انتخاب تاریخ:   /  /   
اپلیکیشن بخار
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
پس لرزه‌های ترور سردار ملی
سنگ تمام خوزستانی‌ها و خراسانی‌ها برای سردار
پیامد مصوبه پارلمان عراق در زمینه خروج نظامیان خارجی برای منطقه چیست؟
وداع میلیونی تهـران با سـردار ایـران
این‌سو و آن‌سوی شهادت سردار
داغ سقـوط تازه شد
بازتـاب تـرور فرمانـده
اهداف سفر روحانی به ژاپن چیست؟
باخت قمارباز آمریکائی در خاورمیانه
علت‌یابی یک سقوط: از پنهان‌کاری تا شفافیت دیرهنگام
مسئول اعلام آمار کشته‌شدگان آبان ماه مشخص شد
آیا سفر روحانی به توکیو دستاورد داشت؟
واکنش‌ها به گزارش خبرگزاری رویترز درباره کشته‌شدگان آبان ماه
تهدیـد آمریـکا؛ پاسـخ ایـران
سید حسن نصرالله انتقام پدرم را می‌گیرد
پیامدهای احتمالی حمله آمریکا به مواضع حزب‌الله عراق برای ایران
همه چیز درباره کارگروه ویژه اقدام مالی، یک سلاح جهانی برای مبارزه با پول کثیف
نامه نمایندگان به رهبر انقلاب درباره FATF می‌تواند گره‌گشا باشد
افزایش قیمت نفت، طلا و سقوط بورس پس از ترور سردار سلیمانی توسط بالگردهای آمریکائی
نبودگفتمان مشترک، عقب‌ماندگی ، بین‌المللی نبودن ، دانش، تحریم ...
در حال نوشتن نامه به رهبر انقلاب در خصوص تبعات نپیوستن ایران به FATF هستیم
حکمرانی خوب برای استانداردهای نظامی
پیامدهای حقوقی سانحه سقوط هواپیمای اوکراین برای ایران
چگونه اعتراض از حالت نرم و شعار به حالت خشن در می آید؟
پیامدهای عدم تصویب (FATF) برای ایران
از مذاکره و توافق روی‌گردان نیستیم
رئیس‌جمهور سکوت را شکست
پیامد ترور سردار سلیمانی برای ایالات‌متحده
با ایران مذاکره کنید؛ پنجره دیپلماسی روبه پایان است
روزنامـه‌هـا صدای مردم و حلقه واسط میـان آن‌ها و حاکمیـت
ائتلاف دریایـی دربرابرائتلاف دریایـی
بهترین پیشنهاد آبه شینزو به روحانی
عراق در لبه پرتگاه، بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
رویدادهای مهم خاورمیانه در سال 2019 و غافلگیری‌های ترامپ
ایران نباید وارد جنگ با ایالات متحده شود
نقش تحریم‌ها بر کوچک شدن اقتصاد ایران
رویارویی ایران و آمریکا به کجا می‌انجامد؟
اینترنت شاهراه ورود تروریست‌ها بود و باید بسته می‌شد
پس لرزه‌های یک سقوط غیرعمد
واکنش سه کشور اروپایی به آغاز گام پنج هسته‌ای ایران
مسدود شدن نورد استریم 2 روسیه توسط واشنگتن
انسداد یا گشایش اقتصادی؟
مانور مشترک چین روسیه و ایران در دریای عمان
تلاش برای شکستن تحریم‌ها
خروج از سلطه دلار با ارزهای رمز پایه
ارسال 100 پیامک تهدید‌آمیز
ایجاد« بزرگ‌ترین ترک‌ »در اتحاد غرب به دلیل تنش میان ایران و آمریکا
ماجراجویی یا محاسبه اشتباه؟
مکانیسم ماشه کشور را ناگهان در یک بن‌بست قرار نمی‌دهد
موضع مجلس آینده ایران در قبال واشنگتن
بیشتر
کد خبر: 71230 | تاریخ : ۱۳۹۸/۹/۱۸ - 09:53
آیا بهار عربی دوم در راه است؟
یادداشت

