انتخاب تاریخ:   /  /   
اپلیکیشن بخار
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
گرتاتونبرگ:شما با کلمات توخالی مرا از رویاهایم و کودکی‌ام محروم کرده‌اید، تازه من جزء خوش‌شانس‌ها هستم
عبور زائران اربعین ایرانی از مرز ۳ میلیون نفر
آتش افروخته در بیشه اندیشه‌ها
هدفمند‌سازی پرداخت یارانه مطبوعات
آموزش، روح جاری در توسعه
دستورالعمل جدید برای پرداخت یارانه مطبوعات
بازگشت مرضیه برومند به سینما با «سرزمین بود و نبود»
مجلس اول با وجودی که فیلتر و شورای نگهبان وجود نداشت، بهترین مجلس پس از انقلاب بود
سلحشوری: اگر مجلس در رأس امور بود باید با صداوسیما برخورد می‌شد
خودنمایی عمارت خورشید در هفته تهران
روحانی به‌جای حرف دو پهلو از قانون اساسی پاسداری کند
«هیچ‌کس را جا نگذاریم»
یارانه باید به نشریاتی که دارای هویت هستند پرداخت شود
حضور زنان در ورزشگاه آزادی ؛ آزمون موفق
آیین نکوداشت پدر روزنامه‌نگاری آنلاین ایران
راهپیمایی اربعین، پیمایش رنج به سودای گنج حرم
هدف از خلق ادبیات، کشاندن مخاطب به اندیشیدن است
استــاد صاحبقـران
نخستین پارک فضایی کشور در جزیره قشم
بیشتر
کد خبر: 20777 | تاریخ : ۱۳۹۸/۵/۲۲ - 10:11
چگونگی شکل‌گیری التهاب و نوسان قیمت‌ها و ناتوانی پیش‌بینی رویدادها
مهندس سید افضل موسوی مدیرمسئول روزنامه سازندگی در گفت‌وگو با ستاره صبح تشریح کرد

چگونگی شکل‌گیری التهاب و نوسان قیمت‌ها و ناتوانی پیش‌بینی رویدادها

اشاره: مهندس سید افضل موسوی، سیاست‌مدار اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی است که پیش‌تر نماینده مردم زنجان و طارم در دوره ششم مجلس شورای اسلامی و به مدت ۱۰ سال شهردار منطقه ۲ تهران بوده و همچنین دو سال نیز به عنوان مشاور وزیر کشور دولت اصلاحات فعالیت کرده است. او که هم اکنون مدیرمسئول روزنامه سازندگی است، در گفت‌وگو با ستاره صبح در خصوص وضعیت فعلی کشور در شرایط تحریم‌ها نقطه‌نظرهایش را بیان کرد. وی معتقد است که باید ازنظر اقتصادی آمادگی و پشتوانه لازم را برای ورود به یک جنگ بزرگ اقتصادی داشته باشیم. مشروح گفت‌وگوی ستاره صبح با این عضو کمیسیون برنامه‌وبودجه مجلس ششم را در ادامه می‌خوانید.

ستاره صبح-

     این روزها مشکلات اقتصادی یکی از اصلی‌ترین چالش‌های دولت است و از طرفی گریبان گیر اقشار ضعیف جامعه شده؛ علت و ریشه این مشکلات را چه می‌دانید؟ مشکل اقتصادی است یا مدیریتی؟
من هر دو عامل را در ایجاد مشکل دخیل می‌دانم. این‌که ایالات‌متحده آمریکا ما را تحریم کرد و بقیه کشورهایی را که در چارچوب برجام در حال همکاری اقتصادی و سیاسی با ما بودند محدود و افراد و شرکت‌هایی را که قصد همکاری با ما داشتند منع کرد، یک ضربه به اقتصاد کشور بود. هدف آن‌ها اقتصاد بود، نه موضوعات دیگر. علاوه بر این توسط عوامل‌شان در داخل تا جایی که توانستند اخلال اقتصادی در بازار، سکه و... ایجاد کردند؛ هدف‌شان این بود که اگر ذخایر ارزی ما را نتوانستند به صفر برسانند، میزان آن را کاهش دهند تا ما نتوانیم از این ذخایر برای جبران عدم فروش نفت خود با مدیریت بازارها و خدمات‌رسانی به مردم استفاده کنیم.

