انتخاب تاریخ:   /  /   
اپلیکیشن بخار
کد خبر: 71056 | تاریخ : ۱۳۹۸/۸/۶ - 20:47

ستاره صبح-

کسانی که در امور فرهنگی و تبلیغاتی تجربه و تخصص و از تأثیرات کار تبلیغاتی یا فرهنگی در جامعه نیز ارزیابی درست دارند می‌دانند که افراط در این کارها برای موضوعات مشخص نه‌تنها تأثیر مثبت ندارد که می‌تواند مخاطبان را از آن موضوع زده کند، یعنی مخاطبان را نسبت به هریک موضوعکه روی تکرار صورت می گیرد بدبین و فاصله‌دار نماید. این موضوع می‌تواند در مورد یک فرد یا یک گروه یا یک کالا باشد، می‌تواند یک اندیشه یا یک حقیقت باشد، یک کنش فراگیر ملی یا یک تصمیم سیاسی و اجتماعی باشد و یا می‌تواند یک رویداد شادی‌آفرین یا غمبار تاریخی باشد. درهرصورت زیاده‌روی یا تندروی در تبلیغات، دارای آن‌چنان تأثیرات منفی است که حتی می‌تواند ذهنیت خوب مخاطب در موضوع موردنظر را از بین ببرد و نیاز او را به یک بلا تبدیل نماید. 

دو مثال ساده در مذمت تکرار
که روزی آن‌ها را برای یکی از رؤسای صداوسیما پس از تبلیغات گسترده انتخاباتی به نفع یک جریان سیاسی شکست‌خورده، گفته بودم نظرم را روشن می‌کنم. مثال اول، اگر فردی به شما بگوید من روز جمعه آینده می‌خواهم هدیه‌ای به شما بدهم. شما از او تشکر می‌کنید و رد می‌شوید، فردا آن شخص دوباره شمارا ببیند و حرفش را تکرار کند شما می‌گویید ممنون، دو سه ساعت بعد به شما زنگ بزند و حرفش را تکرار کند شما دیگر تشکر نمی‌کنید و می‌گویید خب، عصر زنگ بزند و حرفش را تکرار کند بدون عکس‌العملی گوشی را قطع می‌کنید، آخر شب بیاید درب منزل شما و بگوید می‌خواهم روز جمعه هدیه‌ای به شما بدهم، دادتان درمی‌آید که هدیه تو را نخواستم رهایم کن. پس تکرار او، حسن توجه شمارا به خبر مثبت او به تنفر از او تبدیل می‌کند. مثال دوم: یک نفر به شما می‌رسد و می‌گوید تشنه هستم، شما به‌جای یک یا دو لیوان آب، شلنگ آب را دردهانش بگذارید و شیر آب را بازکنید. جه می‌شود؟ به‌جای آن‌که نیازش رفع کنید، خفه‌اش می‌کنید! این دو مثال عامیانه روشن می‌کند که تکرار و زیاده‌روی در مخاطب اثر منفی می‌گذارد و درواقع تکرار و افراط آفت تبلیغات و کار فرهنگی است.