آیا بهار عربی دوم در راه است؟

اشاره: سال 2010 میلادی، مجموعه‌ای از انقلاب‌ها، خیزش‌ها و اعتراضات مردمی در کشورهای خاورمیانه، جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا رخ داد که به سبب درگیری اغلب کشورهای عرب، به «بهار عربی» موسوم شد. فارغ از دلایل و ریشه‌های وقوع این جنبش‌ها و نتایج مختلفی که به بار آورد، اکنون جهان شاهد موج تازه‌ای از تظاهرات ضددولتی حامیان دموکراسی در برخی کشورهای عربی است که می‌توان به آن لقب «بهار عربی دوم» داد. پایگاه خبری تحلیلی «میدل‌ایست‌آی» در تحلیلی به وضعیت فعلی بهار عربی و کشورهایی که شاهد اعتراضات مرتبط با این جنبش بودند، پرداخته است. این پایگاه خبری در همین ارتباط نوشته است: «دولت‌های جهان عرب اکنون در مقطعی قرار دارند که باید به معترضان در داخل نشان‌ دهند به دنبال پایبندی به استانداردهای شفافیت سطح بالاتری هستند.» در ادامه گزارش تحلیلی این پایگاه خبری را به نقل از ایسنا می‌خوانید.

ستاره صبح-

موج جدید اعتراضاتی که جهان عرب را درگیر ساخته حاکی از وجود عزم نسل جوان در این کشورها برای تعیین استانداردهای جدیدی برای پاسخگو دانستن رهبرانشان است. سال 2011 تبدیل به نقطه عطفی در جهان عرب شد که در طی آن جوانان به خیابان‌ها آمده و خواستار برخورداری از آزادی، دموکراسی و تقویت قدرت اقتصادی خود شدند. این جنبش به‌اصطلاح بهار عربی باعث زدوده شدن این افسانه که کشورهای عربی به شکلی استثنایی در برابر تغییر و رفتن از استبداد به سمت دولت‌های دموکراتیک‌تر مقاومت می‌کنند، شد.

ناکامی قیام مردم
با نگاه به گذشته مشخص می‌شود، جوامع عربی به‌ویژه جوانان این کشورها، بیش‌از حد قابلیتشان برای باقی ماندن در مسیری که برای این جنبش تعیین کرده بودند را دست بالاگرفته‌اند. وعده برآورده ساختن بهار عربی تا حد زیادی در مواجهه با حکومت‌هایی ارتجاعی و به‌شدت مقاوم در برابر تغییر و عدم وجود حمایت بین‌المللی از آن‌ها تا حد زیادی ناکام مانده است. کشورهای غربی که در ظاهر خود را هم‌پیمان طبیعی نیروهای دموکراسی خواه نشان می‌دهند، واکنش‌های متناقضی به قیام‌های بهار عربی نشان دادند که عمدتاً دلیل آن به چالش کشیده شدن مستبدان موردحمایت کشورهای غربی که به سرکوب گروه‌های افراط‌گر در داخل می‌پرداختند، بود.

سرخوردگی به‌جای امید
در محیط جدید فعلی، عدم وجود شایسته‌سالاری به همراه ناتوانی دولت در تأمین خدمات عمومی اساسی ناراحت‌کننده‌تر و چشمگیرتر شده است. درنتیجه این وضعیت، امیدهای اولیه اعتراضات جایش را به سرخوردگی‌های بروز پیداکرده در خیابان‌های کشورهای عربی داده و این موضوع در کنار شرایط ناگوار اقتصادی دشواری‌های زیادی را ایجاد کرده است. در کشورهایی همچون یمن، لیبی و سوریه آشوب پس‌ازآن به وجود آمد که درگیری‌های داخلی تحت تأثیر یک سری نزاع‌های منطقه‌ای تشدید شدند. در کشورهای دیگر هم انقلاب‌ها با برخوردهایی بر ضد خود، سرکوب شدید و برخورد مقامات با جامعه مدنی روبرو شدند. حتی در تونس هم که با ضدانقلاب روبرو نشد فقدان وجود رهبران سیاسی به همراه اقتصاد ضعیف باعث گسترش نارضایتی‌ها شد.

برنامه‌های نجات
جامعه مدنی اقدام به راه‌اندازی برنامه‌های نجات برای کشورهایی که فاقد منابع لازم برای مقاومت در برابر شرایط ناگوار اقتصادی بودند کرد. این برنامه‌ها از مقام‌های داخلی حمایت کرده و تا حد زیادی متمرکز بر باثبات‌سازی اقتصاد کلان بودند. این برنامه‌ها به کاستن از عدم توازن‌های اقتصادی داخلی و خارجی که رو به گسترش بود کمک کردند اما تغییری در دینامیک‌های اساسی که عامل گسترش اعتراضات شد یعنی رشد اقتصادی ضعیف، اشتغال‌زایی محدود برای نسل در حال گسترش جوانان و انحصار دولت، ارتش یا الیگارش‌ها بر اقتصاد ندادند. بااین‌حال یک سری اصلاحات دیگر مثل حذف یارانه‌ها یا اعمال مالیات‌های جدید، نتوانستند مشکلات مربوط به ساختارهای اقتصادی ناعادلانه را رفع کنند و حتی در معدود کشورهایی که رشد اقتصادی بالاتری داشتند همچون مصر، نه‌تنها فقر کاهش نیافت بلکه در مقابل نارضایتی‌ها رو به افزایش گذاشت و این اعتقاد تقویت شد که اقتصادهای کشورهای عربی در چنگال یک سری افراد برگزیده هوادار یکدیگر قرارگرفته‌اند.