      این اخلال را چگونه به وجود آوردند؟
آن‌ها در ابتدا گروهی را استخدام کرده بودند تا جعل اسکناس کنند که این ترفند از همه کنترل‌ها به‌جز کنترل بانک مرکزی می‌گذشت. دلالان و واسطه ها  برای مقابله با دولت  با پول جعلی دلار می‌خریدند و در بازار، نقدینگی کاذب ایجاد می‌کردند. بدین ترتیب هرچه ارز در بازار موجود بود را از طریق ایجاد شایعات روانی از قبیل گرانی دلار و ایجاد قحطی در ایران و به‌وسیله رسانه‌هایی که در اختیار داشتند، از بازار بیرون بردند، این باعث می‌شد تا مردم به دلیل هیجانات ایجادشده به سراغ صرافی‌ها و بانک‌ها بروند و حتی بازرگانان را تهدید می‌کردند تا کالای خود را زودتر و با حجم بیشتر وارد کنند تا آنان از تفاوت قیمت لحظه‌ای دلار بهره‌مند شوند. همه این کارها و روش‌ها دست‌به‌دست هم دادند تا بحران ارزی ایجاد شد. از طرفی دولت هم موضوع را ابتدا جدی نگرفت. اگر دولت مثل ماه‌های اخیر جلوی نوسان ارز را گرفته و مدیریت می‌کرد، این اتفاقات نمی‌افتاد و ذخایر ارزی ما کاهش قابل‌ملاحظه‌ای پیدا نمی‌کرد که ما امروز دچار مشکل شویم.

      چه شد که این اخلال باعث برهم خوردن نظم اقتصادی شد؟
ذخایر ارزی کشور حدود 90 میلیارد دلار در سال ورودی درآمد دارد، درحالی‌که کل هزینه‌های کشور در سال، آن‌هم در شرایط هزینه دست‌ودل‌بازانه حدود 80 میلیارد دلار است؛ چه‌بسا اگر کنترل و احتیاط صورت گیرد، این رقم به 50 میلیارد دلار هم کاهش می‌یابد که میزان ذخیره ارزی کشور بیشتر می‌شود و درنتیجه مشکلاتی ایجاد نمی‌شود. دولت به دلیل این‌که کنترل‌های لازم را انجام نداد، نتوانست موضوع صرفه‌جویی را پیش‌بینی و میزان اثر تحریم‌ها را نیز برآورد کند.

      مگر کشور قبل‌تر از آن بازهم تجربه تحریم نداشت؟
بله اما دولت فکر نمی‌کرد که تا این حد تحریم‌ها شدید و سنگین باشد. کشور حتی زمانی که توسط شورای امنیت سازمان ملل تحت تحریم بود، این‌قدر تحت‌فشار نبود. درواقع دولت تصور می‌کرد فقط ایالات‌متحده ما را تحریم خواهد کرد که تجربه آن‌هم از گذشته وجود داشت و مشکلی در معامله با بازارهای جهانی پیش نیامده بود؛ صرفاً قیمت تمام‌شده اجناس وارداتی از آن کشور کمی بالا می‌رفت ولی درهرصورت خرید بدون مشکل انجام می‌شد. دولت باید تدبیر می‌کرد و این مسائل را پیش‌بینی و احتیاط می‌کرد. یک‌بار به خاطر دارم که آقای روحانی در مجلس گفت ما حتی در برهه‌ای یک دلار ارز نداشتیم. آن‌ها هم از این موقعیت سود بردند و کاری کردند که کارد به استخوان رسید. هم ضعف در تدبیر مدیریتی دولت و هم جنگ تمام‌عیار اقتصادی و تبلیغاتی آمریکا علیه ایران عامل برای این بحران بود.

      نکته‌ای که در اینجا می‌توان گفت این است که موضوع جنگ اقتصادی و کاهش ذخیره ارزی شاید یک بحث و تحلیل تخصصی باشد، درحالی‌که مردم کوچه و بازار کاری به تحلیل‌های اقتصادی ندارند و آنچه به‌طور روزمره با آن مواجه هستند را محل قضاوت عملکرد دولت و حاکمیت قرار می‌دهند. نظر شما دراین‌باره چیست؟
با شما موافقم. مردم عادی تحلیل نمی‌کنند که دلیل ایجاد چنین بحرانی چه بوده است. آن‌ها به مسائلی که پشت پرده یک بحران اتفاق می‌افتد کاری ندارند، بلکه به وضعیت موجود می‌نگرند؛ اما دولت که به‌عنوان یک تشکیلات عریض و طویل همه آمارها و تحلیل‌ها را در اختیار دارد و از بهترین متخصصان اقتصادی بهره می‌برد، می‌توانست حداقل پیش‌بینی‌های لازم را انجام دهد و اجازه ندهد کار به این مرحله برسد. البته در بُعد نظامی ما همه پیش‌بینی‌های لازم را انجام دادیم که جنگی رخ ندهد تا دشمن فکر دست‌درازی به کشور به سرش نزند، اما تنها موضوع نظامی به‌تنهایی مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه باید ازنظر اقتصادی هم پشتوانه لازم را برای ورود به این جنگ بزرگ و تمام‌عیار داشته باشیم. یادآور می‌شوم که کشور هرگز تجربه چنین تحریم سنگینی را نداشته است.