صدا وسیما و مخاطبان
از این مقدمه وارد اصل مطلب این یادداشت می‌شویم که آیا این‌همه تبلیغ مستقیم مذهبی سازمان پرهزینه، عریض و طویل صداوسیما می‌تواند روی مخاطبان این رسانه اثر مثبت داشته باشد یا نه؟ فاصله گرفتن بسیاری از جوانان از دین و مذهب آیا حاصل این تکرار و زیاده‌روی برنامه ریزان یا بی‌برنامگی رادیوتلویزیون در موضوع دین و مذهب نیست؟ اگر از سخنرانی‌های مذهبی که در همه شبکه‌ها جاری است در این یادداشت کوتاه بگذریم که البته خود موضوع قابل‌بررسی مهمی است به عزاداری‌های رایج در رسانه ملی اشاره‌ ‌شود. درست است که صداوسیما متعلق به‌نظام اسلامی است، اما باید متناسب با نیاز و خواست مردم ایران برنامه‌سازی کند. بازهم درست است که رسانه ملی وظیفه دارد در ترویج اسلام تلاش کند، اما هر نوع برداشتی که مدیران دوست دارند ،یا به شیوه مناسب باشد نه یا نامناسب؟ اگر فرض کنیم تمامی مردم ایران از مرد و زن و بزرگ و کوچک، شیعه پای بند به آموزه‌های مذهبی باشند، آیا می‌پذیرند که این حجم از برنامه‌های صداوسیما و به‌ویژه برنامه‌های شبانه‌روزی چندین شبکه تلویزیونی به تبلیغ مستقیم شعائر مذهبی اختصاص داشته باشد و کمتر به برنامه هایی که مردم دوست دارند بپردازند؟ آیا درست است که برای عزاداری روزهای عاشورا و تاسوعا از ده روز پیش از آن یعنی از اول ماه محرم برنامه‌های عادی حذف یا کمرنگ شوند و به‌جای آن‌ها سینه‌زنی ، گریه و زاری پخش شود؟ و تا چند روز بعد هم این برنامه‌های رسانه ملی ادامه یابد. اگر مدیران رسانه ملی فکر می‌کنند که بااین‌همه فراوانی و خارج از معمول برنامه‌های عزاداری، دل مردم را به دست می‌آورند یا امام زمان (عج) را ازخودراضی می‌کنند، در اشتباه‌اند. چراکه روانشناسان ، جانعه شناسان و دین شناسان بر این عقیده اند که تکرارها و زیاده‌روی نتیجه معکوس می‌گذارد و درنتیجه بسیاری از مردم از رسانه ملی و از برنامه‌های مذهبی و احیاناً از مذهب ممکن است فاصله ‌گیرند؛ طبیعی است که برنامه‌های مضر به مذهب، دل امام زمان (عج) را به درد می‌آورد. راقم این سطور که یک فرد مذهبی متشرع و علاقه‌مند برنامه‌های مذهبی است این حرف را می‌زند و به دلیل سابقه برنامه‌سازی در تلویزیون به‌طور مرتب تأثیر این شیوه عزاداری رسانه‌ای را روی مخاطبان به‌ویژه جوانان جستجو می‌کند، به این جمع‌بندی رسیده که اگر همان فرض ذکرشده، یعنی شیعی متعصب بودن صد در صد مردم ایران را بپذیریم، پس چرا فاصله گرفتن بسیاری از جوانان از مذهب رقم می‌خورد؟ فرض ما اشتباه است ، مردم ایران دارای تفکرات و اعتقادات گوناگون مذهبی و غیرمذهبی هستند.اگر دست‌اندرکاران و برنامه ریزان رادیوتلویزیون می‌خواهند مطالبات مردم را در نظر بگیرند، حتی مؤمنین متعصب نیز باید برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی در راستای تنوع بخشیدن به برنامه‌ها و جلب سلیقه‌های گوناگون به دین و مذهب داشته باشند، همان‌گونه که در برخوردهای تبلیغی پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) دیده می‌شود. به نظر می‌رسد اولیای امور رسانه ملی تبلیغ ، گسترش اندیشه‌های دینی را در عزاداری ، توسعه سوگواری ، مداحی غمگینانه و گریه و زاری می‌دانندکه این شیوه، شیوه درستی نیست و بهتر است اصلاح شود . ما در ایام سال تعدادی عید مذهبی و ملی داریم. علاوه بر آن در سال 52 روز جمعه داریم که در اندیشه اسلامی این جمعه‌ها عید و روزهای شادی معرفی‌شده است. در صداوسیما برنامه شاد برای اعیاد که اکثر آن‌ها مربوط به‌روز تولد معصومین (ع) می‌باشد، برنامه‌های چندروزه ندارد به‌جز روز میلاد امام دوازدهم شیعه که از یکی دو روز قبل از آن مختصر شادی‌ای در تعدادی از برنامه‌ها یا میان برنامه‌های رسانه ملی مشاهده می‌شود و نیز میلاد مسعود پیامبر اسلام (ص) که در فاصله دو روایت از زادروز پیغمبر اکرم (ص)، توسط مرحوم آیت‌الله منتظری هفته وحدت نام‌گذاری شده است، چند روزی صدا و سیما برنامه هایی برای شادی مردم سراسر ایران را منعکس می‌کند. جز این‌ها از شادی اعیاد مذهبی دیگر در صداوسیما چندان خبری نیست. حتی سالروز تولد بعضی از ائمه معصومین علیهم‌السلام، بعضا با دسته‌گلی که روی میز گوینده خبر گذاشته می‌شود اعلام می‌گردد، نه پخش برنامه های شاد، سرور و زیبا. روزهای جمعه هم از همان اذان صبح، برنامه‌های دعای ندبه و دنباله‌های آن‌که تا ساعت 8 و 9 صبح ادامه دارد همراه با عزاداری و گریه و زاری شروع می‌شود. پرسش این است که چرا مردم، موقع خواندن دعای ندبه که برای ظهور امام زمان (عج) خوانده می‌شود، باید مداحی گریه‌آور و انباشته از غم و غصه بشنوند؟ آیا نمی‌شود دعای ندبه که مخصوص صبح‌های جمعه و دعای سمات که ویژه عصرهای جمعه می‌باشد، با شوق و شادی خوانده شود؟ روسای سازمان صداوسیما نگویند ما این نوع برنامه‌ها را از مردم می‌گیریم. آیا ادعای بیجاست که این‌ها دارند به مردم خط می‌دهند.پرسش دیگر اینکه کی درگذشته برنامه‌های عزاداری مردم این‌گونه بود؟ کی مداحی بااین‌همه غلو، خرافه و حرف‌های بی‌اساس، جای سخنرانی‌های سودمند را گرفته بود؟ ما بزرگ‌شده مجالس عزاداری برای سرور شهیدان حضرت حسین‌ابن‌علی (ع) هستیم. از برنامه دو سه‌ساعته مساجد و حسینیه‌های زمان جوانی ما، حداکثر 15 دقیقه به مداحی اختصاص داده می‌شد. بقیه‌اش همه سخنرانی‌های آموزنده وعاظ و منبری‌های باسواد بود. مداحان آن مجالس فقط شب‌های تاسوعا، عاشورا و شام غریبان، بخشی از وقت ده‌پانزده دقیقه‌ای خود را به سینه‌زنی، آن‌هم با اشعار سنگین ، فاخر و درست، اختصاص می‌دادند. آن مراسم ها همیشه برای ما جذاب و آموزنده بود. پرسش این است که امروزه کدام مداحی آموزنده و سازنده است؟ انگیزه این نوشتار نه این است که اصل پرداختن به شعار دینی،مذهبی و اسلامی نباید در صدا و سیما باشد بلکه نگرانی نویسنده این است که تکرار و افراط در تبلیغ شعائر دینی در عمل نتیجه عکس به بار می آورد و علاوه بر آن باعث مخاطب گریزی از صدا و سیما و سوق دادن مخاطبان به رسانه های بیگانه است که باید جلوی این فرآیند گرفته شود.خلاصه این‌که اگر مدیران رسانه ملی به دنبال گرفتن نتیجه خوب از عملکردشان در برنامه‌های مذهبی هستند باید از شیوه‌های موجود دست‌بردارند و به شیوه‌های جذب‌کننده جوانان به دین و مذهب روی‌آورند تا دین‌گریزی در جامعه رواج پیدا نکند.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.