موج جدید اعتراضات
هشت سال بعد از بروز بهار عربی، آرامشی که به‌رغم وجود سرخوردگی‌ها در وضعیت به وجود آمده و تا حدی منطقه را برای رهبرانش به وضع معمول برگردانده بود به‌یک‌باره پایان‌یافته و موج جدید اعتراضات در کشورهای عربی گسترش‌یافته است. این وضعیت در کنار بی اطمینانی اقتصادی فزاینده که باعث ناامیدی بسیاری از مردم به‌ویژه جوانان شده رخ‌داده است. خالی شدن خزانه‌های دولت‌ها و قطع شدن تقریبی پول‌های اعطایی کشورهای ثروتمند حوزه خلیج‌فارس باعث شد که قرارداد اجتماعی قدیمی که طی آن دولت به تأمین یارانه‌ها و شغل‌های دولتی می‌پرداخت و شهروندان در مقابل با محدود شدن صدایشان و غیر پاسخگو بودن دولت‌ها کنار می‌آمدند، از بین برود. دولت‌های جهان عرب باید سرنخ را از معترضان گرفته و نشان دهند که خواستار پایبندی به استانداردهای شفافیت سطح بالاتری هستند.

دورنمای مبهم مشارکت
در حال حاضر در این کشورها دورنمای چندانی برای نسل جوان و زنانی که هر چه بیشتر دانش‌آموخته می‌شوند، برای مشارکت در اقتصاد و جامعه وجود ندارد. کار برای آنکه کارآفرین‌ها یا کارفرماها به بازارها و اعتبارها دسترسی پیدا کنند به دلیل وجود شرکت‌های دولتی و یا شرکت‌های متصل در یک شبکه به یکدیگر، سخت شده است. نه‌فقط این وضعیت ناعادلانه است بلکه باعث محروم شدن اقتصاد از پویایی، سرمایه‌گذاری و همین‌طور استعدادهای موجود در نیروهای کنار گذاشته‌شده از این اقتصاد می‌شود. این در حالی است که عوامل داخل این اقتصادها که در برابر تغییر مقاومت می‌کنند، این استعدادها را ندارند. ناتوانی دولت در تأمین خدمات عمومی باکیفیت و کافی از مدیریت زباله گرفته تا تأمین آب و برق، احتمال بهبود وضعیت را ضعیف کرده است. فساد و سوء مدیریت به‌عنوان مقصران اصلی شناخته‌شده‌اند و این تلقی عمومی که دولت نمی‌تواند وضعیت را ارتقاء دهد باعث مطالبه ایجاد یک نظام جدید پاسخگویی شده است.

رویکرد پاسخگویی
این موج جدید اعتراض‌ها حاکی از وجود یک رویکرد پیچیده و برخوردار از پیش‌زمینه‌های قبلی به سمت تعیین استانداردهای جدید پاسخگو بودن برای دولت‌ها است. در پی برگزاری انتخابات در دوران بعد از قیام‌های 2011، سرخوردگی‌ها دوباره افزایش یافت و این وضعیت منجر به بالغ شدن تقاضاها و شیوه عمل معترضان شد. معترضان به‌جای اتکا به انتخابات به شبکه‌های اجتماعی روی آوردند و به‌این‌ترتیب وسیله‌ای قدرتمند برای هماهنگ ساختن و مطرح کردن مطالباتشان به دست آوردند. معترضان صدای خود را پیداکرده‌اند و ظاهراً آماده یک رویارویی دائمی با مقام‌های مقام در برابر تغییر هستند حتی اگر که این اعتراضات در کشورهای مختلف ممنوع یا سرکوب شود. باوجود فقدان شفافیت نزد دولت‌های عربی، جریان اطلاع‌رسانی میان شهروندان و ماهیت اشاعه دهنده شبکه‌های اجتماعی باعث غلبه بر ابهام‌ها شده و یک محیط جایگزین را برای ترویج پاسخگویی ایجاد کرده‌اند. دولت‌های عربی باید کاری کنند که درنهایت به اصلاح رفتار بد دولت‌ها و نخبگان و تقویت اعتماد میان شهروندان منتهی شود.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.