      پس از دور جدید تحریم‌ها یکی از تصمیمات دولت در نظر گرفتن نرخ 4200 تومانی برای دلار در مورد کالاهای اساسی بود. شما این تصمیم را چطور ارزیابی می‌کنید؟
من این تصمیم را صحیح نمی‌دانم. همان موقع اگر به‌جای 4200 تومان، قیمت ارز برای مثال 7000 تومان و متناسب با تورم موجود اعلام می‌شد اتفاق نوسان شدید قیمت ارز نمی‌افتاد؛ سال97 شرایط مدام در حال تغییر بود و کسانی که در حال مراودات تجاری بودند، اختلاف قیمت ارز 4200تومانی با ارز آزاد برایشان به‌صرفه نبود و به همین دلیل مشکلات ایجاد شد.
      برخی معتقدند که یکی از دلایل عدم توفیق دولت در مدیریت بحران به وجود آمده در اقتصاد، چندصدایی در دولت بوده‌است؛ وجود معاونت اقتصادی ریاست جمهوری، مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور، وزارت اقتصاد و دارایی و سازمان برنامه‌وبودجه در تصمیم‌گیری‌ها که سران هرکدام هم رویکرد خاصی در اقتصاد دارند باعث شده تا عملاً یک مسیر مشخص وجود نداشته باشد. شما تا چه میزان با این گزاره موافق هستید؟
به نظر من رویکرد هرکدام از این مجموعه‌ها به‌تنهایی اهمیتی ندارد، زیرا در رأس همه این‌ها رئیس‌جمهور است که باید همه این رویکردها را در کنار یکدیگر تجمیع کند تا در دولت و درواقع در کل مجموعه حاکمیت شاهد تک‌صدایی باشیم. یکی از مسائلی که می‌تواند موجب مغلوب شدن در مقابل دشمن شود عدم اتحاد است. همه ارکان نظام اعم از سران سه قوه، دولتمردان، نمایندگان مجلس و... باید یک‌صدا باشند تا بتوانیم از مرحله بحران عبور کنیم. خوشبختانه این روزها شاهد یک‌صدایی و هماهنگی هستیم.

      از موضوعاتی که در حاشیه تحریم‌های کلان برای کشور به وجود آمد، تحریم نفتی بود که بسیاری از مشتریان اصلی نفت ایران دیگر از ما نفت نمی‌خریدند. به نظر شما کاهش درآمدهای نفتی برای کشور که اقتصادش وابسته به نفت است، فرصت است یا تهدید؟
از آن جایی که اقتصاد کشور هنوز به مرحله‌ای نرسیده که بتواند بدون نفت روی پای خود بایستد، هرقدر هم که بخواهیم بگوییم به نفت وابسته نیستیم حقیقت را نگفته‌ایم. با در نظر گرفتن این واقعیت، کاهش درآمدهای نفتی یک مشکل است؛ زیرا در حال حاضر نزدیک به 40 درصد بودجه کشور از محل درآمدهای نفتی تأمین می‌شود. درست است که نسبت به گذشته‌ها که این رقم بین 80 تا 90 درصد بوده، بودجه کاهش قابل‌توجهی داشته‌است، اما هنوز وابستگی کشور به نفت قطع نشده است. اگر از فرصتی که پیش از اعمال تحریم‌ها در سال90 و بعد سال‌های 96 و 97 داشتیم استفاده می‌کردیم و درآمد حاصل از نفت را در کشور سرمایه‌گذاری می‌کردیم، امروز مشکل نداشتیم؛ آنگاه می‌توانستیم بگوییم که تحریم برای ما یک فرصت به‌حساب می‌آید. من در یکی از نطق‌های خود در مجلس ششم گفتم تا زمانی که پول نفتی که از زیرزمین درمی‌آید، روی زمین تبدیل به سرمایه نشود، همین مشکل باقی خواهد ماند. متأسفانه این اتفاق نیفتاد و دولت‌ها امور روزمره خود را از محل فروش نفت پیش بردند. درنتیجه درآمدهای نفتی به‌خصوص در دولت نهم و دهم که بیشترین میزان فروش نفت را در تاریخ ایران داشت، صرف وعده‌های عمرانی و واردات بی‌رویه کالاهای غیرضروری شد و از محل فروش نفت، ریال به دست آوردند و وارد چرخه داخلی اقتصاد کردند.

