انتخاب تاریخ:   /  /   
اپلیکیشن بخار
کد خبر: 71311 | تاریخ : ۱۳۹۸/۹/۳۰ - 09:36

ستاره صبح-روزها و مناسبت‌های خوبی در کشورمان داریم، اما افسوس و صد افسوس که در تلاطم رویدادهای مکرر و نگرانی‌های فراوان، این روزها و مناسبت‌ها اهمیت خود را از دست می‌دهند و در گردوخاک‌های سیاست، از چشم‌انداز سیاسیون و فرهیختگان و دلسوزان جامعه دور و به فراموشی سپرده می‌شوند. یکی از این روزها که به مناسبت سالگرد شهادت استاد عالی‌مقام حوزه و دانشگاه، آیت‌الله شهید دکتر محمد مفتح، روز وحدت حوزه و دانشگاه نام‌گرفته، چندان‌که بایدوشاید موردتوجه قرار نمی‌گیرد، چه‌بسا اولیای امور و سیستم تبلیغاتی و فرهنگی کشور چنان در گیرودار چالش‌های بزرگ جامعه، اعم از اقتصادی و سیاسی و امنیتی و اجتماعی فرورفته‌اند که در این شرایط، هیچ نیازی به اتحاد حوزویان و دانشگاهیان احساس نمی‌کنند. این امر ضربه زیادی به فرهنگ، سیاست و آموزش کشور می‌زند. شاید بعضی‌ها به‌ویژه دانشجویان و دانشگاهیان این نگرش را یک ادعا بدانند و از رفتار و نوع آموزش حوزوی و نیز برخورد متولیان سنتی آموزش به علوم انسانی دانشگاهی، انتقاد داشته باشند و در این اندیشه فروروند که وحدت این دو قشر مهم و پرراز و رمز جامعه باعث شود یکی از آن‌ها که قدرت و امکانات و میز خطابه‌های بیشتری دارد بخواهد بر دیگری غلبه کند یا تفکرات خود را برطرف ضعیف تحمیل نماید، پس چه‌بهتر که این دو صنف هرکدام راه خود را بروند و به‌اصطلاح گلیم خو د را از آب بیرون بکشند. در مقابل این نظر، نگرش دیگری وجود دارد که بر این باور است که وحدت و همدلی و همفکری این دو قشر اندیشمند می‌تواند برای پیشرفت کشور بسیار سودمند باشد.مرحوم آیت‌الله منتظری در اولین سالگرد شهادت استاد مفتح، در خطبه‌های نماز جمعه قم پیشنهاد کرد که روز 27 آذرماه هرسال به مناسبت شهادت این روحانی استاد دانشگاه، سمینارها و جلساتی را با عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه برگزار کنند و آثار این وحدت را تبیین نمایند تا هم بدبینی‌ها از بین برود و هم در یک همکاری سودمند، سطح دانش عمومی همراه با تقوی در جوامع دانشگاهی افزایش یابد و به‌موازات آن طلاب و روحانیون نیز بیش از گذشته با علوم روز آشنا شوند. ایشان در پیامی که به مناسبت دهه فجر 1360 خطاب به مردم ایران فرستادند، نوشتند که: «ازآنجاکه انقلاب اسلامی ما بر محور کسب استقلال کامل با شعار نه شرقی، نه غربی شروع و پیروز شد، طبیعی است که برای تأمین نیازها و رفع مشکلات آن نمی‌توان از الگوهای وارداتی شرقی و غربی استفاده نمود، بلکه باید ملت مسلمان ما با ابتکار و خلاقیت و روشنفکری خود پاسخگوی آن‌ها باشد و مهم‌ترین منبعی که باید نیروهای لایق و متعهد به فرهنگ انقلاب را تربیت کند حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های کشور می‌باشد. مسئولین حوزه‌ها و دانشگاه‌ها باید با تشریک‌مساعی و همفکری نزدیک و ایجاد زمینه‌های تبادل فکری و فرهنگی بین دو قشر عظیم روحانی و دانشجو قدم اول را بردارند. آن‌ها باید ترتیبی بدهند که این دونیروی خلاق و سازنده بتوانند مکمل یکدیگر باشند و از تجربیات و آموزش‌های مثبت یکدیگر بهره‌مند شوند.»این هم یک نگاه به‌ضرورت وحدت بین حوزه و دانشگاه است. اگرچه زمان بیان این دیدگاه نزدیک به چهار دهه قبل است و هنوز روحانیون آن‌گونه که دانشجویان از عملکردشان آگاه شوند وارد عرصه اجرائی و تقیینی و حتی قضائی نشده بودند، اما نمی‌توان به دلیل گذشت این‌همه سال، اصول یک ضرورت را فراموش کرد و همه حوزه‌های علمیه و دروس گوناگون آن را در عملکرد تعدادی روحانی درگیر در مسائل مملکت‌داری خلاصه کرد و نتیجه دلخواه خود را گرفت. شک نباید کرد که حتی رفتار و گفتار و روش و منش نمایندگان ولی‌فقیه در دانشگاه نمی‌تواند یک نگاه کلی و جامع را به دانشجویان بدهد که آنان را به فاصله گرفتن از این قشر علمی کشور تشویق نماید.به نظر نگارنده که هم به بخشی از روحانیون نزدیک است و هم منتقد سرسخت دیدگاه و عملکرد بسیاری از آن‌ها است، نمی‌توان ضرورت همراهی و وحدت دو جریان علمی دانشگاهی و حوزوی را انکار کرد. آنچه کاملاً قابل پیش‌بینی است این است که نباید پنداشت که چون کشور و حکومت ایران اسلامی است و دانشگاه‌های مدرن، پدیده‌های غربی هستند، در درازمدت تضعیف می‌شوند و از بین می‌روند و حوزه‌های علمیه با رویکرد توجه به مدرک‌های مرسوم غیر حوزوی، جای آنان را می‌گیرند. هرگز نمی‌توان علوم پایه و علوم مهندسی و علوم پزشکی و جمیع علوم انسانی و علومی که درزمینه هنر مثل سینما و موسیقی و هنرهای تجسمی تعریف می‌شوند را باهمه دستاوردهای جدید و فراوان آن را به درون حجره‌ها کشاند و مملکت را از داشتن دانشگاه‌های به سبک غربی بی‌نیاز نمود. از همین رهگذر نباید و نمی‌توان روزی را تصور کرد که بوعلی سیناها و رازی‌ها و فارابی‌ها و ابن هیثم‌ها و سعدی‌ها و احمد جامی‌ها را که طب و فقه و عرفان و موسیقی و فلسفه و کلام و حدیث و تفسیر و فیزیک و نجوم و شعر و جفر و اصطرلاب و هندسه و... را باهم و در کلاس طلبگی خواند. برعکس، بیم این می‌رود که به‌مرور تمامی دروس حوزوی وارد دانشگاه‌ها شود و پرفسورهای علوم قرآنی و فقه و اصول و کلام و درایه، مجتهد خوانده شوند و پیش‌بینی علمای سلف همچون سید حسین طباطبائی بروجردی و آخوند خراسانی و حتی سید علی سیستانی در سپردن کارهای اجرائی حکومتی به روحانیون، اساس این تشکیلات را سست می‌کند، درست درآید، لذا ضرورت دارد بیش از دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه به و حدت بین دانشگاه و حوزه فکر کند و آن را عملی سازند. با توجه به این تحلیل، نگاره معتقد است که همه باید دست‌به‌دست هم دهند و بر تحقق وحدت حوزه و دانشگاه اقدام نمایند. 

 

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.