است؛ این القائات به‌خصوص بعد از حضور میلیونی زائران ایرانی در اربعین و میهمان‌نوازی گرم عراقی‌ها صورت گرفت. در کل می‌توان گفت که مجموعه زمینه‌های داخلی و تحریکات خارجی در ظهور این اندیشه مؤثر بوده است. البته نباید فراموش کرد که اگر زمینه‌های داخلی در عراق فراهم نمی‌بود، تحریکات خارجی نمی‌توانست تا این اندازه اثر بگذارد. در شرایطی که ایران بعد از اقدامات اولیه مبارزه با داعش، نفوذ خود را در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، و... متمرکز می‌کرد، در آن صورت می‌توانست نفوذ جدی‌تری در روابط دو کشور داشته باشد؛ درعین‌حال در اعتراضات شاهد بودیم که بخشی از معترضان از صدام حسین، دیکتاتور سابق این کشور و حزب بعث حمایت کردند، که این نشان‌دهنده شدت نفوذ خارجی است. اما اکنون‌که شرایط حاد شده، واکنش‌ها هم به همان نسبت حادتر شده و بخشی از مردم عراق به حضور ایران حساس شده‌اند؛ لذا باید در شرایط فعلی هوشمندانه‌تر عمل کرد.

   به‌عنوان آخرین پرسش شما، آینده سیاسی عراق را بعدازاین تحولات چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به‌هرحال سیاست عراق امروز با یک بحران جدی روبه‌روست. از طرفی نخست‌وزیر کشور استعفا داده و نیروهای سیاسی و احزابی که در پارلمان حضور دارند، هنوز با یکدیگر به یک توافق جامع نرسیده‌اند. لذا پرونده تعیین نخست‌وزیر بلاتکلیف مانده است. این بن‌بست سیاسی موجب شد که حتی برهم صالح آمادگی خود را برای استعفا از مقام ریاست جمهوری اعلام کند. در شرایطی که برخی نیروهای سیاسی از تصمیم‌گیری دراین‌باره کناره گرفته‌اند، مردم از گزینه‌های معرفی‌شده راضی نیستند و رئیس‌جمهور هم می‌بیند که قدرت ناچیزی دارد، ناچار به استعفا می‌شود. چنانچه احزاب و نخبگان سیاسی به مصالحه‌ای در سیاست نرسند و دخالت‌های خارجی در وضعیت فعلی قدری کمرنگ‌تر شود که بعید به نظر می‌رسد، آینده‌ای شبیه سوریه برای عراق پیش‌بینی می‌کنم. البته دو ائتلاف مهم و بزرگ پارلمان یعنی ائتلاف سائرون به رهبری مقتدی صدر و ائتلاف نصر به رهبری حیدر العبادی، راهکار همه‌پرسی برای انتخاب نخست‌وزیر پیشنهاد داده‌اند. من بر این عقیده‌ام که این موضوع عملی نیست؛ زیرا حتی اگر همه‌پرسی هم صورت بگیرد، نظام سیاسی و پارلمانی کشور همچنان به‌جای خود هست، درحالی‌که مردم خواهان یک نظام مدنی‌تر در کشورشان هستند که تفاوت‌های مذهبی و قومیتی اعم از شیعه، سنی، مسیحی، کرد و... در آن معنایی نداشته باشد. تا زمانی هم که به این خواسته به‌حق مردم جامه عمل پوشانده نشود، وضع از این بهتر نخواهد شد.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.