      البته در همان دوره، بخشی از این ریال صرف پرداخت یارانه‌ها شد. به این بهانه بگویید در شرایط فعلی تکلیف دولت با معیشت مردم چه می‌شود؟
من در اینجا می‌خواهم از فرصت استفاده کنم و بگویم یارانه دادن به همه اقشار و دهک‌های جامعه امری غلط است. بله باید به اقشار کم‌درآمد یارانه پرداخت شود؛ زیرا توانایی اداره کردن زندگی خودشان را به‌خصوص در چنین شرایطی ندارند ولی دیگر لازم نیست به افراد متمول هم یارانه پرداخت شود. در عوض می‌توان این پول هنگفت را به سرمایه‌گذاری‌های کلان اختصاص داد. مزیت سرمایه‌گذاری این است که برای جمعیت زیادی درآمد، اشتغال و آینده ایجاد می‌شود. باید در نظر گرفت که اگر شغل وجود داشته باشد، به خاطر برقراری درآمد خانوار، بخش زیادی از مردم می‌توانند زندگی خود را حتی باوجود تورم اداره کنند.

      حال این سؤال پیش می‌آید که چگونه می‌توان فرصت سرمایه‌گذاری ایجاد کرد؟
من به خاطر دارم ماهاتیر محمد در دوره اول نخست‌وزیری‌اش در مالزی گفته بود بدون اینکه دولتش ذره‌ای سرمایه‌گذاری کند، سالی 20 درصد در سرمایه دیگران شریک است؛ همه کنجکاو شدند که منظورش چه بوده؟ او به سرمایه‌گذاران گفته بود بیایید سرمایه‌گذاری کنید؛ من هم از شما پولی نمی‌خواهم، در عوض هنگامی‌که به سرمایه رسیدید، 20 درصد مالیات بپردازید. بدین ترتیب 20 درصد در سرمایه آنان شریک می‌شد. ما هم سرمایه‌گذارانی داریم که تمایل دارند پولشان را سرمایه‌گذاری کنند؛ دولت ایران هم بدین شکل می‌تواند از آنان حمایت کند؛ اما عده‌ای انتقاد می‌کنند که چرا دولت وام‌های کلان به سرمایه‌گذاران می‌دهد. درصورتی‌که اگر بستر فراهم باشد و نظارت درست صورت گیرد، چه عیبی دارد که وامی پرداخت و کارخانه‌ای احداث شود؟ کارخانه را که کسی نمی‌تواند با خودش ببرد؛ یک سرمایه همیشگی برای کشور ایجادشده است. متأسفانه اکنون شاهد هستیم که نه‌تنها تشویق به سرمایه‌گذاری کمرنگ شده، بلکه عده‌ای از روی کج‌فهمی علیه آن تبلیغ می‌کنند. فرض کنید یک سرمایه‌گذار یک وام 1500میلیاردی برای احداث یک واحد پتروشیمی از دولت بگیرد، در مقابل بعد از راه‌اندازی، اشتغال ایجاد می‌شود، برای دولت درآمد حاصل می‌شود و ارزآوری برای کشور دارد؛ بنابراین دولت باید چنین فرایندی را تسهیل و از طریق سرمایه‌گذاری ارز به دست آورد؛ اما دولت نه وام می‌دهد، نه خودش سرمایه را تملک می‌کند؛ بنابراین سرمایه‌گذار را در یک بام و دوهوا نگه می‌دارد.

      برای آن‌که دولت در چنین شرایطی بتواند اوضاع اقتصادی را کنترل کند تا جمعیت بیشتری زیرخط فقر قرار نگیرند و از طرفی بتواند اهداف کلان مثل سرمایه‌گذاری را تقویت کند، چه راهکاری پیش روی خود دارد؟
به نظر من رئیس‌جمهور باید خودش به صحنه آمده و همه نیروهای کشور را با خود همراه و هم‌صدا کند. آن‌چنان‌که خود روحانی در دیدار با رهبری درخواست کرده بود فرماندهی جنگ اقتصادی بر عهده رهبری باشد، ایشان پاسخ دادند این فرماندهی بهتر است بر عهده رئیس‌جمهور باشد. پس‌ازآن شاهد هستیم که دولت مدیریت بهتری داشته و وضعیت بازار مالی را به سمت آرامش پیش برده است. علت آن است که دولت توانسته ریال را مدیریت کند و درنتیجه بازار ارز را به سمت تثبیت سوق دهد. مذاکره با کشورهای همسایه و هم‌پیمان نیز در این زمینه بی‌تأثیر نبوده و کشور توانسته با این روش وضعیت بازار پول را مدیریت کند. مطمئن هستم اگر همت بیشتری در این راه گماشته شود، مشکلات با سرعت بیشتری حل خواهد شد. هرچند باید در نظر داشت که در کنار مدیریت اقتصاد، تلاش‌های دولت در جهت پیشبرد سایر اهداف اعم از مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، روابط خارجی و تعامل با دنیا و... باید همچنان تداوم داشته باشد.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.